مشارکت معلمان با کدامین سازو کار؟

رسول پاپایی / روزنامه هدف اقتصاد / 12اردیبهشت 91

امروز روز معلم است ، فرصتی که به جامعه داده می شود تا برای یک روز هم که شده عمیق تر به مدرسه ونظام آموزشی و تعلیم وتربیت فرزندانش نگاه کند و درباره چالش ها و نقاط قوت و ضعف آن متفکرانه تدبر کند . روز معلم برای خود معلمان هم یک فرصت است . فرصتی که نگاه دولت و ملت را به دشوار های حرفه معلمی و کاستی ها وکمبود ها و مشکلات نظام اموزشی  جلب کنند . روز معلم برای دولت و مسئولان و برنامه ریزان هم یک فرصت است،  فرصتی است تا فارغ از همه ی ملاحظات پای درد دل ودل نگرانی ها ی جامعه ی معلمی مانند: (  شکسته شدن هیمنه و اقتدار معلمان ، فضا های اموزشی نا مناسب ، کمبود مزمن بودجه و اعتبار ، روش های تدریس مندرس و قدیمی ، به روز نشدن دانش حرفه ای معلمی ، محروم ماندن از آزمایشگاه وکتابخانه های مجهز ، فقدان تجهزات کمک آموزشی ،فرار نخبگان با هر فراخوان برای بازنشستگی قبل از موعد ، سیستم مدیریتی انقباضی ومداربسته حاکم بر نظام اموزشی ، مسلوب الاراده بودن مدیران ومعلمان در برابر بخش نامه ها ی دستوری ،  نگاه از بالا به مدرسه و معلم ، عدم مشارکت معلمان در تصمیم گیری ها ، نگاه مصرفی به نظام آموزشی ، و مشکلات معیشتی و دغدغه های اقتصادی معلمان بنشینند و به دنبال پاسخ و چاره بگردند و از خود به عنوان دولتمرد و مدیر بپرسند ، به راستی برای بهبود شرایط حرفه ای و معلم ها وبالندگی نظام آموزشی و عقب نماندش از قافله روز دنیا ،  می خواهیم چکار کنیم ؟

یکی از دغدغه ها و گلایه های معلمان اجیاد طرح ها و تغیرات گوناگونی است که از بالا به مدارس دیکته می شود و معلم ها در تشخیص ضرورت اجرایی شدن و کم کیف تهیه و تدوین برنامه ها مشارکت داده نمی شوند انها می پرسند جایگاه مشارکت معلمان در تهیه و تدوین ان چه که قرار است در اموزش و پرورش بیفتد کجاست و علی رغم تاکید سند تحول و قوانین بالا دستی چرا کماکان نگاه به معلم و مدرسه از بالا ست و معلم ها در برنامه ریزی ها به بازی گرفته نمی شوند ؟  
 
احیای مرجعیت معلم با کدام سازو کار؟

نهاد های صنفی شاید مهم ترین تشکل مردم نهادی باشند که با هدف برقراری رابطه تعادلی و تعاملی با دستگاه اداری بوجود امده اند در کشور ما هم کارگران و مهندسان وپزشکان با بهره گیری از این شیوه ،هم به ایجاد تعامل و تعادل با دستگاههای اداری پرداخته و هم به عنوان صدای صنف به طرح مطالبات و خواسته های انان به دور از هیاهوو بازی سیاسی پرداخته اند .
 نگاهی به اموزش و پرورش کشور های پیشرفته هم نشان می دهد که در کنار دستگاه اداری کار امد و مدیریت صحیح منابع انسانی ومالی ، همیشه یک تشکل و "سازمان معلمی" قوی و گسترده وجود دارد که در تمامی بخشها ی مرتبط با نظام اموزشی و معلمان مورد مشورت قرار می گیرد .
در کشور ما هم همیشه مهم ترین برنامه ی وزیران،" مشارکت معلمان" در تصمیم گیری ها و توجه به نقش آفرینی انهااعلام شده است که اخرین مورد ان وعده وزیر محترم اموزش و پرورش حا جی بابایی تحت عنوان" مشارکت فراگیر معلمان و باز افرینی مرجعیت انان" بوده است .  حاج بابایی هم تا کنون در این خصوص نتوانسته یا نخواسته است تا ساز وکار مشخص و مدونی که به صورت فراگیر جمعیت کثیرمعلمان را در بر بگیرد نهایی کند وارتباط وزارت با معلمان را همچنان درحد دیدار های چهره به چهره و فردی باقی گذارده است و وزاتخانه همچنان از بازوی قدرتمند و توانمند نظرات و خواسته های متنوع فرهنگیان محروم باقی مانده است .ازطرفی گستردگی وزارت اموزش وپرورش و فراوانی معلمان هم موجب شده تا انان هم ، قادرنباشند  خواسته ها و مطالبات خودرادسته بندی شده به مسولان ارائه دهند.
 به نظر میرسد جهت بهرمندی از پتانسیل عظیم فکر واندیشه معلمان باید به د نبال ایجاد ساختاری مدون و فراگیربود که از یک طرف اولا :همه ی معلمان را در بر بگیردثانیا : به دنبال فعالیت های سیاسی با تابلوی صنفی و به نام معلمان نباشد ثالثا: استقلال خودرا از دستگاه اداری حفظ نماید . و از طرف دیگر هم ، دستگاه اداری نگاه سوظنی به فعالیت صنفی را به نگاه تعاملی تغییر دهد و استقلال چنین نهادی را به رسمیت بشناسد و توقع دنباله روی از ان را نداشته باشد .
 به هرروی ،سیر روبه رشد شکل گیری نهاد های صنفی و تجربه موفق کارگران و پرشکان و مهندسان در برخورداری ازتشکل صنفی و تعامل با دستگاه اداری نگرش نوین در عرصه نهاد های صنفی معلمان را می طلبد نگرشی که هنوز می توان منتظر بود تا شاید حاجی بابایی اغازگر دوره ی جدیدی از ان باشد.
 

 http://www.hadafeconomic.com/Template1/Article.aspx?AID=5178#34064

معیشت معلمان نیاز مند توجه ویژه است !

رسول پاپایی / روز نامه آرمان 11اردیبهشت 91

سابقه روز معلم به 12اردیبهشت 1340 می رسد ، 12اریبهشت 1340 خیابان های تهران شاهد انبوه معلمان و اموزگارانی بود، که برای تحقق خواسته های صنفی و افزایش حقوق، دست به اعتراض زده بودند ، اعتراض معلم ها، رفته رفته به درگیری با پلیس کشیده شد، شلیک مستقیم سرگرد ناصر شهرستانی رئیس کلانتری بهارستان که به سر" ابوالحسن خانعلی" معلم ساده ی دبیرستان جامی اصابت کرد، آتش خشم معلمان را شعله ور کرد ،دیری نپائید که زبانه های این اتش ، دولت وقت را مجبور به استعفا نمود .

 18اردیبهشت همان سال  معلم ها اجتماع بزرگتری را شکل دادند وان روز اعلام کردند از این پس 12 اردیبهشت را به عنوان روز معلم گرامی می دارند.

  از ان زمان تاکنون به 12 اردیبهشت که می رسیم، سهم معلمان در عالم واقعیت و دنیای بیرون از واژه ها ، تنهاتکرار مکررات و تسلل وعدها بوده است و ان چه که به فراموشی رفته است ، توجه جدی به دغدغه های معلمان بخصوص در بعد اقتصادی و معیشت ورفاه بوده است .

اخرین وزیراموزش و پرورش  به ساختمان این وزارت خانه آمد گفت :" معلم به عنوان کسی که پژوهشگر می سازد نباید کارمند نامیده شود" .وی همچنین گفته بود :" باید وظایف معلمان را با اساتید دانشگاه مقایسه کرد " و وعده داده بود که عزمش را جزم کرده "تا معلم را به قله ببرد  ."  

  از تشابه وظایف معلمان با اساتید دانشگاه  سخن گفته میشود، اما از مقایسه حقوق استادان دانشگاه با معلم ها حرفی زده نمی شود . معلم ها از این که در دنیای کلمه ها اورا کارمند نمی دانند وبه عنوان"تربیت کننده ی پژوهشگر" می شناسند، اما در دنیای واقع ، با ساعت کار و تدریس بیشتر ازاستادن دانشگاه ،حقوق ودریافتی شان با مدرک لیسانس و فوق لیسانس ودکترا از یک سوم حقوق و مزایای هیات علمی دانشگاه کمتر است احساس خوبی ندارند ،انها انتظار دارند که ،به جای  این حرف های شیک و مراسم های رنگ باخته ی دولتی مانند روز معلم ، شاهد اقدام های عملی و اجرایی جهت ارتقا حرفه و بهبود شرایط معلمی باشند ؟!

اکنون که روز معلم است مناسب است که بدون تعارف بگویم اگر قرار است معلم ها به قله رسانده شوند، اگر قرار است شان معلم به او باز گرداننده شود ، اگر قرارست نگاه به معلم نگاه به عنوان یک کارمند ساده دولتی نباشد ،  ابتدا باید معلم ها را از زیر خط فقر نجات داد، باید مسئولان اموزش و پرورش در دولت ، صدای انان باشند و در برابر تورم 20 درصدی به افزایش حقوق 10 درصدی معلم ها اعتراض کنند و به فکرراهکار هایی برای جبران کاهش روز افزون قدرت خریدشان باشند .

 اما  به دلیل مشکلات ناشی از حقوق پایین ،و بالا بودن هزینه های زندگی بخصوص در شهر های بزرگ ، گروه زیادی از معلم ها برای جبران کمبود های یک زندگی ساده ناگزیر هستند به شغل دوم و بعضا مشاغلی دون شان معلمی بپردازند که موجب متزلزل شدن جایگاه و منزلت معلمی و اسیب به شیوه تدریس و کیفیت اموزش و از بین رفتن فرصت تحقیق و مطالعه و پژوهش برای انان است .

این که وزیری در پاسخ به نا چیز بودن حقوق معلمی برای برخورداری از یک زندگی ساده ،معلم هارا  به رفتن از اموزش و پرورش راهنمایی می کند و این که وزیری دیگر، بدون در نظر گرفتن واقعیت های جاری بر زندگی یک معلم،  دوشغله بودن معلم ها را تکذیب می کند با گرامیداشت روز معلم ودرک درست از شرایط معلمی و تلاش عملی برای کاستن از دغدغه هایشان تفاوت عجیبی دارد .

من هم مثل بسیاری دیگر باور دارم ،رنج ها و دغدغه های معلمان ، تنها در مسائل رفاهی و اقتصاد و معیشت خلاصه نمی شود. اما باید گفت معلمان همواره در سخت ترین شرایط با درک درست از روز های سخت" جنگ" و " سازندگی "همراه و همیارا نقلاب و نظام بود ه اند و شایسته است اکنون  که کشور در مسیر ارامش و رشد و بالندگی قرار گرفته است نگاهی ویژه و جهادی به مقوله ی معیشت و اقتصاد حرفه معلمی داشته باشیم ،تا معلم ، نه در دنیای واژه ها ،بلکه در مدرسه و کلاس درس و جامعه هم احساس کند. او یک کارمند ساده نیست بلکه، کسی است که "پژو هشگر" می سازد و باید فارغ از غم اب ونان هر روز بیشتر از دیروزدرپی اموختن و دانش افزایی خود وشاگردانش باشد.

متن کامل یاداشت در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پاداش باز نشسته ها


حمیدرضا حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش: در گذشته فرهنگیان بازنشسته می‌شدند و یک‌سال بعد پاداش پایان خدمت خود را دریافت می‌کردند که از این پس به گونه‌ای برنامه‌ریزی کردیم و به ادارات کل استان‌ها نیز ابلاغ شد تا فرهنگیان در همان زمان  بازنشستگی پاداش پایان خدمت را دریافت کنند. بنابر این از ابتدای فروردین امسال هر فرهنگی که بازنشسته شود، پاداش پایان خدمتش را در همان هفته دریافت خواهد کرد.

هدیه معلمان نمونه !

قائم مقام وزیر در ستاد مرکزی بزرگداشت مقام معلم درباره  هدایای پیش‌بینی ‌شده برای معلمان نمونه می گوید: به معلمان نمونه شهرستانی 300 هزار تومان، به معلمان نمونه استانی 500 هزار تومان و به معلمان نمونه در سطح کشور یک میلیون تومان به همراه یک فیش حج عمره اهداء می‌شود.

نگاهی به اولین نمایشگاه تکنولوژی آموزشی

رسول پاپایی/ روزنامه آرمان / 3اردیبهشت91

در اخرین روزبه نمایشگاه تکنولوژی و محصولات آموزشی  رفتم ، این نمایشگاه  از شنبه 26 فروردین در مصلی امام خمینی به مدت یک هفته در فضایی به مساحت 15هزار متر مربع  با 200غرفه دایر بود تا مدارس ومعلمان و دانش اموزان از آن بازدید و با اخرین تکنو لوژی و محصولات کمک اموزشی و کتاب های آموزشی و کمک درسی و انواع بازی ها ی نرم افزاری و سخت افزاری آموزشی و تجهیزات و مبلمان آموزشی  مدرسه ها از نردیک اشنا شوند .

هر چقدر بخش خصوصی با  غرفه هایی عموما شیک و پر محصول و غرفه دارانی با انگیزه وجدی درمعرفی، کالای کمک اموزشی،  حاضر شده بودند. بخش دولتی از جمله سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی با کمترین انگیزه به نمایشگاه امده بودند ، بگونه ایکه غرفه "سازمان پژوهش و برنامه ریزی درسی" در پایانی ترین قسمت و کمترین فضا و در نهایت بی سلیقگی وبی انگیزگی در نمایشگاه حاضر شده بود که در خور وشایسته چنین نهادی نبود .با خنده به دوستانی که در این غرفه بودند می گویم : از حال وروز این غرفه به خوبی می شود فهمید وضعیت پژوهش و جایگاه تکنولوژی اموزشی در مدرسه ها چگونه است و نگاه مسئولان به این امر چیست. !!

شکل حضور بخش خصوصی نشان می داد که این بخش ،از اشتیاق و تمایل مدیران ومدارس جهت فاصله گرفتن از "شیوه های سنتی درآ موزش" اگاه است و به عنوان به عنوان یک فرصت اقتصادی خوب به این امر نگا ه می کند .  مشتاق بودم که ببینم صندوق ذخیره  فرهنگیان که مالک قدیمی ترین و نام اشناترین شرکت تولید کننده وسایل کمک اموزشی کشورشده با این شرکت که قرابت دیرینه ای با مدارس دارد چه می کند،و چه نگاهی به این گونه فرصت های نمایشگاهی دارد و چگونه برای سرمایه ای که به نام فرهنگیان و معلمان است فرصت سازی کرده و تلاشش برای معرفی اخرین دستاورد های کمک اموزشی واموزشی به مدارس و معلمان و دانش اموزان چگونه است ؟. این اشتیاق مرا به  غرفه" شرکت صنایع آموزشی" رساند غرفه ای از غرفه سازمان پژوهش و برنامه ریزی به مراتب بزرگتر اما بی انگیزه ترو ناامید کننده تر که هیچ نشانی از بزگترین بودن در تولید و بومی سازی محصولات کمکی اموزشی از ابتدایی تا دانشگاه را با خود ندارد، این شرکت با مطرح شدن بحث خصوصی سازی 15درصد سهامش در اختیار شرکت گسترش باقی ماند ومابقی سهام به صندوق ذخیره فرهنگیان واگذار شد.  خصوصی شدن این شرکت از جهت مقرارت، و دولتی ماندن روح حاکم بر ان شاید اصلی ترین دلیل رخوت ورکود حاکم برا ن تلقی شود واستانی شدن روند تهیه وسایل کمک اموزشی از طرف مدارس و سازمان ها این شرکت را با مشکلاتی از جهت بازاریابی دچار کرده است . با دوستانی که در غرفه بودند هم صحبت می شوم فحوای کلام نشان می دهد که برداشتم از این وضعیت حضور اشتباه نبوده است واذعان می کنند که این شکل حضور شایسته نام وقدمت وآوازه ان نیست . با خودم می گویم ، صندوق ذخیره اگر از چنین نام و قدمتی این گون بهره وری می کند از سایر سرمایه های معلمان چگونه می خواهد به انها سود  برساند ؟!! از تاثیر این نمایشگاه  می پرسم، ان را برای اشنایی معلمان و مدیران با انچه که در بازار جهت بهبود شرایط یادگیری در مدرسه ها هست  ضروری می دانند واشاره می کنند که : به نظر می رسد در روند موسوم به هوشمندسازی تعاملی بین مدارس و مسئولان ای تی و جود ندارد و در این خصوص نیاز سنجی نشده است ، این که هر مدیرمدرسه ای بخواهد با خرید چند کامپیوتر ادعای هوشمند سازی داشته باشد گم کردن مسیر وافتادن در راه تبلیغ ونمایش است . مدیران  ومعلمان، برای شناخت نیازهای مدرسه، باید اموزش ببینند، مثلا نباید این گونه باشد که مدیران مدرسه برد های اموزشی را به چشم یک ال سی دی نگاه کنند . برگزاری این گونه نمایشگاه ها و ایجاد سیاست های تشویقی برای حضور معلمان و دانش اموزان به بالا رفتن این شناخت واگاهی از ان چه که در مدرسه نیاز مند ان است کمک می کند .

شاید خود مسئولان اموزش و پرورش هم باور نمی کردند که علی رغم زرق وبرق بخشی از غرفه های شر کت های خصوصی این بخش دانش اموزی و مدرسه ای نمایشگاه و ارائه توانمندی ها انان این گونه مورد توجه قرار بگیرد و شاید خود مدارس و دانش اموزان غرفه دار هم باور نمی کردنند که چنین درس  خواندن در مدرسه ای که به انها  آشپزی – باغبانی _ مهمانداری هواپیما  _هتلداری  ویا خلبانی یاد می دهد تا این حد مورد استقبال و احترام مردم قرار بگیرد .  بخش دستارود های دانش آموزی و مدرس اموزش و پرورش به خوبی و بیشتر از ساعتها مصاحبه و سخنرانی مسئولان نشان می داد که اگر سمت وسو در مدارس دور شدن از حفظ محوری باشد بچه ها تا چه اندازه  می توانند مفید بودن را در همان سن دانش اموزی احساس کنند .

 درغرفه ی مدرسه ای از منطقه 5 خانم معلمی که با حرارت و شوق وذوق محصولی کمک اموزشی را برای یک مخاطب توضیح می داد . صبر کردم تا توضیحاتش تما م شود . خودش را مهری کردلومعرفی کرد . می گوید : در چهارمین دوره  جشنواره تولید محتواآموزش درس افزار نفر اول کشورشده سا و در پنجمین دوره رتبه دوم را کسب کرده است او بدون انکه اشنایی با کامپیوتر داشته باشد از طرق دوره های اموزش معلمان با کامپیوتر اشنا شده و بعد از ان تنها با همت خودش تونسته کتاب عربی دبیرستان را بصورت یک نرم افزاراموزشی کامل تهیه کند و روانه بازار کند . او هم اشاره می کند که امروزه معلم ها علاقمند هستند از شیوه های اموزش سنتی فاصله بگیرند.او اعتقاد دارد اموزش و پرورش با مطرح کردن بحث مدرس هوشمند و اموزش کامپیوتر به معلم ها استارت این تحول را زده  اما در این مسیر موانع ومشکلاتی مانند،کمبود امکانات  ،بی انگیزگی ، عدم توجه به هزینه و اقتصاد ، عدم اشنایی مدیران با تثیر روش های نوین ، وجود دارد که نیاز مند تجه مسئولان است .

 برگزاری این نوع نمایشگاه ها که مخاطب اصلی ان معلم ها و مدارس ومدیران و دانش آموزان هستند اقدامی نو ودر خور تقدیر است چراکه اگر آموزش و پرورش ما  به دنبال تحول در شیوه های تدریس و روش های آموزشی هست و می خواهد معلم ها ومدارس از روش های تدریس سنتی فاصله بگیرند و از یکنواختی و کسالت حاکم بر کلاس های درس و مدارس بکاهند وفرایند تدریس را به یک جریان با نشاط و شوق انگیز تبدیل کنند  این مهم با توصیه و دستورو بخشنامه و ارزو محقق نمی شود بلکه ایجاد این گونه فضاهای عینی و نمایشگاهی و حاضر شدن معلمان و مدیران و دانش اموزان به عنوان مهم ترین و اصلی ترین بخش تحول آفرین در آموز ش و پرورش در این گونه فضا ها انان را از نزدیک با سرعت دگرگونی ها وتنوع در شیوه های اموزش و مدرسه و کلاس داری ومدد گرفتن از تکنولوژی اشنا می کند و انان را به این پرسش مهم می رساند که چرا مدرسه وملاس درس من نباید از این موهبات و امکانات  بهر مند باشد و این علمت سوال مدیر ومعلم را به ایجاد تغییر و تحول در سبک مدرسه داری وکلاس داری وتدریس ترغیب و تشویق می کند و انها به چاره جویی و پیش بینی راهکاری برای استفاده از ان می کند.

دیگر این که برگزاری این نمایشگاه نشان داد  آموزش و پرورش و مسئولان ان می توانند بجای برگزاری نمایشگاه ها و همایش ها و سمینار های  سلیقه ای و غالبا با اهداف سیاسی  که عموما کمترین تاثیری در بهبود شرایط حرفه ای معلمان و تقویت نظام اموزشی ندارد قادر است با نیاز سنجی از نظام آموزشی و ذائقه و علاقه معلمان و دانش اموزان  رویکردی جدید را تجربه کند و به این باور برسند که ایجاد این گونه فرصت ها برای نظام اموزشی و معلمان که انان را با تجربه ای جدید در امر آموزش و تعلیم وتربیت اشنا می کند .

آیا تنبیه بدنی منقرض شده است ؟

رسول پاپایی / روزنامه آرمان شنبه 2اردیبهشت

وزیر آموزش و پرورش چند روز قبل به خبرنگار ان گفته بود : "تنبیه‌بدنی دیگر منسوخ شده است البته ممکن است در بعضی از نقاط کشور برخی افراد استثنائاً انجام دهند اما در اصل منسوخ شده است.وی ادامه داد: "اگر کسی تنبیه‌بدنی انجام دهد، خلاف قانون عمل کرده و مورد سؤال قرار می‌گیرد و عملی به شدت اشتباه است."حاجی‌بابایی اضافه کرد:" ممکن است معلم سرکلاس عصبانی شود و کاری انجام دهد که اشتباه باشد که البته این رفتار را توجیه نمی‌کنیم و معتقدیم که نباید به هیچ عنوان تنبیه‌بدنی در مدارس اتفاق بیفتد."وی با بیان اینکه تنبیه‌بدنی در مدارس به شدت کاهش پیدا کرده است، گفت: "باز هم سفارش‌ها بر این است که تنبیه‌بدنی صورت نگیرد".وزیر آموزش و پرورش با وجود اعتقاد به انقراض تنبیه  افزوده : "نمی‌توانم قول دهم که هیچوقت تنبیه بدنی اتفاق نیفتد زیرا انسان ممکن است که خطا کند اما امیدوارم صورت نگیرد".

بیان این جملات از طرف وزیرمحترم سخن تازه ای نیست و سال قبل هم ادعای انقراض تنبیه و برچیده شدن خشونت در مدارس با رسانه ها مطرح شده گردید ه است . قبل از هر چیزی  باید گفت ، تنبیه و چرایی آن از مباحث مهم در حوزه تعلیم وتربیت و نظام های اموزشی در جوا مع  گوناگون بوده و هست. یافته های جدید علمی نشان می دهد ، شدت وضعف تنبیه در نظام های اموزشی،  تنها متاثر از معلمان و مربیان نبوده و ارتباط مستقیمی با عوامل مختلف اجتماعی و شرایط فرهنگی کشور ها دارد .

بدون تردیدحذف تنبیه و هر گونه خشونت در مدارس ارزوی همه ی دلسوزان نظام اموزشی میباشد . زیرا اعمال خشونت در همه ی اشكالش از منظر انسانی و تربیتی  روشی منسوخ و مذموم است و تاثیرناخوشایند ی بر روح و جان فرد تنبیه شده می گذارد .

رشد اگاهی ها و اطلاع از قوانین موجب شده تا جامعه معلمی ،  از زشتی و ناكارامد بودن تنبیه بدنی  به خوبی باشد و اكثریت معلمان به تنبیه به عنوان یك "انتخاب "نگاه نمی كنند و از سر "اضطرار" و ناكارآمدی سایر شیوه ها کلاس داری هم،  مسئولانه دشواری های حرفه معلمی  را پذیرفته و از اعمال تنبیه بدنی  با بردباری وصبر خودداری می كنند.
از نظرمعلمان و درقواعد حرفه معلمی ،تنبیه بدنی نه تنها ،  نشانه ای برای اقتدار معلم محسوب نشده بلكه معلمی كه تنبیه می كند از نگاه همكارانش ،معلمی ضعیف وناتوان دركلاس داری قلمداد می شود  .
 
وجوداین نگاه و نگرش به تنبیه در میان معلمان ، نشانه ی  بری بودن اكثریت معلمان از اعمال تنبیه بدنی است .

همیشه به هنگام این گونه اظهار نظر ها و ادعا های کلی ،  منتقدان و نمایند گان افکار عمومی ، در مقام پاسخگویی برامده و به بررسی مقوله تنبیه و علل و عوامل ان پرداخته و مدعی فراوانی تنبیه در مدارس می شوند و جالب این که هردو گروه برای انقراض یا فراوانی تنبیه در مدرسه ها بررسی و پژوهشی دقیق نکرده واماری علمی و قابل اتکا ندارند تا، به زبان امار و بر اساس عدد ورقم  به مخاطبان خود بگویند چه تعداد از 15میلیون دانش اموز ایرانی  تنبیه می شوند یا نمی شوند !

اگر منصفانه به موضوع نگاه کنیم باید گفت ، رشد آگاهی ها تا حد زیادی موجب کاهش تنبیه بدنی عریان و خشک در مدرسه ها شده اما طرح منقرض شدن تنبیه بیشتر به یک ادعا شبیه هست تا واقعیتی شیرین که در مدرسه ها اتفاق افتاده باشد . این گونه ادعا ها بیشتر می تواند ناشی شکاف بین ان چه در مدارس می گذرد با انچه که وزیر تصور می کند باشد . متاسفانه باید گفت چه حاجی بابایی قبول کند و چه قبول نکند مساله ای بنام تنبیه هم چنان در مدارس و جود دارد و مساله ای نیست که بتوان ان را انکار کرد .  اخبار تنبیه در مدرسه ها زمانی بگوش جامعه می رسد که به رسانه ها کشیده شود و زمانی به رسانه ها کشیده می شود که تنبیه به مرگ دانش اموزی یا نقص عضو او منجر گردد .شاید هم ما و اقای وزیر در تعریف تنبیه با هم اختلاف داریم و ایشان فلک کردن و ناقص کردن دانش اموزان را تنبیه می داند و ما خشونت های پنهان مانند، سیلی زدن ، کلاغ پر بردن ، مداد لای انگشت گذاشتن ، لگد زدن ، وسایل بچه هارا بر سر وصورتشان زدن ، تحقیر کردن ، گذاشتن القاب عجیب و غریب ، فریاد زدن ، محروم کردن از کلاس درس بکار بردن الفظ زنند ه،را تنبیه می دانیم . نمونه ها و مصداق هایی که  به شهادت دانش آموزان و اولیا هر روز بار ها وبار ها در مدارس اتفاق می افتد  . به نظر می رسد 

برای رسیدن به رویای انقراض تنبیه در مدارس  توجه به علل و عوامل ان جتناب نا پذیر است علل و عواملی که تنها نباید در مدرسه و کلاس های درس و روش های معلمان ان را جستجو کرد بلکه برای یافتن ریشه هایش باید نگاهی عمیق به خانه و اجتماع  وجامعه بیرون از مدرسه داشت وریشه های واقعی  تنبیه را درا نجا جستجو کرد و مورد واکاوی قرار داد .

نکته دیگر این که پرداختن به مسئله تنبیه با رویکرد حمایت صرف از دانش اموزان و نادیده گرفتن شرایط معلمان کمکی به حل مساله تنبیه نمی کند ، وقتی پای صحبت معلم ها می نشینی انها می گویند : در سال های اخیر بخش نامه ها  ومقررات زیادی در حمایت از حقوق دانش اموزان به تصویب رسیده است  كه بر اساس ان  تنبیه به هر شكل ممنوع است و مدیران مدارس نمی توانند دانش اموزان خاطی وقانون شكن را بیش از سه روز اخراج كنند  .كنترل و برخورد با دانش اموزان خاطی بسیار دشوار شده است . دانش اموزان با علم به این كه تنبیه بدنی جرم است ومعلم  حق ندارد به دانش آموز تكلیف زیاد بدهد و اخراج خودرا هم محال می بیند به خود اجازه می دهد نسبت به قوانین مدرسه وكلاس بی اعتنا باشد و حتی نسبت به  معلم بی حرمتی كند، از سوی دیگر معلم باید حافظ منافع اكثریت دانش اموزانی كه با انگیزه تحصیل به مدرسه می ایند باشد و از وقت و زمان به نفع اكثریت كلاس بهره ببرد و نظم را در كلاس بر قرار نماید تا بتواند رسالت معلمی خودرا به انجام برساند.  انها می گویند :متاسفانه کسی به نبود قدرت بازدارنده در برابر دانش اموزان خاطی در نظام اموزشی اشاره و تو جهی نمی کند و علی رغم این که همه قبول دارند همه چیز نسبت به سال های دور تغییر کرده هنوز قوانین تشویق وتنبیه در مدارس با شرایط امروزی سازگار نیست و کمکی به معلم ها نمی کند .از طرفی تنها بخشنامه  و دستور مبنی ممنوعیت تنبیه و اروزی  کردن  نمی تواند به حذف تنبیه و بوقل وزیر محترم انقراض ان کمکی بکند بلکه افزایش دانش معلمان و اشنایی انان با قوانین و مصداق های تنبیه ، کاست از تراکم دانش آموزی در کلاس های درس ، استفاده از تکنولوزی های نوین در امر آموزش ، شاداب سازی کحیط های مدارس ، پررنگ کردن جایگاه تشویق ، مدیریت مشارکتی با بهره گرفت از رای و نظر معلمان دراداره مدارس ، و ایفای نقش نهاد های مسئول دیگر ماند رسانه ها مساجد و خانواده ها می تواند به اموزش و پرورش و معلم ها کمک کند تا روزی از روز های خدا نگاه عمومی  جامعه درباره نظام آموزشی چنین قضاوت کند که : تنبیه بدنی در نظام آموزشی ما منقرض شده است ."  

 

نگاهی به مرخصی معلمان در اروپا

مرخصی رفتن بخشی از زندگی کارمندی است . شرایط مرخصی  رفتن برای معلمان در همه ی کشور ها سختگیرانه است . در اروپا شدت این سخت گیری بگونه ای است که معلم باید بعد از بازگشت از مرخصی با هماهنگی مدیر ساعات جبرانی برای دانش اموزان برگزار کند . در این کشور ها اگر معلم بخواهد به یک کنفرانس یا همایش علمی برود باید بتواند دلایل مفید بودن محتوای این همایش را برای مدرسه، دانش اموز ها و خودش از جهت اموزشی ثابت کند . مرخصی ها بصورت مرخصی بدون حقوق یا با حقوق می باشد . اگر داد گاه  معلمی را به عنوان شاهد یا مطلع  بخواهد مدرسه بلافاصله با مرخصی با حقوق باید موافقت کند .

شرکت معلمان دینی و مذهبی در مراسم هاو همایش های دینی و مذهبی که به ارتقا دانش حرفه معلمی کمک می کند به شرط این که بیش از 5 روز در سال نباشد و 6 هفته قبل تاریخ و محتوای آن به اطلاع مدیر رسانده شود  تا او وشورای مدرسه بتوانند مفید بودن ان را مشخص کنند با دریافت حقوق ممکن است.

معلمی که دواطلب شرکت در فعالیت های سیاسی ویا اجتماعی که نیازمند زمان ووقت زیاد هست ، میباشد اگر عضو شورای محله یا شهر یا شهرداری و حتی عضو پارلمان کشور گردد ،باید متعهد گردد فعالیت سیاسی او در وقت مدرسه نباشد .او باید برنامه و جدول زمانی قعالیت های سیاسی را در اختیار مدرسه قرار دهد تا مدرسه برنامه درسی او را بگونه ای تنظیم کند که کمترین اسیب به برنامه حضورش در مدرسه برسد و همزمان وی ان را به حزب یا گروه یا مرجع سیاسی که می خواهد در ان جا فعالیت کند برنامه مدرسه ای خود را اعلام کند و انها را نسبت به شرایط ویژه حرفه معلمی خود اگاه کند و از انان بخواهد جلسات شورای شهر یا شهرداری و مجلس را بگونه ای تنظیم کنند که با حضورش در مدرسه تداخل نداشته باشد . در این گونه موارد قوانین  اصرار بر این دارد که میان این گونه معلمان فعال در عرصه های سیاسی با دیگر معلمان هیچ گونه تبعیضی در دادن مرخصی صورت نگیرد . 

کلاس های باز آموزی معلمان و ضمن خدمت ها باید در فصل تابستان باشد اما اگر در طول سال تحصیلی  دوره ای برگزار شود مدرسه می تواند با بررسی موارد زیر به معلم اجازه دهد بصورت مرخصی با حقوق شرکت کند :

هدف از دوره آموزشی چیست؟

اهمیت و فایده این دوره تا چد به سود فعالیت ها و برنامه های مدرسه هست ؟

دوره تا چه حد با رشته اموزشی و تدریس معلم شرکت کننده هماهنگ است ؟

مدت دوره و میزان تداخل آن با برنامه های آموزشی تا چه حد است ؟

اگر معلمی می خواهد در مسابقات ورزشی  شرکت کند می تواند مرخصی بگیرد  او باید ا بتدا  به مدرسه در خواست  رسمی بنویسد و فواید حضورش را برای مدرسه ، دانش اموزان ، منطقه ، استان و یا کشور توضیح دهد .

در اروپا توصیه اصلی این است که به معلم ها برای مسائل شخصی مرخصی  به راحتی داده نشود . بگونه ای که ،اگر معلم بخواهد ازدواج کند – معلم بخواهد در جشن ازدواج یکی از فرزندانش شرکت کند – معلم بخواهد در جشن سالگرد ازدواج شرکت کند – شرکت در جشن های خانوادگی – اسباب کشی به دلایل شخصی و غیر مرتبط با مسائل حرفه معلمی داشته باشد – همراهی بچه در اولین روز سال تحصیلی در مدرسه اش  ، نمی تواند از مرخصی با حقوق استفاده کند .

معلم ها می توانند  برای یک روز اگر تولد همسرانشان باشد یا به علت اسباب کشی ناشی از حرفه معلمی  مرخصی با حقوق بروند .

اگر همسر یا پدر یا مادر یا فرزند معلمی وفات کند به معلم ها اجازه داده می شود دو روز از مرخصی با حقوق استفاده کنند.

یکی ازمقرارت جالب مرخصی برای معلم ها در این کشور ها این است که معلم های زن و مرد در سالگرد تولد 25-40-50سالگی خود می توانند از مرخصی بدون حقوق به مدت یکروز لذت ببرند .

انها همچنین می توانند به مدت یکروز در صورت ابتلا هر یک از اعضا خانواده منوط به اینکه در همان منزل که معلم زندگی میکند باشند به مرخصی بروند .

معلم ها می توانند برای مراقبت از کودک زیر دوازده سال در طول یک سال تا چهار روز از مرخصی استفاده کنند .

اگر بیماری کودک زیر 12سال ادامه داشته باشد تمدید مرخصی بدون حقوق امکان پذیر است  که برای فرند اول تا 11روز وبرای همه فرزندن در طول سال نباید بیش از بیست روز شود .

مادر مطلقه ای که معلم است و حضانت فرزندش را بعهده گرفته وتنها باشد می تواند تا20روز از مرخصی بدون حقوق برای فرزند اول، و مجموعا تا 50روز برای همه فرزندان استفاده کند  و حقوق خودرادر طول این مدت از بیمه تا مین اجتماعی دریافت کند .

اگربیماری کودک یک بیماری خطرناک و زمانبر باشد مرخصی مادر بدون محدویت تا زمان سلامت کودک ادامه دارد و بیمه تامین اجتماعی باید معادل حقوق معلمی اورا پرداخت کند .

با خواندن این مطالب مشخص می شود در ارو پا هم میزان و مقدار مرخصی معلم ها کم نیست اما تفاوت ان با سابرکشور ها این است که احراز شرایط و اثبات وضعیت با قانون سخت و دشوار است .و موضوع به صرف ارائه یک گواهی پزشکی  اثبات نمی شود چراکه مدیران مدارس حق دارند از معلمان گواهیپزشکی معتبر بخواهند و یا خود انان را به پزشک های معتمد جهت اثبا ادعا معرفی کنند . و اگر مدیری در خصوص مرخصی یا غیبت معلمش از سر تساهل و تسامح برخورد کند تلخی قوانین سخت گیرانه دامن او و دامن مدیران ارشد او را خواهد گرفت .