علی دایی

صراحت لهجه علی دایی رو دوست دارم ، الان دربرنامه نود گفت :

 الان آنچه مهم هست اینه که مردم احساس کنند کمک هایشان به دست اسیب دیده ها می رسه !!

 همسری بلافاصله از مطبخ با صدای بلند تفسیر کردنند که.

آفرین منظورش اینه که : کمک های مردمی را ندزدید  !!!!!

اندر احوالات فرزاد جمشیدی

سحر های رمضانی اگر سارا بیدار نشه با کانال یک و فرزاد جمشیدی هستیم . امروز هم در ویژه برنامه رمضانی سحر داشت درباره نیروی انتظامی صحبت می کرد و تعابیر ادبی به سبک خودش بکار می برد . تا به این جا رسید که :

و من یادم می آد یه سالی در سفر به مدینه ی مصطفی(ص) با یکی از فرماندهان نیروی انتظامی، همسفر بودم و شبانه ای در خلوت و در همسایگی با آرام گاه فریادهای خاموش- جنت بقیع- می شنیدم که به مادر سادات فاطمه ی زهرا(س) عرض می کرد:

بانو! ای کاش وقتی اراذل در خانه ات را می شکستند بچه های نیروی انتظامی بودند اگه

 حضور داشتیم نمی‌ذاشتیم به شما بی احترامی کنند! نمی ذاشتیم همسرتان علی بن

 ابیطالب(ع) رو به مسجد بکشانند! نمی‌ذاشتیم محسنتان را سقط کنند!...!!!!!

یاد اجرا های یکی دو سال قبلش در همین ایا م افتادم  که هر سحر می گفت وقتی داشتم وارد سازمان صدا وسیما می شدم یک بیماری ، یک بدهکاری ، .....درب ورودی سازمان منتظر بود و التماس دعا داشت. همان روز ها بود که به صداو سیما برخی ها لقب امامزاده صدا وسیما  را دادند . . ...

نوه امام از حجاب می گوید :

 نعیمه اشراقی،  نوه امام خمینی است .او در زمان فوت امام، 24 سال سن داشته است و بعد از انقلاب هم، اوقات زیادی را در بیت امام گذرانده. او با سایت جمارن به گفتگو نشسته است بخش هایی از این گفتگو را بخوانید و با سخنان شیخ جعغر شجونی مقایسه کنید :


*در پاریس بلوز و دامنی تنم بود و روسری بر سر داشتم، امام فرمودند حجاب کاملی است.البته تذکر دادند که حجاب برای محیطی هم که استفاده می‌شود، مهم است. در پاریس این حجاب اشکالی ندارد، اما شاید این حجاب برای شهری مانند قم حجاب کاملی نباشد. محیطی که در آن حضور دارید بر این مسئله که تا چه اندازه خودتان را پوشش دهید، تفاوت ایجاد می کند.
*در خصوص مسائلی مثل نماز. به خاطر دارم که زمانی مادربزرگم مسافرت رفته بودند و قرار بر این شد که من شب‌ها در اتاق امام بخوابم. من هر شب به امام می‌گفتم که صبح من را برای نماز بیدار کنند. هر شب که می‌گفتم، ایشان صبح من را برای نماز بیدار می‌کردند. یک شب فراموش کردم به امام بگویم و صبح وقتی بیدار شدم، دیدم آفتاب زده است و امام من را بیدار نکرده‌‌اند. از ایشان سوال کردم و ایشان گفتند چون دیشب به من نگفتی، من بیدارت نکردم. اما بسیاری از آدم‌های دین دار این طور نیستند. امام نسبت به هیچ مسئله‌ای، از جمله حجاب، با خشونت بر خورد نمی‌کردند.
*در حدود سال 1366، روزی به دانشگاه رفته بودم و رئیس انجمن اسلامی دانشگاه با من کار داشت. دیدیم یکی از پسران دانشجو، با چهره‌ای بسیار ناراحت از آنجا بیرون آمد. از رئیس انجمن پرسیدم علت ناراحتی آن آقا چه بود؟ او گفت که ما این آقا را، چندین بار با یک دختر جوان در خارج از دانشگاه دیدیم و به او تذکر دادیم اما فایده ای نکرد و اکنون او را اخراج کردیم. من گفتم که شاید این دختر، خواهر یا نامزد این آقا بوده و گفتند که ما تحقیق کردیم که این دختر نه نامزد این آقا بوده و نه خواهرش. من دیگر سوالی نکردم و به سمت خانه امام رفتم و امام سوال کردند که چه خبر؟ و من هم اتفاقی که در دانشگاه افتاده بود بیان کردم. ایشان خیلی ناراحت شدند و گفتند که همین الان برگرد و به آن فرد مسئول، از قول من بگو شما به هیچ عنوان حق تجسس در کار این دانشجو و اخراج او را ندارید.
*. زمانی چند دانشجوی بسیجی نزد امام آمدند و از قاطعیت در مقابل بدحجابی از ایشان سوال کردند. امام در جواب فرمودند که منظور شما از قاطعیت چیست؟ اگر منظورتان برخورد فیزیکی ست، این اصلا درست نیست. باید با مدارا و محبت راجع به بدحجابی برخورد کرد و با خشونت نباید کاری کرد.
*من نسبت به حجاب نگاه مثبتی دارم و شخصا حجاب را دوست دارم. اما حقیقتا به چادر علاقه ندارم، چون هم سختی برایم ایجاد می‌کند و هم وقتی سر تا پای یک خانم سیاه است، چندان دید قشنگی در نگاه آدم ایجاد نمی‌کند. همچنین راحتی چادر خیلی کم است و فرد گاهی با چادر برای خودش خطر ایجاد می‌کند.

تحصیل کودکان پناهنده همچنان دغدغه است

آقا اجازه :کودکان پناهنده در سرتاسر قربانی تصمیمی هستند که خود در ان هیچ نقشی ندارند . انان مانند همه کودکان دیگر نیاز مند تحصیل و مدرسه رفتن هستند . این بچه ها در امدن به ایران هیچ نقشی ندارند همان گونه که برای ماندن و یا رفتن از ایران هم کسی نظر انها را نمی پرسد . انجمن حامی در سال های اخیر با حمایت های معنوی اداره اتباع و مهاجرین وزارت کشور و آموزش و پرورش ایجاد به تشکیل مدارس و کلاسهایی برای کودکان افغانی در ایران کرده است .

مدیرکل امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت کشور به ارمان گفته است :

حضور‌پناهندگان در کشور‌ از‌ سه‌دهه گذشته آغاز‌شده وتعداد پناهندگان به کشور‌۹۳۰‌هزار‌نفر‌است که بیشتر این تعداد اتباع افغانستان و مابقی اهل کشور عراق هستند.

از ‌چند سال گذشته ساخت تعداد ۱۵۰۰ مدرسه برای مهاجرین به خصوص افغان‌ها در نظر داشته‌ایم که از این تعداد فقط ۱۵ واحد آن به بهره‌برداری رسیده است!

سال گذشته 288‌هزار و 825 نفر در‌سطوح مختلف تسهیلاتی ثبت‌نام کرده‌اند که‌ از این تعداد 9‌هزار و‌80 نفر مربوط به پناهندگان عراقی و مابقی افغان بودند. در دوره ابتدایی‌70 هزار‌تومان، راهنمایی‌90 و دبیرستان و پیش‌دانشگاهی 100‌هزار‌تومان توسط پناهندگان به مدارس پرداخت می‌شود. 3 هزار و 662 نفر از پناهندگان در دانشگاه‌ها و در علوم مختلف درحال تحصیل هستند و هزینه‌های آنها مشابه هزینه‌هایی است که هموطنان در دانشگاه تحصیل می‌کنند.


کودکان کار مکزیکی

در مکزیک  سه ونیم میلیون کودک مکزیکی برای روزی تنها دو دلار کار می کنند . بر اساس گزارش های یونیسف از هشت کود بین 5تا 7 ساله مکزیکی یک نفر کود ک کار است. فقر ومحرومیت تنها علت این امر می باشد بلکه فاسد بودن نظام آموزش و پرورش مکزیک و بی توجهی معلمان به وظایف حرفه معلمی یکی دیگر از علل می باشد .گفته می شود نیمی از کودکان ساکن در مناطق کشاورزی مکزیک مانند برده ها در مزارع بکار گرفته میشوند و 64 درصد انان فقط بابت کارشان سه وعده غذایی دریافت می کنند .  

اهداء اعضاء یک دانش آموز


  اهداء کبد، کلیه و قرنیه دانش آموز عاطفه عمادی نژاد که دچار مرگ مغزی شده بود، به چند بیمار زندگی دوباره بخشید.  مدیر کل آموزش و پرورش فاروج  ضمن عرض تسلیت به خانواده فرهنگی عمادی نژاد گفت: با لطف خانواده دانش آموز و پس از عمل جراحی، اعضاء بدن وی، به خانم 22 ساله ای از قوچان، خانم 31 ساله ای از مشهد و به نوجوان 13 ساله اهل رودبال کرمان پیوند زده شد. قرنیه این دانش آموز برای اهداء به بیمارستان خاتم انبیا (ص) ارسال شده است.

وای به روزی که بگندد نمک

برخی از اعضای کتابخانه ملی که قشر دانشگاهی کشور را شامل می‌شوند، تعدادی از کتاب‌های کم‌یاب آن را مورد آسیب جدی قرار داده‌اند. این کتاب‌ها برای متنبه کردن آسیب‌رسانان اخیراً در ورودی تالار مطالعه کتابخانه ملی به نمایش درآمده‌اند.  

لطفا این لینک را مشاهده کنید

http://www.tabnak.ir/fa/news/238717/

شارژ یک میلیونی، دربان دو میلیونی

گفته شده که ، شارژ ماهیانه برخی آپارتمان ها در تهران ماهیانه تا یک میلیون تومان در برخی برج ها است! میانگین شارژ در تهران رقمی معادل ۲۵ تا ۷۰ هزار تومان بیشتر نیست و تنها در برخی نقاط شمال تهران همانند نیاوران، کامرانیه،شهرک غرب و... به حدود ۲۰۰ هزارتومان در ماه می رسد.   در چند ساختمان بسیارمعروف تهران رقم شارژ ماهیانه تا ماهی یک میلیون هم می رسد.در کامرانیه برج معروفی وجود دارد که ماهیانه یک میلیون تومان بابت شارژ از ساکنانش دریافت می کند. در این برج سه متصدی در لابی وجود دارد که اگر کسی برای کاری ولو کوچک سری به آنجا بزند از وی با نسکافه و قهوه پذیرایی خواهد شد.  جالب است بدانید درآمد نگهبان درب این برج ماهی دومیلیون تومان است. امکانات این برج هم شامل چند سونا و جکوزی،کارواش،طبیعت مصنوعی،سیستم تهویه هوشمند و ... است که دلیل واقعی این شارژ میلیونی را در این امکانات باید جستجو کرد.

می خواستم درباره این خبر چیزی برای خودم بنویسم دیدم بهتر است برخی نظرات خوانند گان خبر در سایت ها ی دیگر را بخوانیم بهتر است :

تو یه کشوز اسلامی باید اختلافات طبقاتی اینقدر باشه ؟ اصلا مردم برای چی انقلاب کردن ؟ بخاطر همین اشرافی گری و اختلافات طبقاتی بود

...................

ببخشید برج کدومه ما تو یه ساختمون 5 واحدی داریم ماهی هشتصد هزارتومن میدیم 1هیچ امکانات ویژه ای هم نداریم میلیون که دیگه چیزی نیست برای این امکانات!

...............

بنده دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی . . . می باشم و به یکی دو زبان خارجه نیز آشنایی دارم و در صورت رضایت مدیر محترم این ساختمان حاضر به همکاری جهت سرایداری ساکنین بسیار محترم و معزز این ساختمان می باشم. شماره تماس 0912....

.............

دارندگي و برازندگي...به جا اينكه با مرفهين برخورد كنيد برين فقرا را به مرفه تبديل كنيد

...........

عدالت اجتماعی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

............................

آقا من مهندسم از یکی از بهترین های دانشگاه های کشور 4 سالم سابقه دارم اگه میشه منم به عنوان نگهبان قبول کنند.

...........


شکایت حاصل انتقاد از آموزش و و پرورش

شیرزاد عبدالهی  که پیشتر توسط وزارت اموزش و پرورش  به داد گاه احضار شده بود این بار توسط  صندوق ذخیره هم  صاحب پرونده در داد گاه  شده است او در این خصوص گفته :
شکایت مدیران دولتی از رسانه ها و روزنامه نگاران هم حکایت جالبی شده است. امروز یکشنبه 23 بهمن با شکایت صندوق ذخیره فرهنگیان به اتهام « افترا و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی علیه موسسه صندوق» ، به شعبه 9 دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و تفهیم اتهام شدم. حجت الاسلام منصوری بازپرس در آخر ، قرار کفالت صادر کرد و همسرم که همرهم آمده بود ، با ارائه فیش حقوقی کفیل من شد. تفهیم اتهام در مورد شکایت وزارت آموزش و پرورش در باره یادداشت من در مورد استفاده مدیران از رانت تحصیلی دانشگاه فرهنگیان ، باز هم به تعویق افتاد .
فعلا در این شعبه دو پرونده دارم . در پرونده شکایت صندوق با روزنامه آرمان هم پرونده هستم و در پرونده دانشگاه فرهنگیان با آرمان و خبرانلاین و ملت ما و شفاف .
همزمان آقای تقی پور مدیر مسئول روزنامه روزگار با چهره خندان و آقای معزی سردبیر سایت خبرانلاین با چهره و حرکات جدی برای پیگیری شکایت های مطرح شده علیه رسانه هایشان به همین شعبه آمده بودند. آقای تقی پور از بازپرس تقاضا کرده که روزگار را از اول اسفند منتشر کند. فکر می کنم این یک خبر دسته اول است! موافقت با انتشار مجدد روزگار منوط به موافقت آقای دولت آبادی دادستان تهران است.
از آقای تقی پور پرسیدم بالاخره شما توقیف شدید یا داوطلبانه انتشار روزنامه را متوقف کردید؟ گفت : درست ترین تعبیر همان است که یکی از رسانه ها به کار برد: «ما به توصیه دادستانی انتشار روزنامه را داوطلبانه به مدت یک ماه متوقف کردیم اما انتشار مجدد آن با نظر و مشورت دادستان است».
آقای تقی پور غیر از پروتده توقیف روزگار چند پروتده قدیمی دیگر در شعب مختلف داشت که برای پیگیری آنها خداحافظی کرد و رفت.
به گفته معزی تعداد شکایات علیه خبرانلاین زیاد است. آخریش هم شکایت شرکت سایپا. یکی از خبرنگاران زبل خبرانلاین بر اساس اطلاعات رسمی محاسبه کرده که سایپا در فروش هر دستگاه پراید سه میلیون سود می برد. حالا باید آقای معزی در محضر دادگاه این را اثبات کند.
معزی می گفت قبلا برای پیگیری شکایات از وکیل استفاده می کرده اما در بیشترموارد مجبور بوده که خودش هم همراه وکیل مراجعه کند و به این نتیجه رسیده که قید وکیل را بزند و خودش کفش آهنی به پا و عصای آهنی به دست ماجرای شکایات را پیگیری کند. معتقد بود که بهتر است رسانه ها از شکات رضایت بگیرند.
توصیه دوستانه معزی در ملاقات با شکات متعدد از جمله بهمنی رئیس بانک مرکزی که چند ساعتی باعث توقیف سایت خبرانلاین شد ، این بوده و هست که ممکن است شما یک روزنامه نگار را محکوم کنید و یا رسانه ای را تعطیل کنید اما حریف روزنامه نگاران نمی شوید. بالاخره روزی گذر پوست شما به دباغخانه روزنامه نگاران می افتد. پس به جای دعوا انتقادها را تحمل کنید .
بازپرس شعبه 9 حجت الاسلام منصوری است. یک روحانی 45 تا 50 ساله نسبتا چاق با عمامه بزرگ و سفید. مودب و خوش برخورد است. موقع بازپرسی جدی و کم حرف بود. اما بعد از اتمام بازپرسی سر درددلم باز شد که با این روند شکایات مدیران کار روزنامه نگاری انتقادی ممتنع می شود چون هرچه بنویسی نکته ای از آن بیرون می آورند و بدو می آیند دادسرا 100 تومن تمبر باطل می کنندو خفت روزنامه نگارو رسانه را می گیرند. گفتم مدیری که دوسال است آمده وزارتخانه و 2 سال دیگر هم می رود من را که 30 سال در این وزارتخانه کار کرده ام را به نشر اکاذیب متهم می کند. آنهم با استفاده از دفتر حقوقی و کارشناسانی که بابت کارشان از دولت حقوق می گیرند.
گفتم آن وقت من سراغ وکیل رفته ام و در همان حرف اول گفته برو یک میلیون بریز .... گفت : خدا پدرش زا بیامرزد که یک میلیون خواسته ، یک میلیون که توی کار وکالت پولی نیست! حرف که زد متوجه شدم که خیلی خوب زیر و بم داستان این شکایت ها را می داند. کارکرد رسانه را می شناسد و سخت از روزنامه نگاری انتقادی دفاع می کند . قاضی منصوری روی فرق بین خبر و نظر انگشت می گذارد و می گوید تحلیل و نظر مشکل قانونی ندارد. فقط باید مواظب خبر باشید....
پرونده ها را دستمان می دهد که به خانم منشی تحویل دهیم. از دادسرا که بیرون آمدیم موبایل هایمان را از نگهبانی گرفتیم . خانم به خواهرش زنگ زد و با غرور خاصی گفت : آره ، از صبح دادگاه بودیم . کفیل شیرزاد شدم و از آن تو آوردمش بیرون ! ... ساعت 3 بعد از ظهر خسته و گرسنه به خانه رسیدیم.

مردم از اینترنت چه می خواهند ؟

درروز های منتهی به جشن 22 بهمن ان چه می توان به اینترنت در ایران لقب داد چیزی بهتر از اینترنت لاک پشتی نیست . ایمیل ، یا هو ، هم قطع شده درباره علت این امر مسولان مخابرات اظهار بی اطلاعی کرده و حتی به صراحت گفته اند که از نظر انان هیچ مشکل زیر ساختی وجود ندارد و از دلیل این قطع راه های ارتباطی اظهار بی اطلاعی می کنند و همین امر موجب پخش شدن شایعات گوناگونی شده است . سایت تابناک هم در این خصوص نوشته :  در روز های گذشته از دسترس خارج شدن پست الکترونیک «جی میل» ، «یاهو »و دیگران ارائه دهندگان خدمات ایمیل  به صورت ناگهانی و بدون اعلام قبلی بسیاری از مردمی را که اغلب یا  بخشی از کار و زندگی خود را بر اساس استفاده از این سرویس های اینترنتی سازماندهی کرده اند را با مشکل مواجه کرده ، به گونه ای که اغلب این افراد ضمن شکایت از این امر، قطع شدن سرویس های اینترنتی را به مسائلی دیگر ارتباط می دهند .

 نکته جالب توجه و البته غم انگیز این است که در همین دو سه روز اخیر دسترسی به این سرویس ها از طریق فیلتر شکن ها و «وی پی ان» مقدور بوده و بازار کسانی که به دنبال فروش چنین نرم افزار هایی هستند به خوبی گرم شده است . افرادی هم که تا کنون با «وی پی ان» آشنا نبوده اند در این چند روز با این تکنولوژی هم آشنا شده اند و با خرید از آن استفاده کرده اند ، فقط به یک دلیل ؛چون می خواهند کار  و امورات روزانه خود را انجام دهند .

 داشتن ارتباط آسان و جهانی یک ارزش بنیادین جهانی است که با قضاوت و تصمیم یک مسئول ، مردم را نمی توان از استفاده از آن نهی کرد. پست الکترونیک در دنیای کنونی نه کالای لوکسی است نه سلاحی مخرب ؛ فقط وسیله ای است برای برقراری ارتباط ؛همچون تلفن .

پست الکترونیک چنان در بین مردم فراگیر شده است که محروم کردن مردم از آن به خاطر آفت های آنان ، مانند محروم کردن مردم از وسیله نقلیه به خاطر دود ناشی از عملکرد موتور آن است . آیا تا کنون مسئولی پیدا شده است که استفاده از یک خودروی استاندارد را به خاطر دود آن ممنوع کند و آیا عملا چنین کاری ممکن و مقدور است؟

این اتفاق و عدم پاسخگویی مسولان ذیربط اتفاقا در روزهای منتهی به 22 بهمن رخ می دهد ، عیدی که جشن ملی ایرانیان خوانده می شود. مردم به جای اینکه حلاوت این ایام را بچشند ، تلخی رفتار غیر مسولانه را حس می کنند . مردم از اینترنت چیز زیادی نمی خواهند . اینترنت برای مردم ابزاری ارتباطی در عصر دهکده جهانی . ارتباطی که در نهایت اساسش تامین منافع ملت و کشور است .

20 کتاب ماندگار کود کان و نو جوانان

ادبیات کودک و نوجوان هنگامی پدید آمد که بزرگسالان متوجه شدند کودکان و نوجوانان به سبب گنجایش‌های شناختی و ویژگی‌های رشدی خود آمادگی پذیرش متن‌های سنگین را ندارند و به متن‌هایی نیاز دارند که پاسخگوی دوره‌ی رشد آن‌ها باشد. کودکان خردسال به متن‌هایی آهنگین و کوتاه مانند لالایی‌ها و ترانه - متل‌ها و ترانه‌های آهنگین واکنش بیشتری نشان می‌دهند. هرچه گروه سنی مخاطبان بالاتر برود، آن ها کم کم می‌توانند داستان‌هایی را با واژگان بیشتر پذیرا باشند. ویژگی دیگر ادبیات کودک و نوجوان در این است که با سطح سواد کودکان پیوند دارد. کودک نوآموز تنها می‌تواند متن‌های ساده را بخواند و بفهمد. هرچه سواد او بیشتر می‌شود، متن‌هایی با دایره‌ی واژگانی بیشتر را درک می‌کند. کودکانی که به مرز نوجوانی و پس از آن می‌رسند می‌توانند رمان‌های متناسب با نیازهای خود را داشته باشند. امروزه این رمان ها بیشتر در قالب فانتزی‌ها یا داستان های علمی و تخیلی منتشر می‌شود. البته داستان‌های واقعگرا که بازتاب دهنده احساسات و درگیری‌های زیستی و اجتماعی نوجوانان مانند موضوع جدایی پدر و مادر یا مرگ نزدیکان و بیماری‌ها و عشق‌های دوره نوجوانی است به فراوانی در این حوزه منتشر می‌شود.
روزنامه تلگراف چاپ انگلیس چندی پیش فهرست 20 کتاب ماندگار ادبیات کودک را منتشر کرد که در ادامه «این لیست» را مشاهده می‌کنید.


باد در بید / کنت گراهام

4821_orig.jpg
از موقع ظهور این داستان "دوستی و رشد اخلاق" در بیش از 100 نسخه منتشر شده است و سالیانه صدها هزار بار از سوی خانواده‌ها برای کودکان خود خریداری شده است. نثر جذاب و روان گراهام داستان سه نوجوان به نامهای مول، رتی و باجر را دنبال می‌کند که بیشتر زندگی خود را به گردش‌های ماجراجویانه اختصاص داده‌اند و باقی اوقات خود را در قایقشان سپری می‌کنند. تا اینکه این 3نفر تصمیم می‌گیرند به وزغی در سفرهای پرخطر خود کمک کنند و در ماجراهای مختلفی بعد از فرار از زندان و شرکت در مسابقات اتومبیل رانی برای هدف اصلی خود در بازپس گرفتن عمارت وزغ تلاش کنند...

 


ادامه نوشته

قرائتی و تفکیک جنسیتی

  بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها از مباحثی است که جامعه به شل کن سفت کن شدنش سخت عادت کرده است .حجت الاسلام قرائتی درباره اختلاط دختر و پسر در دانشگاه ها و اثرات آن گفته است:

"من گاهی خنده‌ام می‌گیرد، می‌گویم: مدرسه دختر و پسر از هم جداست. راهنمایی‌ها که هنوز شهوت ندارند، از هم جداست. دبیرستانی‌ها که شهوتشان شکوفا می‌شود، آنها هم از هم جداست، دانشجو که شهوتش گر می‌کشد، مختلط است. آنوقت خنده دار  این است که یک مشت دکتر در یک اتاق نشستند، من از این دکترها خنده‌ام می‌گیرد. اسمش را اسلامی کردن دانشگاه می‌گذارند. دختر و پسر را قاطی هم کردند، در اتاق نشستند موز می‌خورند.
می‌خواهند دانشگاه را اسلامی کنند. راست می‌گویید یا دروغ؟ آخر زشت است که آدم خودش را سرکار بگذارد. آدم مردم را سرکار بگذارد بد نیست. این آقایان خودشان، خودشان را سر کار گذاشتند. صبح دخترها بیایند و عصر پسرها بیایند. چه می‌شود؟ مگر یک جاهایی که واقعاً استادش نایاب است، اضطرار است. چه اشکالی دارد. آنوقت دخترها اگر خودشان باشند، می‌توانند چادرشان را هم بردارند، روسری‌شان را هم بردارند. لباس مشکی هم لازم نیست بپوشند. لباس سفید بپوشند راحت راحت هم باشند. همه خانم هستند دیگر. چه اشکالی دارد؟"

منبع :

http://24onlinenews.ir/news-3927.aspx

عقاب از ازادی رفت

هر چند تو خونه به چشم یک پرسپولیسی به من نگاه می کنند و هر چند بیشتر بازی های پرسپولیس را از تلویزیون سعی می کنم ببینم اما اذعان می کنم هیچ وقت یک فوتبالی دو اتشه و همیشه حاضر در ورزشگاه نبودم . بار هابه ورزشگاه ازادی رفته ام روز های شیرینی مثل تشویق تیم ملی در کنار" خاتمی" ورفتن به جام جهانی و روز تلخی مثل شکست سنگین از سپاهان و حذف روبروی ایرلند خاطرات من ازاین رفتن های اندک بوده  است . تا قبل از رفتن هرگز به گمانم نمی رسید روزی از قبل باخته به ازادی بروم .

 نرسیده به دهکده اتوبان همت به سمت ازادی حال و هوای حجازی گرفته و ماشین هایی که پر چم ابی و عکس های ناصر را به یکدیگر نشان می دهند این حال وهواراپررنگ تر می کنند . نزدیک ورزشگاه انبوه مردم متفاوت تر از همیشه است و این تفاوت را از بودن" زن ها "و "دختر ها"یی که یک بار  روی روسری هایشان نوشته بودند "نیمی از ازادی حق ماست"  به خوبی می شود فهمید . 

خیابان منتهی به دروزاه های ازادی" با عکس های بزرگ حجازی پر شده  و بیرق های رنگاورنگ ورزشگاه یک دست "سیاه" پوشیده اند . چند جوان ویژنامه شرق را با تیتر "پروازابدی عقاب "بین مردم توزیع می کنند و چقدر خودنمایی می کند نگاه کاکایی به اسطوره که "مهم این بود که فریب نخورد ".

از تونل های "ازادی" که وارد می شوم مستطیل سبز رخ می نماید.صدای قران و مداحی به هم امیخته است . ثانیه هایی از ورودم به ورزشگاه نگذشته" تابوت عقاب نشین "در حالی که پرچم سه رنگ ایران بر ان گسترانیده شده بر روی شانه های فرزندان ارتشی وارد ورزشگاه می شود .

 فضای عجیبی است. این اولین بار است که در ازادی بجای٬ سوت آغاز بازی٬سوت اخر حضور یک مرد٬ نواخته می شود .  باور کردنی نیست حجازی  بار دیگر در درون "دروازه"  قرار می گیرد اما٬ نه راست قامت ٬که افتاده و بردوش دیگران .

هصدایی مداحی و مارش عزای ارتشی ها به هم امیخته است. و"تیفوسی ها" را کلافه کرده است .انها می خواهندفقط طنین مارش ارتشی ها پریدن عقاب را همراهی کند .

همه چیز زودتر از زمان اعلام شده در حال برگزاری است . از سید حسن خمینی هم که گفته شده بود برای نماز می اید٬ در ورزشگاه خبری نیست . 

حجازی چون" سروی فتاده" اخرین دور افتخار را در ازادی می زند هوادارانش  گریه کنان و سینه زنان دم گرفته اند : عجب رسمیه رسم زمونه  میرن ادما از اونا فقط خاطر هاشون به جا می مونه .

عقاب از آزادی می رود و تنها خاطره اش برای هوادارنش به جا می ماند . سکوت عجیبی در ورزشگاه حاکم می شود و صدای اتیلا پسر حجازی است سکوت ازادی را غمگنانه می شکند :

از همه متشکرم که امدید این شعار شما " حجازی مردمی " واقعا برازنده او بود .  نگاه هم به سر مقاله شرق وکاکایی خیره می ماند: "این سال ها نمایش هوش ناصر رو باز هم دیدم اما نه توی دروازه . درست وقتی که تو چار چوب حرمت مردم ایستاد و از سفره های کوچک دفاع کرد ".        

شرم آور است

 "تهران شهر اخلاق " این عنوان بیلبوردهای عریض الپیکری است که شهرداری در جای جای پایتختت نصب کرده و شهر وندان را به رعایت اخلاق دعوت می کند . در همین شهر گفته می شود بیمارستان امام خمینی 2 فرد بیمار را بدلیل نداشتن پول درمان سوار بر خودروی آمبولانس و آنها را در کنار خیابان رها کرده است.مشرق به نقل از جهان اورده است : 

چند روز پیش اهالی یک منطقه با اطلاع دادن به کلانتری محل از 2 بیماری خبر دادند که کنار اتوبان خلیج فارس بعد از پل شهید کاظمی و در زمین های کشاورزی آن حوالی رها شده اند.

پی گیری ها از افراد حاضر در محل ، مشخص کرد که یک دستگاه آمبولانس مزدا خاکی رنگ با سه نفر سرنشین، 2 بیمار را با وضعیت کاملا نامناسب در کنار جاده رها کرده اند.

این 2 بیمار که یکی از آنها دارای شکستگی پا و عفونت و دیگری دارای سوختگی بوده اند، در بیمارستان امام خمینی بستری بودند که به علت نداشتن پول کافی برای ادامه درمان به این مکان منتقل شده اند.


 در حال حاضر این بیماران با هماهنگی کلانتری محل به بیمارستان فیروز آبادی شهر ری منتقل شده اند.

http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=41540

به بهانه زنگ سلامت

رسول پاپایی /روزنامه روزگار شنبه ۲۰فروردین ۹۰

همه ساله 18 فروردین برابربا 7 آرویل به مناسبت تاسیس سازمان جهانی بهداشت و "روز جهانی بهداشت"  گرامی داشته می شود تا توجه دولتها و ملت ها به بهداشت وسلامت جوامع  جلب گردد .
در ایران بارزترین اقدام رسمی و دولتی در هفته سلامت حضور دو وزیر اموزش وپرورش  وبهداشت ودرمان در یکی از مدارس و نواختن زنگی تحت عنوان زنگ سلامت است .

   متن کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

برای تمرین فرشته بودن !!

فردا نیوز 17/12/89رسول پاپایی 

 

تمرین فرشته بودن را که دیدم خواندن تا اخررا توان نداشتم . با خود اندیشیدم که عجب معجونی است تهران و چه راز های سر به مهری دارد این شهر در زیر پوست هزاررنگش .

شاید اولین باری بود که نگاهم و بینایی ام کار لامسه را انجام میداد و عمق شیار های رنج و ترک های درد را با نگاه به صورت دخترکان ان خانه ی اسمانی لمس میکردم .

ان روز من با نگاهم به فرشته های ان خانه ی اسمانی خیلی چیز های دیگررا هم لمس کردم  .من لمس کردم  که چگونه می شود یک مادر لحظه لحظه های عمرش را به کودکانش می بخشد و صدایش بارش بارانی باشد به همه ی حرارت و داغ های تابستان یک زندگی .

من لمس کردم که چگونه می شود با کمی نگاه متفاوت و برداشتن عینک های سیاهی که تلاقی نگاهمان را به هم از ما می گیرد در زیر پوست همین شهر دریا دریا عاشق شد و ماهی های کو چولوی قرمز را نه در تنگ های بلورین که در کنج دلها عیدانه برد و گلهای لبخند را به تماشا نشست .    

من لمس کردم در زیر پوست همین شهر هم می توان حاجی شد و فریاد زد : ای قوم به حج رفته کجایید  بیاید همین جا در همین خانه ی اسمانی هم می توان با همه ی" یا کریم های آبی" همصدا شوید و لبخند خدا را به نظاره بنشینید .

ان روز وقتی من  ان گزارش را خواندم  .  بیهودگی بسیاری از لحظه هایم و گنگی بسیاری از لحظاتم را مرور کردم  و کویر دستان ان ادم ها ولبخند عجیب ان لبها وشکوه مهربانی ان مادر مرا تا دور دست ها برد که چقدر غافل از احوال دل خویشتنیم .  

لمس کردم  می شود دست داشت اما در یک روز گرم تابستانی نتوانی بادبادکهای سفید را به اسمان فرستاد و نشود یک دل سیر تنت را به اغوش افتاب بچسبانی و سال ها در حسرتش  بمانی و تلخکامانه نور و افتاب دشمن جانت و کارد گوشت و بدنت شود  و ارزان ترین  و در دسترس ترین ارزو ها برایت رویاهایی محال شوند .  

من لمس کردم که چگونه می شود در زیر پوست همین شهر  و در کوچه ها و محله هایی که می خواهیم نامشان را هم ندانیم٬ رد شد٬ قدم زد و  همه ی عطر ها را یکجا بو کرد٬ حتی بوی خدارا.

ان روز٬ من خیلی چیز ها را لمس کردم و به یادآوردم که با هم عهد بسته بودیم تا همیشه تا شکفتن شکو فه های بادام  با هم بمانیم  ٬ خدا را چه دیدی شاید حضور این فرشته ها  در زیر پوست این شهر  برای به یاد اوردن همان عهد باشد همان عهدی که سعدی درباره اش گفته بود :

بنی ادم اعضای یکدیگرند          که در افرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد اورد روزگار     دگر عضو ها را نماند قرار

آن روز من هم لمس کردم و هم به یاد اوردم که ادمم و امروز نباید ارام بنشینم و بنشینیم حتی اگر با قدمی یا قلمی یا درمی  

مرتبط :

http://adamak86.persianblog.ir/post/243/

پی نوشت :شماره و ایمیل روابط عمومی فردانیوز برای کمک ۰۹۱۹۶۴۶۰۹۲۷-۰2188933461