تصاویری درد ناک از دختران دانش اموزمصدوم بروجنی
تصاویر را اینجا ببینید
چه کسی پاسخگوی چرایی این حوادث است ؟!
رسول پاپایی / روزنامه آرمان / یکشنبه 30 مهر 91 صفحه نخست
پیش از تعطیلی پنجشنبهها در مدارس، دانشآموزان مقطع راهنمایی دو ساعت در هفته به صورت تئوری و یک روز به صورت عملی تحت آموزش دفاعی قرار میگرفتند. در مقطع دبیرستان هم سه ساعت آموزش نظری و سه روز آموزش عملی دفاعی برای دانشآموزان در نظر گرفته میشد که بخشهای عملی در مدرسه یا نزدیکترین پایگاه یا پادگان بسیج تشکیل میشد.
با مطرح شدن تعطیلی پنجشنبهها، آموزش و پرورش، ساعات آموزش آمادگی دفاعی در دبیرستان دو ساعت شد که یک ساعت آن به صورت حضوری و یک ساعت دیگر در قالب اردوهای راهیان نور تشکیل میشود. برهمین اساس دانشآموزان چهار روز به اردوی راهیان نور اعزام میشوند تا ضمن بازدید از مناطق جنگی، آموزشهای عملی لازم جهت درس دفاعی را فرا بگیرند. دو روز از این مدت به رفت و برگشت اختصاص داده میشود.
مدیرکل ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات آموزش و پرورش مهرماه 91 در خصوص اجباری بودن یا نبودن این اردوها برای دانشآموزان به خبرآنلاین گفته بود:اردوی راهیان نور بخشی از درس آمادگی دفاعی دانشآموزان است. عباس مقتدایی، سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات بعد از حادثه کشته شدن 26 دانشآموز دختر بروجنی میگوید: «این اردو جزو آموزش دفاعی دانشآموزان محسوب میشود و اجباری است اما وقتی اطمینان از امنیت دانشآموزان، وجود ندارد نباید اجباری باشد.»
در همه این حوادث غمبار، نقص فنی اتوبوسها و خطای انسانی اصلیترین دلیل در بروز فاجعه بوده است. مدارس وقتی خود مجری و برگزارکننده یک اردو باشند ناچار هستند که شیوه نامه اجرایی اردو و بازدیدهای دانشآموزی را رعایت کنند، در شیوه نامه اردوهای مدارس برای صیانت از دانشآموزان و عوامل اجرایی، از هرگونه آسیب و خطر احتمالی مقررات اردویی سختگیرانه تدوین و براجرای آن تاکید شده است. در اردوهای مدارس مدیران ملزم هستند که از وسیله نقلیه سالم و مناسب از طریق شرکتهای معتبر مسافربری استفاده کنند و ظرفیت قانونی و بیمه سرنشینان وسیله نقلیه را رعایت کنند. همچنین تاکید شده که، راننده وسیله نقلیه اردوهای دانشآموزی، باید توانایی جسمی و شرایط اخلاقی و روحی را دارا باشد و مقررات قانونی و سرعت مجاز در حرکت وسیله نقلیه را الزاما رعایت کند و سرپرستان و مربیان موظفند در صورت عدم رعایت مقررات قانونی و سرعت غیرمجاز به راننده تذکر دهند.
تکرار این حوادث در اردوهای راهیان نور دانشآموزان این پرسش را مطرح میکند که، آیا این الزامات در سفر دانشآموزان، از سوی مسئولان ذیربط پیشبینی میشود و آیا مدیران آموزش و پرورش و مدارس، مجریان این اردوها را ملزم به رعایت این موارد میکنند یا نه؟ وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به چرایی فاجعه مرگ 26دختر بروجنی و تکرار حوادث غمبار در اردوهای راهیان نور در پاسخی کنایهای گفته است: «از مسئولانش بپرسید!» بهراستی مسئولیت هزاران دانشآموزی که به این اردوها اعزام میشوند، اگر با وزیر آموزش و پرورش نیست، با چه کسی و کدام نهاد است؟
بدون شک، بهزودی مسئولان این حوادث استدلال خواهند آورد با توجه به فراوانی دانشآموزانی که اعزام میشوند و طولانی بودن مسیر و کم نبودن تعداد دانشآموزانی که بر اثر حوادث مختلف در طول سال آسیب میبینند نسبت این حادثهها اندک وناچیز است و نباید یک یا چند حادثه از این قبیل را بزرگ کرد. بدون شک تکرار این حادثهها برای نظام آموزشی و دانشآموزان و معلمان قابل قبول نیست و جان دادن حتی یک دانشآموز اگر بر اثر مسامحه، سهلانگاری و ضعف مدیریت از طرف هرکس باشد غیرقابل بخشش است. وظیفه همه نهادهای مسئول است که در خصوص چرایی این حوادث پاسخگو باشند.
بر عهده نهادهای نظارتی و کمیسیون آموزش است که به دنبال واکاوی و علت این حوادث نگرانکننده باشند و امنیت و اطمینان را برای دانشآموزان شرکت کننده در این اردوها تضمین کنند.
جنگ تحمیلی و ارزشها و رشادتهای دفاع مقدس از صفحات طلایی تاریخ کشور ماست. انتقال صحیح و عمیق این ارزشها به نسلهایی که جنگ را درک نکردهاند کاری خوب و ارزشمند است. مسئولان امر اعم از آموزش و پرورش، راه و ترابری، و بسیج و سایر ارگانهای ذیربط نیز با توجه به آمار بالای تصادفات جادهای در کشور، لازم است به هنگام اعزام این دانشآموزان، استانداردهای لازم جهت یک سفر ایمن و آرام را با دقت در انتخاب سرویس ایاب و ذهاب واطمینان از مهارت و سلامت رانندگان را درنظر بگیرند و تذکر به موقع به رانندگانی که حساسیت کار رانندگی در حین سفر فراموش میکنند را به مربیان حاضر در این اتوبوسها یادآوری کنند. چراکه تداوم و استمرار این اعزامها بدون شک در پرتو احساس امنیت و سالم بودن وسلیه نقلیه و اطمینانخاطر پدر و مادرها امکانپذیر است و توجه شود که فلسفه درس دفاعی که کسب مهارتهای مربوط به زمان بحران و آشنایی با ارزشهای دفاع مقدس است، در بیم و هراس سالم رسیدن یا نرسیدن دانشآموزان کمرنگ و کماثر نشود.
http://armandaily.ir/?News_Id=17549
به نفع معلمان موضع بگیریم
رسول پاپایی / روزنامه آرمان /شنبه 15 مهر 91

دیروز روز جهانی معلم بود. سال 1994سازمان یونسکو در اجلاس چهل وچهارم خود 5 اکتبر را در تقویم جهانی روز معلم نامید. تاریخچه شکلگیری، ساختار و عملــــــــــــکردهای یونسکو نشان میدهد، دفاع از صلح و مبارزه با جنگ و جهل مبنای شکلگیری آن بوده است.
در تصمیمهای یونسکو، اغلب تفکرات و اندیشههای کشورهای غیرمتعهد و متفکران جهان سوم حاکم بوده است تا جایی که، آمریکا در سال 1984 و انگلیس در سال 1985 مـــــــــجبور به ترک یونسکو شدهاند.
روزی که «محمدعلی نجفی» وزیر وقت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران و 70 وزیر و 27 معاون وزیر و 30 ناظر به نمایندگی از 130 کشور، جهانی شدن روز معلم در 5 اکــــتبر را تصویب کردند این دو کــــشور (آمریکا و انگلیس) در یونــــسکو حضور نداشتنند. یونسکو امسال با شعار «به نفع معلمان موضع بگیریم» خواستار توجه جدی به نیازهای معلمان برای بالا بردن کیفیت معلمی و بهبود شرایط این حرفه، در سرتاسر جهان شده است.
یونسکو از همه دولتها میخواهد در تصمیمگیریهای کلان خود بیشتر از هر زمان دیگری به مسائل آموزش و پرورش و معلمان نگاه کنند و تصمیماتی همسو با منافع حرفهای معلمان اتخاذ کنند. از دیدگاه یونسکو به رغم همه پیشرفتها و گسترش رسانههای مختلف آموزشی، جهان همچنان، نیازمند کار و خدمت معلمان است و براساس پیشبینیها جهان تا سال 2015 به تربیت و آموزش 6میلیون و800هزار معلم جدید نیاز دارد. روز جهانی معلم، در کشور ما با نیمه مهر ماه مصادف میشود.
هر چند از طرف ایران وزیر وقت آموزش و پرورش بر این مناسبت جهانی مهر تایید زده است، اما این روز، از طرف نهادهای رسمی و وزیران آموزش و پرورش به معلمان تـــبریک گفته نمیشود و سالهاست با مهری و بیتفاوتی و فراموشی عمدی همراه بوده است. گروهی، دلیل فراموشی «روز جهانی معلم» را، به مناسبت مــــــلی و بومی روز معلم، یعنی 12اردیبهشت سالروز شهادت استاد مطهری که در تقویم ما به نام روز معــلم نامیده شده گره میزنند و میگویند: با وجود این روز، دیگر نیازی به گرامیداشت 5اکتبر روز جهانــــــــــی معلم نمیباشد.
این در حالی است که روز12 اردیبهشت روز ملی و بومی معلم، تبدیل به یک مراسم کلیشهای شده که شاخصترین وجهش، تعریف و تمجیدهای زبانی مسئولان از حرفه معلمی بوده و کمتر معلمان فرصــــــــت داشتهاند تا همانند کارگران یا اصناف دیگر، به بیان خواستهها ومشکلات صنفی خود بپردازند و ذهن جامعه و مسئولان را متوجه چالشهای موجود در برابر شغل معلمی نمایند!.
از نظر یونسکو، روز جهانی معلم میخواهد، به رهـــــــــــــبران جهان و ملتها بگوید، رسیدن به آرمانهای بزرگی مانند، عدالت، صلح، عدم خشونت، توسعه، پیشرفت و امنیت، تنها از دریچه کار و خدمات معلمان و از کلاسهای درس و مدرسهها محقق میشود و بر رهبران جهان فرض است که موانع و گرهها و محدودیتها را ازمسیر معلمان بردارند وبا حذف موانع سیاسی و عقیدتی از مسیر حرفه معلمی، اجازه دهند معلمان بتوانند در مدارس تفکر انتقـــــادی، پردازش اطلاعات از منابع مختلف و انتخاب آگاهانه را به بچهها آموزش بدهند.
روز جهانی معلم، رسانهها را دعوت میکند تا از دشواریهای و چالشهای حرفه معلمی بگویند و بنویسند و متخصصان و دولتیها راتشویق میکند که برای بهبود شرایط معلـــــــــــــــــــــــمان کشورشان چارهاندیشی کنند و از سرمایهگذاری در آموزش و پرورش نهراسند.
ضمن تبریک این روز به همه معلمان باید گفت: بهرغم همه تلاشهایی که صورت گرفته، فارغ از ملی یا جهانی بودن روز معلم، روزهای مــــــــعلم چه 5اکتبر جهانی و12اردیبهشت ملی، نتوانستهاند تــــــــوجه دولتها و جامعه را به مشکلات حرفه و شغل معلمی در ایران آنگونه که باید و شاید معطوف بدارند.
کماکان معلــــــمان در تصمیمگیریها و تغییرات پی درپی که در نظام آموزشی ایجاد میشود مشارکت داده نمیشوند، نگاه از بالا به حرفه معلمیتغییر نکرده است، دشــواریها و تنگناهای معیشتی موجب شده تا معلمان به جای اینکه در انــــدیشه تدوین طرح درسهای خلاقانه و فراگیری روشهای نوین تدریس و بهروزرسانی دانش و افزایش مهارتهای معلمیخود باشند، به فکر تامین هزینههای زندگی و گشودن گرهی از گرههای زندگی روزمره هســــتند و شاید قبل از کمتوجهی وزیران آموزش و پرورش به روز جهانی معلم، این دشواریهای زندگی معلمان است که روز جهانی معلم را برای معلم ایرانی خاموش و سرد و ساکت کرده است.
واکنش ها به خودکشی پسری که از مدرسه اخراج شد !
لیدا ایاز:روزنامه آرمان / پنج شنبه 13 مهر 91
ترس از پدر و اخراج از مدرسه موجب خودکشی یک پسر 17 ساله در شهر کبودرآهنگ استان همدان شد. این اتفاق در هفته آغازین مهرماه روی داد اما خبردر 7روزگی مرگ این نوجوان در رسانههای کشور بازتاب یافت. نمایندگان مجلس هم درواکنش به این خبر خواستار تغییرات در آئیننامه آموزش مدارس شدند. به گفته نماینده مردم رزن در مجلس این اتفاق زنگ خطری برای حوزه آموزش کشور به شمار میرود؛ از اینرو وزارت آموزشوپرورش باید در جهت اصلاح این آئیننامه برنامهریزی کند. ماجرا از آنجا شروع شد که 2دانشآموز دبیرستانی با کارهای شیطنتآمیز موجب آزارواذیت دانشآموزان و معلمان مدرسه راهنمایی همجوار میشدند. مدیر مدرسه راهنمایی موضوع را به مدیر دبیرستان اطلاع میدهد و مسئولان دبیرستان برای حل این مشکل وارد مدرسه راهنمایی میشوند. «سالار» از مدرسه رفته بود و مدیر مدرسه به محض دیدن دوست «سالار» او را به اخراج از مدرسه تهدید کرد. خبر به گوش سالار میرسد و ترس از خانواده و اخراج او را وادار به خودکشی میکند. راوی این اخبار فرماندار کبودرآهنگ است. محمدعلی پورمختار، نماینده مردم کبودرآهنگ در مجلس هم خبر را تایید و همزمان اعلام میکند که به چند نفر ماموریت داده تا درباره این اتفاق از فرمانداری این شهر اطلاعات بگیرند و پیگیر موضوع باشند. او هم همان خبرهایی را که منتشر شده اما به روایتی دیگر شنیده، پورمختار در گفتوگو با آرمان میگوید: من هم تا همین اندازه شنیدم که مدیر مدرسه پسر دانشآموز را خواسته است و برای تنبیه به او گفته شده فردا به پدرت بگو بیاید کارنامه و پروندهات را بگیرد، تو از مدرسه اخراجی. آنطور که اعلام شده این پسر بهشدت از پدرش حساب میبرده و از او میترسید و از شدت همین ترس بود که بعداظهر همانروز هم دست به خودکشی زد. نماینده کبودرآهنگ اضافه میکند: از فرمانداری که مرجع گزارش بوده خواستهایم به ما به عنوان نماینده این شهر اطلاعاتی بدهد و تاکید شده تا درباره علت وقوع این اتفاق تحقیق و پیگیری انجام شود.
هیچ مدیر مدرسهای نمیتواند اخراج کند
اما گفته مسلم غلامی، فرماندار کبودرآهنگ که معتقد است «سالار» 17ساله از ترس اخراج از مدرسه دست به خودکشی زده است از سوی معاون آموزش متوسطه وزیر آموزشوپرورش مورد انتقاد قرار گرفت؛ فرماندار کبودر آهنگ براساس کدام شاهد و ادلهای حرفی را که معلوم نیست مدیر مدرسه زده یا نزده، مطرح میکند، این موضوع باید بررسی شود. ابراهیم سحرخیز با تاکید بر اینکه مدیران مدارس به هیچعنوان حق ندارند دانشآموزی را تهدید به اخراج از مدرسه کنند به ایلنا میگوید: حالا مدیر مدرسه یک حرفی از دهنش پریده همانند پدر و مادری که گاهی اوقات این اتفاق درمورد آنها هم میافتد اما به طور حتم بدانید علتهای دیگری همانند مشکلات و گرفتاریهای خانوادگی در این زمینه نقش داشتهاند و این طور نبوده که دانشآموز صرفا تحت تاثیر یک جمله مدیر خود را حلق آویز کند زیرا این اصلا منطقی نیست. سحرخیز با تاکید براینکه هیچ قانونی مبنی بر اخراج دانشآموز از مدرسه وجود ندارد، افزود: هیچ مدیر مدرسهای نمیتواند دانشآموزی را از مدرسه اخراج کند حتی اگر ادلهای هم داشته باشد در نهایت میتواند دانشآموز را به مدرسه دیگری جابجا کند. او با بیان اینکه تمام مدیران مدارس به قانون آشنا هستند، گفت: دانشآموز اگر شیطنتی هم کرده باشد در نهایت کمیته انضباطی یا به مشاور معرفی میشود اما اخراج بههیچ عنوان نخواهد شد. به گفته او وجود تنبیه در مدارس واقعیت ندارد و دیگر این برخوردها منسوخ شده است.
برای قضاوت زود است
فاطمه قاسم زاده، روانشناس کودک:
ترس از معلم و والدین منجر به پرخاشگری میشود
ترس یکی از عواطف منفی است. عواطف و احساسات به صورت طبیعی در همه ما وجود دارد که در برخی مواقع موجب شادی و امید و محبت ودر برخی مواقع به عنوان حالات ناخوشایند مانند ترس، خشم و اضطراب بروز میکند. باید سعی کرد که عواطف منفی و از جمله ترس را در حدی نگه داریم که منجر به ضربهزدن به ما نشود. ترس از خطرات و یا رفتارهای پرخطر ترسهای مثبتی هستند اما ترس از معلم، والدین و به طور کلی انسان پدیده مثبتی نیست و این نوع از ترس مانع از رابطه درست بین دو انسان میشود و آرامش را از او میگیرد. تجربه نشانداده وقتی کودکان به علت ترس از حضور پدر یا معلم کاری را انجام نمیدهند زمانیکه عامل ترس برداشته شود رفتار خود را ادامه میدهند. هدف ما در نظام آموزشی و یا تربیت خانوادگی باید به سمت اصلاح رفتار باشد و پدر و معلم باید تکیهگاه فرزندشان باشند. ترساندن بچهها بر رفتار آنها تاثیر میگذارد و آنها را پرخاشگر، منزوی یا افسرده بار میآورد. همین موضوع نشان میدهد که ترس عامل مناسبی در تربیت فرزندان نیست. با تمام احترامی که برای معلمان قائلم و به عنوان یک معلم با بسیاری از رفتارهای به وجود آمده در فضای آموزشی آگاه هستم معتقدم تا زمانی که افراد آگاهی لازم را درباره رفتار با بچهها نداشته باشند ممکن است ضرباتی به آنها بزنند که اثرات منفیاش تا آخر عمر برایش باقی بمانند. این شعار یونسکو بسیار مهم و اساسی است: هیچ کشوی نمیتواند سطح تعلیم و تربیتش بالاتر از معلمانش باشد. این اتفاق هشداری برای پدران و مادران و معلمها محسوب میشود که اگر نتوانستهایم با رفتارمان کودکان را برای احترام گذاشتن و رفتار مناسب توجیه کنیم با عامل ترس هیچگاه نمیتوانیم پاسخ مناسب را دریافت کنیم. بچههایی که با ترس بزرگ میشوند در آینده افرادی خواهند شد که در روابط اجتماعیشان دچار مشکلاند و میخواهند ناراحتی و حس انتقام خود را از پدر یا معلمشان بر سر دوستان و دیگران خالی کنند و یا اینکه تبدیل به افراد فاقد اعتمادبهنفس و بیدفاع شوند که این امر نشاندهنده عدم تعادل در رفتارشان است.
موبایل در مدرسه همراه بچه ها باشد یا نباشد ؟!
رسول پاپایی / روزنامه مغرب /13مهر 91

هفته آغازین مهر، نوید ادهم دبیرکل شورای عالی اموزش و پرورش ، به رسم هر سال اعلام کرد : "دانش آموزان نمی توانند تلفن همراه با خود به مدرسه ببرندو استفاده از تلفن همراه ساده نیز توسط دانش آموزان در مدرسه درست نیست و نباید دانش آموزان با خود تلفن همراه داشته باشند."
ا ین اولین بار نیست که با اغاز سال تحصیلی ، موضوع تلفن های همراه و مجاز یا مجاز نبودن آوردنش در مدرسه ها ، مطرح میشود .امروزه موبایل به یک وسیله پر استفاده و همه گیر در بین بچه ها تبدیل شده است .این فراونی واستفاده از موبایل در بین نوجوانان وکودکان نگرانی های زیادی را ایجاد کرده است .بر اساس یک نظرسنجی نیروی هسته ای ، سیگار و فست فود ها از جهت نامطلوب بودن بعد از موبایل قرار گرفته اند . باتمام این ها این وسیله محبوبیت خودرا داشته و علاقمندان زیادی برای خود دست و پا کرده وچهارمین نمایشگر پر کاربرد جهان بعد از سینماو تلویزیون و کامپیوتر لقب گرفته است و هفتمین رسانه جمعی جهان میباشد. گفته میشود حدود 83درصد نو جوانان 15تا 17 ساله جهان در کشور های توسعه یافته با موبایل زندگی می کنند و بر اساس امار ها چهار میلیارد نفر در سال 2011ا موبایل داشته اند.
امروز در سرتاسر جهان این پرسش مطرح است که با موبایل و حضورش در مدرسه ها چه باید کرد؟ چگونه می توان ا ستفاده دانش اموزان و کودکان را از موبایل مدیریت کرد ؟ وآیا حضور موبایل در مدرسه ها باید امری مجاز یا غیر مجاز باشد ؟ پاسخ به این پرسش ها دغدغه ی مسئولان و خانواده ها در سرتاسر جهان شده و در همه ی کشور ها بخشی از توان و انرژی مدیران ومعلمان مدارس را به خود اختصاص داده است . !
در ژاپن هیات دولت این کشور به این باور رسیده است که ،موبایل بر روی اخلاقیات" کودکان تاثیر منفی دارد و از والدین واولیا مدارس ژاپنی خواسته تا مانع اوردن موبایل در مدرسه ها شوند .استفاده از تلفن همراه در ایالات متحده براساس توافق میان والدین و مدیران مدرسه صورت میگیرد. در هند هم دولت قانون ممنوعیت استفاده از موبایل را در مدرسه ها به تصویب رسانده است. در قطر دانشآموزان و دانشجویان در صورتی مجاز به استفاده از تلفنهای همراه هستند که در خارج از ساعات درسی از آن استفاده کنند .
در انگلیس بسیاری از مدارس منع استفاده از موبایل را به هنگام حضور در کلاس های درس به دانش اموزان واولیا خاطر نشان کرده و به انها اموزش داده اند که تنها در زنگ تفریح می توانند تلفن های خودرا روشن کنند . دولت قبرس هم استفاده از موبایل را در مدرسه ها ممنوع کرده و متخلفان از توبیخ تا اخراج موقت جریمه میشوند وچنانچه در کلاس درس از دوربین استفاده کنند و تصویر برداری نمایند از مدرسه اخراج می شوند .!!
آموزش و پرورش معلم لیسانس می خواهد نه بیشتر !!
رسول پاپایی / روزنامه آرمان / شنبه اول مهر 90
«برای چندمین بار به اداره رفتم تا شاید بتوانم آنها را قانع کنم، با انتقال موافقت نکند. روبری مسئول اداره ایستادم، گفتم: 15 سال است که دردبیرستان ها، ریاضی درس میدهم.پارسال به منطقه شما منتقل شدم. دانشجوی دکترا هستم. تو را به جان هر کس که دوست داری، بخاطر بچهها هم که شده مرا نفرست ابتدایی! گفتم: زبان بچهها ابتدایی را نمیفهمم، نمیدانم چگونه به انتقال مفاهیم با آنها بپردازم. برای یاد دادن به آنها آموزش ندیدهام. گفتم: من مشتق و انتگرال بلدم ولی بلد نیستم چطوری به بچه بیگناه مردم حروف الفبا و صدا کشی یاد بدهم.
از واقعیتهای تلخی که به دلیل ایجاد پایه ششم برای معلمها و خانوادهها و بچهها پیش آمده برایش گفتم.
گفتم و گفتم تا اینکه به حرف آمد و گفت: آموزشوپرورش نیروی لیسانس میخواهد و نه بیشتر!! جملاتش مانند آواری بر سرم ویران شد. آرزو کردم کاش هیچ وقت به حرف نیامده بود و تصورات خوبی که بهخاطر کت شلوار مرتبش از او در ذهنم ایجاد شده بود را اینقدر سریع به هم نمیریخت.کارت دانشجوییام را آرام در کیفم هل دادم و بغضم را قورت دادم.»
این بخشی از درد نامه یک معلم دبیرستانی است که بهخاطر تغییر ساختاری نظام آموزشی تنها سه روز مانده به آغازسال تحصیلی در بلاتکلیفی است و چانه زنی میکند تا به اجبار به جایی نرود که نمیتواند برای کودکان سرزمینش مفید باشد. تعداد این زنها و مردهای معلم که در راهروهای ادارات و مناطق آموزشوپرورش در رفت و آمد هستند تا به ابتدایی نروند کم نیستند.
از مهر ماه قرار است بعد از 40سال دوباره کلاس ششم به دبستانها برگردد .آمار این کلاسها نزدیک به شصت هزار کلاس درس اعلام شده است و همه این کلاسها ناچارا باید از معلم برخودار باشند. تربیت معلم، آموزش و آماده کردن او برای رفتن به کلاس درس امری نیست که در یک شب یا چند هفته محقق شود. راهکار آموزشوپرورش برای پر کردن کلاسهای ششم در نوع خود جالب بوده است. دعوت از معلمان بازنشسته، معلمان مازاد راهنمایی، سهمیه تربیت معلم و نیروهای نهضت سواد آموزی بخشی از راهکارهای اعلام شده بوده است . ضرب الاجلی بودن ایجاد کلاس ششم و تامین معلما نش بر کسی پوشیده نیست.
اصرار به حضور معلمان متوسطه و الزام آنها جهت تدریس درابتدایی، شاید بتواند کلاسها را به ظاهر معلم دار کند، اما بدون تردید، این معلمان با سالها دوری از ابتدایی، صلاحیت و تجربه تدریس دراین مقطع مهم را ندارند و حضور آنان در مدارس ابتدایی، موجب پایین آمدن کیفیت آموزش وتدریس و متضرر شدن دانشآموزان میشود و اصطکاک بین اولیا و معلمان را در طول سال تحصیلی به همراه خواهد داشت و برگزاری یک دوره چند ساعته به زعم برنامه ریزان از آثار سوء آن کم نمیکندواز آنان معلمان خوبی برای دانشآموزان ابتدایی نخواهد ساخت.
اکنون که معاون ابتدایی وزیر از صدور ابلاغ تمامی معلمان ابتدایی سخن گفته و سحرخیز معاون آموزش متوسطه هم، تا کید دارد که هیچ معلم متوسطهای به«زور» به ابتدایی نخواهد رفت .و نظر به اهمیت دوره ابتدایی و اساس رشد و بالندگی بودن این دوره و توجه به این که درنظام آموزشی ما تلاش میشود کودکان و روح تشنه دانستن و یادگیریشان را به دست معلمانی بدهند که به حرفه وشغل و معلمی خود عشق بورزند تا با داشتن انگیزه قوی، میل به اموختن و شوق یاد گرفتن را روح و جان بچهها بدمند. بدون شک تحویل دادن روحهای مستعد و حساس کودکان به معلمانی که به اکراه به این مقطع میآیند با اهمیتی که مسئولان آموزشوپرورش درباره مقطع ابتدایی اعلام میکنند،تضاد دارد.
بنابراین بهتر است برای حل مشکل معلمانی که بهرغم داشتن تجربه سالها تدریس در دبیرستان با مدارک لیسانس و فوق لسیانس غیرمرتبط با دوره ابتدایی هستند و مناطق آموزشوپرورش اصرار به حضورشان در ابتدایی دارند چارهای اندیشیده و وزیر محترم آموزشوپرورش به صورت فوری در اولین هفته مهر ،دغدغه این معلمان را حل کند و از مدیران مناطق بخواهد آنها را متناسب با رشته و توان تدریسشان ساماندهی کنند .