در یکی از روز های بهمن امسال مردی به شعبه ۷ دادیاری دادسرای جنایی تهران مراجعه می کند و می گوید :۲فرد مسلح با تهدید خودروی ۲۰۶ او را دزدیده اند .

 این مرد اضافه می کند که :معلم هستم و چندی پیش در ارتباط با افت تحصیلی یکی از دانش‌آموزان با مادر او تلفنی صحبت کردم.

 چند  ساعت پس از تماس، مردی با تلفن من تماس گرفت و با معرفی خود به عنوان یکی از بستگان دانش‌آموز، به خاطر تماس‌های من با مادر این کودک مرا تهدید کرد. احساس کردم فرد تماس‌گیرنده دچار سوءتفاهم شده است با هم قرار ملاقات گذاشتیم.

چند دقیقه بعد از حضور در محل قرار، ناگهان 2 مرد جوان با داخل شدن به خودرو و معرفی خودشان به عنوان مامور، به دستانم دستبند زده و مرا به صندلی عقب خودرو انداختند و با حرکت خودرو در طول راه با سلاح کمری مرا تهدید می‌کردند که با مادر دانش‌آموز ارتباط پنهانی دارم.

آنها پس از ساعتی با دریافت چند ورق سفیدامضا مدعی شدند خودرو باید توقیف شود. پس از انتقال خودرو به پارکینگ، این دو جوان خواستند همراه آنها به بازداشتگاه پلیس بروم اما با التماس‌هایم مقداری پول از من گرفتند و مرا تا زمان احضار از سوی مقام قضایی آزاد کردند.

با شکایت معلم نگون بخت و بعد از بررسی و تحقیقات پلیس متوجه می شود هیچ دستوری از سوی مقام قضایی برای بازداشت شاکی صادر نشده  لذا در مرحله بعدی با شناسایی مادر دانش‌آموز، در تحقیق از وی متوجه شدند هنگام تماس معلم، پسرخاله این فرد به نام شهرام مکالمه تلفنی میان معلم و او را شنیده است.

با تلاش پلیس محل سکونت شهرام در ورامین شناسایی شد و کارآگاهان  روز گذشته متهم را در خانه‌اش دستگیر و از این محل خودروی شاکی را نیز کشف کردند. شهرام سارق ۲۰۶ معلم به پلیس گفته : بعد از شنیدن مکالمه دختر خاله ام با معلم بچه اش  تصمیم به سرقت از وی گرفتم و با همدستی یکی از دوستانم پس از به دست آوردن شماره تلفن معلم، او را با سلاح تهدید و خودروی وی را سرقت و در چند مرحله از او اخاذی  کردیم. پلیس همکار شهرام را شناسایی کرده و در بازرسی از محل سکونت وی یک قبضه سلاح کمری کشف و ضبط کشف کرده است .