گفتگوی کامنتی !
به وبلاگش که یکی از وبلاگ های خوب معلمی است سر میزنم .از وبلاگش به خوبی می شد فهمید که یکی از معلمان با انگیزه و خلاق است که دشواری های معلم بودن را برای خودش اسان کرده است .مدتی بود که از او خبری نبود.
برایش کامنت گذاشتم که: نیستید ؟ برایم نوشت :
سلام
واقعا مرا ببخشيد
علت نبودن و بی انگیزگی ام را جویا شده بودید . می گویم .اما اگه خواستيد در وبلاگتان طرح كنيد دوست ندارم نامی از من ببرید .
اره دير به دیرمیام .اصلا دير به دير پاي كامپيوترم مي نشینم.چون خيلي بي انگيزه و دلمرده شده ام.خيلي افسرده شده ام.ديگه ازآن همه ذوق و شوق چيزي باقی نمانده است !
.اندک لهیب و شعله ی عشق به معلمي ام زير خاكسترهاي بي مهري دنيا و تبعیض اهالیش مانده است.!!
چرا افسرده نباشم وقتي هرچه تلاش كنم با كسي كه تلاش نمي كند و معلمی را نه به چشم عشق که حتی به عنوان یک حرفه هم نگاه نمی کند برابر م.
وقتي طرح درسی که من می نویسم در نگاه اقایان مسئول اموزش وپرورش ناحيه ام ارزشی ندارد و سال بعد همكارم با همان طرح درس من از شهر ی دیگر رتبه کشوری می گیرد چرا بی انگیزه نشوم !؟
وقتي سه جلد كتاب آماده چاپ داشته باشي و سرمايه گذار بخواهد سرت كلاه بگذارد .وقتي نتواني يك سرمايه گذار خوب و منصف پيدا كني و فايل هاي كتابت توي گنجه خاك بخورند و اموزش وپرورش با همه ی دستگاه های عریض وطویل پژوهشی و ... برنامه ای برای معلمان محقق و نیسنده ندارد چرا باید ساعت های عمرم را درباره آموزش وپرورش روبه روی کامپیوتر سپری نمایم ؟ .
وقتي به خاطر نداشتن پارتي يك روزه مانده به پرواز فرصت مدرسي رو ازت بگيرند و دلیل هم نیاورند چرا افسرده نباشم .؟وقتي معلم برتر بشوم و بگویند اگه چادر سرت نباشد نميتواني در جشن اهدا جوايز شركت كني نباید بی انگیزه بشوم ؟!چند تا وچندین مورد ودلیل را بگویم .
بهتر نيست فقط به بغضم اجازه ي انفجار بدهم و بگذارم اشكهام مسير هر روزه ي خودرا دنبال كنند؟