عباسپور و کم سوادی معلم ها و پیامک هایشان
وسوسه خواننده و تحریک مخاطب با زدن تیتر های جذاب در امر رسانه تقریبا کاری عادی و حتی حرفه ای به شمار می رود اما اگر تیتر صرفا با هدف جذب مخاطب صورت بگیرد در واقع فریب دادن او می باشد . این که کسی گفته باشد در پیامک های ارسالی از طرف معلمان به او غلط املایی و جود داشته نه تنها عجیب و غریب نیست بلکه یک امر عادی می تواند تلقی گردد٬ و عجیب ان است کسی از وجود غلط املایی در پیامک های معلمان تیتر پرده برداشتن از بیسوادی ویا کم سوادی معلمان توسط یک مقام مسئول را بزند.
اموزش وپرورش بزرگترین وزارتخانه دولت است و بیش از نیمی از کارمندان دولت در این وزارتخانه به کار مشغول هستند بدون شک در بین معلمان افراد با تحصیلات و سطح مهارت و سواد مختلف وجود دارند معلم ها مانند کارمندان دیگر وزارت خانه ها انسان هستند و همه ی خطا های انسانی در خصوص ان ها محتمل است .
این که ما از 50 پیامک که در تعدای از ان ها غلط املایی وجود داشته حکم کلی بدهیم که معلمان بیسواد ویا کم سواد هستند کاری ناصواب و مغایر با اصول حرفه ای تحقیق و پژوهش است و نشانه ای از عدم شناخت مشکلات معلم ها و چالش های فراروی این حرفه و نظام اموزشی چرا که معلمی و مهارت معلم بودن و دانش انتقال معلومات و دانسته ها به دانش اموزان منحصر به دیکته نبوده که اکنون با وجود چند غلط املایی در50پیامک بنویسم معلمان کم سواد هستند.
این نوع نگاه سطحی به حرفه مهم معلمی موجب می شود تا خواننده با خود بگوید که این که در نوشته های جمعیت یک میلیونی معلمان غلط املایی هست عادی است چرا که در سطور کتاب ها و روزنامه ها و سایت ها و خبر گزاری ها هم غلط های املایی وجود دارد.
در پیامک های معلمان به رئیس کمیسیون اموزش وتحقیقات مجلس غلط املایی وجود دارد همان گونه که در تصمیم سازی ها و سخنرانی های اقایان هم غلط ها و اشتباهات کلامی و معنایی و تلفظی فراوان وجود داردکافی بود تا ایشان نگاهی به نامه ها و پیام های نمایند گان مجلس و مصاحبه ها یشان و یا پیام نوروزی ۸۸ وزیر آموزش وپرورش می کرد تا این گونه پیامک های چند معلم حق التدریس را نشانه ای بر کم سوادی معلمان رسانه ای نمی کرد .
نگارنده به هیچ وجه در پی دفاع تمام قد از معلمان و کتمان نارسایی ها و کمبود های حرفه ای معلمی نیست ومعتقد است که علی رغم بالا رفتن میانگین مدرک تحصیلی نیست پرداختن به کم سوادی معلمان و تیتر کردن آن به بهانه وجود چندغلط املایی در پیامک های ارسالی به یک نماینده مجلس اشتباه رفتن مسیر و کم سوادی در شناخت و فهم مشکلات معلمان و نظام آموزشی و ساختار اموزش وپرورش کشور است .
برای پرده برداری از این فقر مهارتی و عدم به روز شدن دانش معلمی کافی است به جای اشاره به پیامک ها ی معلم ها به نمایند گانی اشاره می شد که فرق معلم حق التدریس و شرکتی و نهضت سواد اموزی را نمی شناسد و به تصویب قانون های جذب بسیار ضعیف برای استخدام معلم ها می پردازدو به واسطه همین قانون از تحصیل کرده مامایی دعوت می شود اموزگار کلاس اول ابتدایی گردد.!
برای پرداختن به کم سوادی معلمان تو سری زدن به چند معلم حق التدریس بی نوا کافی است به کلاس های ضمن خدمت تکراری و بی فایده و موضوعات نا مرتبط انها با فنون معلمی وروشهای تدریس و تعلیم و تربیت نگاهی پرسشگرانه کرد و از طراحان این موضوعات و کلاس ها پرسید فایده و سود این کلاس ها در ارتقا جایگاه حرفه ای معلمان چیست ؟ .
برای تیتر کردن کم سوادی معلمان به جای سطحی نگری کافی است تنها یک زنگ در کلاس های پر جمعیت و فاقد فیزیک مناسب و خالی از وسایل کمک اموزشی و تکنولوزی های جدید اموزشی حاضر شد و متکلم الوحده بودن معلمان را به نظاره نشست وان گاه از متولیان امر مسئولانه پرسش کرد که چرا معلمان ایرانی با ازمایش و تحقیق و پژو هش غریب هستند و شکاف بین رشد سریع شیوه های تدریس در جهان امروز را چگونه می توان برای معلم ایرانی پر کرد ؟! .
ژاپنی ها می گویند : «شايستگي هر نظام آموزشي به اندازه شايستگي معلمان آن نظام است» برای تیتر کردن بیسوادی معلمان کافی است از خود سئوال کنیم که جایگاه معلمان شایسته ایرانی در تصمیم گیری ها و سیاست گزاری های نظام اموزشی جز یک مجری صرف چیست ؟!
برای تیتر کردن کم سوادی معلمان اشاره به غلط املایی در پیامک به اقای عباسپور مسیررا اشتباه رفتن است و باید از اقایان عباسپور ها پرسید که جایگاه نگاه کارشناسانه و اموزش وپرورشی در تصمیمات مجلس هشتم کجاست ؟
نگرانی از بیسوادی معلمان امر ی مبارک است و پرداختن به ان مایه خیر می تواند باشد٬بخصوص اگر از طرف کسانی باشد که می دانند آموزش و پرورش كليد تغيير مسير جهاني است؛ وایمان دارند که برای هر تغييري در زندگي اجتماعي بايد از مدرسه آغاز كنيم و اگر بخواهيم تغييري را از مدرسه شروع كنيم، بايد از معلم شروع كنيم .
این نگرانی و این تیتر از ان رو مبارک است که منجر به این پرسش خواهد شد که معلمي كه از او ميخواهیم در عصر حاضر و در برابر اموزش های پر جاذبه غیر رسمی در جامعه ی ما اصلاحات ايجاد كند خودش بايد داراي چه ويژگيها، توانایی ها و قابلیت هایی باشد ؟ و ما به عنوان قانونگذار و مسئول برای رفاه و ارامش و پژوهشگری و ایجاد انگیزه و به روز شدن دانش معلمی او و حفظ منزلت و جایگاه اجتماعی اش چه کرده ایم ؟
برای کم سوادی معلمان وتیتر کردن ان راه به اندازه همه مشکلات فراروی این حرفه وجود دارد لطفا به علل و عوامل اصلی ان بپردازید و هر چقدر چقدر دلتان می خواهد بیسوادی و کم سوادی معلم ها را تیتر کنید ما هم متشکر شما خواهیم شد