معلم ژاپنی، از اعتبار و نفوذ قابل توجهی، برخورداراست. وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده، در سال 1987، گزارش داد که حقوق آموزگاران ژاپنی، اغلب، بیش تر از درآمد پاره ای از متخصصان از قبیل کسبه، مهندسان، داروسازان و... در آغاز استخدام است. البته این مقدار، در نیمه عمر استخدام، به برابری می رسد ولی یک بار دیگر در سنین بعد از 53 سالگی، بالاتر می رود. افزایش سریع و مستمر حقوق آموزگاران - که با بالا رفتن، سن هماهنگی دارد – موجب دلگرمی اقتصادی برای ایشان می شود تا کماکان در شغل معلمی، باقی بمانند. علاوه بر این معلم ژاپنی کاملا مورد احترام است،امنیت شغلی دارد و حقوق خوبی می گیرد.اگر معلم خانواده شاگردش را بشناسد اورابهتر درک می کند.  چون شغل معلمی متقاضیان زیادی دارد ،رقابت بسیاری بر سر گذراندن آموزش حرفه ای در بهترین دوره ها وجود دارد در واقع برای کسانی که می خواهند مدیر مدرسه شوند مسیرهای ارتقاء کاملا مشخصی وجود دارد که نیاز به تصدی پستهای بسیاری در اوایل مسیر حرفه ای دارد.     تدریس در ژاپن هرچند زمانی از نظر افکار و باور های کنفوسیوسی حرفه ی مقدس و محترمی محسوب می شد،اما دیگر شرایط مانند گذشته نیست .معلمان تحت تأثیر تجربیات خود و رسانه های عمومی بیان می کنند که توجه اصلی آنها ایمنی جسمی خود و دانش آموزان شان است. با این حالل معلمان ژاپنی ،کم و بیش محیط مطلوبی برای کار کردن دارند.شاید بتوان در ژاپن دیدگاه یک معلم به زندگی را نزدیک به دیدگاه زندگی سالخوردگان قرار داد. هر دوی آنها به شکل سنتی احترام،حرمت و حمایت از طرف جامعه و خانواده را دریافت می کنند .  مادران ومعلمان ژاپنی به حساسیت ،صمیمیت و اهداف مشترک به عنوان ابزاری برای سامان دادن به رشد کودک تکیه می کنند .  کودک ژاپنی  هم امروزه با مجموعه ای از خواسته های خشک و بدون انعطاف روبه رو نمی شود ،بلکه با تشویق و تکرار مداوم ،بدون ایجاد نگرانی ،سرانجام او مطابق این خواسته ها رفتار خواهد کرد.