روزنامه شرق اول مرداد / محمد رضا نیک نژاد

 
پ
نجشنبه 30 تير 1390 مجمع عمومي نوبت دوم شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران برگزار شد. در آغاز، بيش و كم 30 نفر در تالار شريعتي شهرري حاضر بودند و در هنگام راي‌گيري شمار حاضران به 230نفر رسيد كه با خود 900 دفترچه داشتند.
 از چهره‌ها، معلم نبودن بيشترشان هويدا بود. در اين نشست قرار بود بازرس سالانه شركت برگزيده شود و ترازنامه مالي سال 89 و پيشنهاد‌هاي هيات‌مديره براي افزايش كارايي شركت تعاوني در سال آينده به تاييد مجمع عمومي برسد. پس از انتخاب هيات رييسه، رييس هيات‌مديره شركت تعاوني درباره كارهاي انجام شده در 9ماه مديريت خود و همكاران‌شان سخن گفت.
او به پس‌افتادگي بدهي بالاي بانكي اشاره كرد كه چندين سال است گلوي تعاوني را مي‌فشارد- بيش از 12 ميليارد تومان- از شمار 180‌كارمندي گفت كه سود يكساله شركت، حقوق سالانه آنها را تامين نمي‌كند و اينكه ايشان و هيات رييسه كنوني، 9ماه پيش، شركت را با 14ميليارد بدهي و دو ميليارد زيان شركت در سال گذشته به دست گرفته‌اند و با اين روند كنوني، نمي‌توان به سوددهي شركت اميدوار بود و بايد چشم‌به‌راه ورشستگي آن باشيم.
 در ادامه هم بر دگرگوني روش‌ها براي برون رفت از بن‌بست كنوني پافشاري كرد. پس از سخنان رييس هيات‌مديره، نوبت به گزارش بازرس رسيد. وي ضمن تاييد گزارش مالي رييس، افزود: شركت تعاوني در بحران به‌سر مي‌برد، چنان بحراني كه سونامي بدهي‌ها را در پي خواهد داشت.
 او راه برون رفت از اين وضعيت را از سويي برقراري پيوند محكم‌تر با مديريت آموزش و پرورش و از سوي ديگر با فرهنگيان مي‌دانست و بر تنها چاره كار يعني راست گفتاري و راست كرداري با سهام‌داران تعاوني (معلمان) تاكيد داشت.

يكي ديگر از اعضاي هيات‌مديره نيز مديريت پيشين را به پنهان‌كاري و آمارسازي در تهيه گزارش‌ها و ترازنامه‌هاي مالي متهم كرد، اما در همان حال، كمك مالي شركت را پيامد سوءاستفاده ندانسته و آن را سوءمديريت دانست! در پايان نيز انتخابات برگزار و بازرس شركت برگزيده شد.

دست‌كم سه سال است كه در مجمع عمومي چالش‌هاي جدي رخ مي‌دهد. در روزهايي كه فرهنگيان از تاريخ برگزاري مجمع آگاهي مي‌يابند، نشست به تنش كشيده مي‌شود. سه سال گذشته، ترازنامه مالي به تصويب اعضاي حاضر نرسيده است و در اين جلسه هم به تاييد نرسيد.
ادعاي فرهنگيان معترض عضو شركت حاكي از ناراست و نادرست بودن گزارش‌هاي مالي هيات‌مديره پيشين بود كه از سوي هيات‌مديره كنوني نيز تاييد شد (دست‌كم پس از يك سال و در حالي كه برگزار‌كنندگان مجمع همواره گروه معترض را به كارشكني و ايجاد تنش و برهم زدن مجمع متهم مي‌كردند.)

مجمع امسال در روزهاي پيش از تعطيلي و با كمترين اطلاع‌رساني انجام شد. سه سال گذشته نيز انتخابات ابطال شده بود.
آيا تنها سوءمديريت، شركت تعاوني را به لبه پرتگاه ورشكستگي كشانده است؟ مديريت كنوني براي پاسخگويي مديران پيشين چه راهكار‌هايي را در پيش گرفته است؟ آيا مي‌توان به سامان يافتن تعاوني كه بنا بر آمار و ترازنامه، تقريبا ورشكسته است، اميدي داشت؟ آيا عزمي براي گذر از بحران با ياري فرهنگيان وجود دارد؟ آيا فرهنگيان در روند باز‌سازي شركت وارد مي‌شوند؟ درصورت ورود، راهكار ياري آنها چيست؟ تا كي فرهنگيان به سرنوشت سرمايه هنگفت خود در اين شركت بي‌تفاوت خواهند بود؟ آيا تنها يك بازرس براي واكاوي و بررسي مسايل شركت 167هزار نفره كافي است و نبايد شمار بازرسان افزايش يابد؟ آيا بايد اميدوار بود كه زمان برگزاري اين انتخابات از تابستان به هنگام سال تحصيلي منتقل شود تا فرهنگيان بيشتري شركت كنند؟ آيا وزير كه خود را پشت و پناه فرهنگيان مي‌داند، تاكنون براي جلوگيري از روند ناشايست حاكم بر نهادهاي مالي وابسته به آموزش و پرورش كاري كرده است؟ آيا كارگزاران آموزش و پرورش، دل نگران زيان‌هايي نيستند كه از چنين شرايطي متوجه فرهنگيان مي‌شود؟ و آيا به پيامد‌هاي سونامي بدهي‌ها و ورشكستگي آنها از آن ميان شركت تعاوني مصرف فرهنگيان تهران انديشيده‌اند؟ و به‌راستي آيا كسي دغدغه پاسخگويي به اين پرسش‌ها و پيگيري بر باد دادن سرمايه‌هاي فرهنگيان را دارد يا تنها در انديشه شعارهايي هستيم كه ارج و ارزش فرهنگيان را به يدك مي‌كشد؟