در بخشی از یاداشت محمدتقی فلاحی در صفحه جامعه روزنامه شرق  یکشنبه 9مرداد 90  آمده :

زخم هایی  که عمیق می شوند !

به دنبال اين هستيم كه زخم‌هاي موجود بر بدنه اين وزارتخانه را ترميم كنيم... . هدف آن است كه آموزش و پرورش بتواند به جايگاه اصلي و واقعي خود برسد.»

جمله‌هاي بالا بخشي از سخنان وزير آموزش و پرورش در مصاحبه با روزنامه «شرق» (چهارشنبه 5 مرداد1390) است. به عنوان يك معلم و دست‌اندركار تعليم و تربيت، لازم مي‌دانم نكاتي را يادآور شوم. بدون ترديد زخم‌هاي كهنه و عميقي بر پيكره نظام آموزشي كشور از گذشته تاكنون وجود داشته و دارد كه زدودن و حتي ترميم آنها، نياز به عزم ملي، زمان، برنامه‌ريزي دقيق، مديريت قوي، مشاركت موثر دست‌اندركاران و... دارد.

  براي كشوري با شرايط جغرافيايي و تنوع قومي مانند ايران، تمركزگرايي يكي از ناكارآمدترين شيوه‌هاي مديريتي است. بدون ترديد تمركز شديد اداري و بي‌توجهي به تفاوت شرايط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي مناطق مختلف كشور، يكي از عميق‌ترين زخم‌هايي است كه پيكر آموزش و پرورش ما را مي‌آزارد. هرچند دولت و وزير كنوني به وجود آورنده اين شيوه مديريتي نيستند، اما قطعا در تشديد آن نقش داشته‌اند. حفظ ساختار و شيوه مديريت سنتي در اداره امور، نگاه يكسويه و از بالا به پايين، ارسال بخشنامه‌هاي واحد به سراسر كشور به‌عنوان الگوي چاره‌ساز و لازم‌الاجرا، سلب اختيار از مديران مدارس و مديران رده‌هاي مياني تا بالا، دخالت ندادن معلمان در برنامه‌ريزي، اجرا و ارزيابي برنامه‌هاي آموزشي در سطوح مختلف، لغو طرح‌هايي نظير مديريت انتخابي مدارس و مناطق و... همه و همه بخشي از اقداماتي است كه در دولت‌هاي نهم و دهم صرف‌نظر از اينكه چه كسي وزير بوده است، اجرا شده كه تماما در راستاي تمركزگرايي بيشتر هستند. نتيجه آن نيز به صورت جاذبه نداشتن مديريت در نظام آموزش و پرورش، مرگ ابتكار و نوآوري در اداره امور، بي‌انگيزگي معلمان براي مشاركت در رفع مشكلات اخلاقي و آموزشي دانش‌آموزان در مدرسه و... خود را نمايان كرده است. ..........

در نظام آموزشي ما مباني نظري روشني ندارد. به عبارت ديگر هنوز به طور دقيق نمي‌دانيم از آموزش و پرورش چه مي‌خواهيم و چگونه مي‌خواهيم به آن دست يابيم. به عنوان مثال آيا هدف ما آن گونه كه قانون اهداف و وظايف وزارت آموزش و پرورش (مصوب1366) در ماده يك مي‌گويد «تقويت و تحكيم مباني اعتقادي و معنوي دانش‌آموزان» است يا در ماده دو بند 2 «پرورش دانش‌آموزان براساس ارزش‌هاي اسلامي » است؟ آيا مي‌خواهيم دانش‌آموزان در پايان دوره تحصيلات متوسطه، سربازاني گوش به فرمان در راستاي اهداف دولت باشند؟ آيا مي‌خواهيم از آنها نيروي كار ماهر و نيمه ماهر براي بخش‌هاي مختلف اقتصادي كشور بسازيم؟ مي‌توان پاسخ داد كه اينها، تناقضي با يكديگر ندارند و دستيابي به هركدام نفي موارد ديگر را نمي‌كند، اما اين را هم بايد در نظر گرفت كه دسترسي به هركدام راهكار، ابزار و اولويت‌هاي خود را مي‌طلبد. در حال حاضر، ما همه را مي‌خواهيم و هيچ يك را به دست نمي‌آوريم. نگاهي به ميزان مهارت ديپلمه‌هايي كه مي‌خواهند وارد بازار كار شوند، همچنين به صفحه حوادث روزنامه‌ها و آمار روزافزون آسيب‌هاي اجتماعي، درجه موفقيت نظام آموزشي در دستيابي به اهداف كلي و آرماني خود را نمايان مي‌كند. وزارت آموزش و پرورش در دوران مديريت حاج‌بابايي چه اقداماتي را جهت تبيين بيشتر و رفتاري كردن هدف‌هاي كلي فوق آغاز كرده است؟