آموزش و پرورش و انتظار معجزه

رسول پاپایی/ روزنامه اعتماد / یکشنبه/16مردد
معلمان
غيرمتخصص، تابستان براي معلمان با همه تعطيلاتش فصل نقل وانتقال هاي درون
شهري و منطقه يي و تغيير مدارس و حتي گاه تغيير مقطع هم هست. چند سالي است
كه عبارت هايي مانند «معلم مازاد»، «كمبود معلم» و «كسري ساعت تدريس» در
حوزه آموزش و پرورش پركاربرد شده اند: واژه هايي كه علاوه بر اينكه محل
اظهارنظر هاي مختلف شده اند، حكايت از نابساماني در بحث ساماندهي نيرو در
اين وزارتخانه عريض و طويل هم دارد. سال گذشته در آستانه بازگشايي مدارس در
ماه پاييزي مهر اعلام بخشنامه به كار گيري معلمان متوسطه و راهنمايي در
مقطع ابتدايي، حاشيه ها و جنجال هايي را در مدارس ايجاد كرد و موجي از
سردرگمي و نارضايتي و بلاتكليفي در ميان معلمان و مديران ايجاد كرد كه با
تغيير موضع و كوتاه آمدن مسوولان تا حد زيادي از مشكلات آن كاسته شد.
آن روز و در مخالفت با بازگشت معلم هايي كه هيچ آشنايي با ظرافت ها و مهارت هاي تدريس در دوره ابتدايي نداشتند، گفته شد كه نداشتن صلاحيت و تجربه تدريس در اين مقطع و حضور اجباري و بي انگيزه يك معلم، موجب پايين آمدن كيفيت آموزش و تدريس و متضرر شدن دانش آموزان مي شود، و اضافه شد كه حضور معلم غيرمتخصص در كلاس درس موجب اصطكاك بين اوليا و معلمان در طول سال تحصيلي مي شود. آنچه امروز و در فصل ساماندهي معلمان براي مهري جديد همچنان به چشم مي خورد و موجب دلسردي و بي علاقگي معلم به كارش مي شود بحث اجبار برخي معلمان و بويژه نيرو هاي جديد الاستخدام حق التدريس به تدريس در رشته ها و مقاطعي است كه هيچ گونه تخصص و مهارتي در آن ندارند.
روانه كردن معلمان غيرمتخصص به كلاس هاي درس، حتي اگر از سر ناچاري باشد نشان مي دهد كه با وجود همه تلاش هاي آشكار و پنهان و بهره گيري از سيستم هاي نوين، ساز و كار پرسنلي آموزش و پرورش همچنان آشفته است و كماكان نه وزير و نه مديركل امور اداري و نه كس ديگري تعداد دقيق كاركنان اين وزارت را نمي داند و برنامه ريزان به صورت دقيق تخصص و رشته هاي مورد نياز كلاس هاي درس و مدارس را نمي شناسند تا بر اساس آن معلم ها را هم سازماندهي كنند و ساماندهي معلم ها همچنان در غياب يك نيازسنجي دقيق ملي صورت مي گيرد و همچنان براي تخصصي شدن كار معلم و مدير و نيرو هاي اجرايي بايد منتظر معجزه ماند. آشفتگي در ساماندهي معلمان و نيرو هاي فراوان غيرمتخصص به باور بسياري از كارشناسان ناشي از استخدام هاي زياد و بدون نيازسنجي بوده است: امري كه از نگاه نمايندگان مجلس هم پنهان نمانده است. نماينده مردم ورامين در مجلس با انتقاد از نحوه استخدام هاي آموزش و پرورش، تصريح مي كند: «در حالي كه فارغ التحصيلان تربيت معلمي در بلاتكليفي و سرگرداني به سر مي برند اما آموزش و پرورش ؟هزار نيروي غيرمتخصص استخدام مي كند.» او ادامه داده كه «متاسفانه آموزش و پرورش امسال بدون توجه به فارغ التحصيلان دانشگاه تربيت معلم ؟هزار معلم غيرمتخصص استخدام كرده است كه هيچ تحصيلات مرتبطي با رشته فعال در آن ندارند.» وزير محترم آموزش و پرورش پيش از اين به درستي از واژه «معلم مازاد» به عنوان يك واژه «تلخ» و «معلم شكن» ياد كرده بود. تعبير درستي كه در تكميل آن بايد اضافه كرد واژه «معلم فاقد تخصص و مهارت» هم آموزش و پرورش شكن هم «معلم شكن» است و بايد در اين روز هاي داغ ساماندهي به همه مديران مناطق توصيه كرد كه در تامين نيرو هاي مورد نياز مدارس مهارت و تخصص و ارتباط رشته تحصيلي با تدريس مورد لحاظ و توجه قرار گيرد تا در مهر جديد بچه ها دل هاي تشنه دانش خود را به روي معلماني با انگيزه بالاو راضي از معلم بودن خود بگشايند.
آن روز و در مخالفت با بازگشت معلم هايي كه هيچ آشنايي با ظرافت ها و مهارت هاي تدريس در دوره ابتدايي نداشتند، گفته شد كه نداشتن صلاحيت و تجربه تدريس در اين مقطع و حضور اجباري و بي انگيزه يك معلم، موجب پايين آمدن كيفيت آموزش و تدريس و متضرر شدن دانش آموزان مي شود، و اضافه شد كه حضور معلم غيرمتخصص در كلاس درس موجب اصطكاك بين اوليا و معلمان در طول سال تحصيلي مي شود. آنچه امروز و در فصل ساماندهي معلمان براي مهري جديد همچنان به چشم مي خورد و موجب دلسردي و بي علاقگي معلم به كارش مي شود بحث اجبار برخي معلمان و بويژه نيرو هاي جديد الاستخدام حق التدريس به تدريس در رشته ها و مقاطعي است كه هيچ گونه تخصص و مهارتي در آن ندارند.
روانه كردن معلمان غيرمتخصص به كلاس هاي درس، حتي اگر از سر ناچاري باشد نشان مي دهد كه با وجود همه تلاش هاي آشكار و پنهان و بهره گيري از سيستم هاي نوين، ساز و كار پرسنلي آموزش و پرورش همچنان آشفته است و كماكان نه وزير و نه مديركل امور اداري و نه كس ديگري تعداد دقيق كاركنان اين وزارت را نمي داند و برنامه ريزان به صورت دقيق تخصص و رشته هاي مورد نياز كلاس هاي درس و مدارس را نمي شناسند تا بر اساس آن معلم ها را هم سازماندهي كنند و ساماندهي معلم ها همچنان در غياب يك نيازسنجي دقيق ملي صورت مي گيرد و همچنان براي تخصصي شدن كار معلم و مدير و نيرو هاي اجرايي بايد منتظر معجزه ماند. آشفتگي در ساماندهي معلمان و نيرو هاي فراوان غيرمتخصص به باور بسياري از كارشناسان ناشي از استخدام هاي زياد و بدون نيازسنجي بوده است: امري كه از نگاه نمايندگان مجلس هم پنهان نمانده است. نماينده مردم ورامين در مجلس با انتقاد از نحوه استخدام هاي آموزش و پرورش، تصريح مي كند: «در حالي كه فارغ التحصيلان تربيت معلمي در بلاتكليفي و سرگرداني به سر مي برند اما آموزش و پرورش ؟هزار نيروي غيرمتخصص استخدام مي كند.» او ادامه داده كه «متاسفانه آموزش و پرورش امسال بدون توجه به فارغ التحصيلان دانشگاه تربيت معلم ؟هزار معلم غيرمتخصص استخدام كرده است كه هيچ تحصيلات مرتبطي با رشته فعال در آن ندارند.» وزير محترم آموزش و پرورش پيش از اين به درستي از واژه «معلم مازاد» به عنوان يك واژه «تلخ» و «معلم شكن» ياد كرده بود. تعبير درستي كه در تكميل آن بايد اضافه كرد واژه «معلم فاقد تخصص و مهارت» هم آموزش و پرورش شكن هم «معلم شكن» است و بايد در اين روز هاي داغ ساماندهي به همه مديران مناطق توصيه كرد كه در تامين نيرو هاي مورد نياز مدارس مهارت و تخصص و ارتباط رشته تحصيلي با تدريس مورد لحاظ و توجه قرار گيرد تا در مهر جديد بچه ها دل هاي تشنه دانش خود را به روي معلماني با انگيزه بالاو راضي از معلم بودن خود بگشايند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۵/۱۷ ساعت ۱۲:۲۸ ق.ظ توسط رسول پاپایی
|