دیشب یکی  از اشنا یان می گفت ، ساعتی رو چند وقت قبل دیده و صد ونود هزار تومان جمع کرده تا وقتی که دویست چهل تومان شد برود وآن ساعت را بخرد . می گفت : تصمیم گرفته صبح یکشنبه دویست تومنش کنه و به حساب زلزله زده های اذربایجان بریزه می گفت : از وقتی خبر زلزله رو شنیده اعصابش به هم ریخته .......

شب مهمان بودیم وقتی صداوسیما خنده بازار را پخش کرد همه متعجب شدند . از وقتی سفره افطاری پهن شد بر خلاف هرشب بحث درباره اندوه هموطنان از دست رفته و اوارگی این شب ها وروز هایشان بود . تلویزیون وصدا وسیما که برای هر اتفاق ریز ودرشتی در کشور های به اصطلاح دوست وبرادر رخت عزا به تن می کند و همیشه خدا غم واندوه از سر وصورتش می بارد در حالی که در یکی از استان هایش ده روز عزای عمومی اعلام شده  و تعداد زیادی از  هموطنانش عزادار خویشان وبستگان هستند چقدر کج سلیقه است که خنده بازار نشان می دهد ما که به ریخت وقیافه همیشه غمگین صدا وسیما عادت کردیم حالا این یکی و دوروز رو هم به عشق هموطنان ما می تونستیم تحمل کنیم .     چقدر فرق بین احساس ان دوست که پول ساعتش را به هموطنانش می دهد با اهالی جام جم که فقط خوب حرف می زنند و این بار همان حرف زدن رو هم فراموش کردند .