آموزش و پرورش معلم لیسانس می خواهد نه بیشتر !!
رسول پاپایی / روزنامه آرمان / شنبه اول مهر 90
«برای چندمین بار به اداره رفتم تا شاید بتوانم آنها را قانع کنم، با انتقال موافقت نکند. روبری مسئول اداره ایستادم، گفتم: 15 سال است که دردبیرستان ها، ریاضی درس میدهم.پارسال به منطقه شما منتقل شدم. دانشجوی دکترا هستم. تو را به جان هر کس که دوست داری، بخاطر بچهها هم که شده مرا نفرست ابتدایی! گفتم: زبان بچهها ابتدایی را نمیفهمم، نمیدانم چگونه به انتقال مفاهیم با آنها بپردازم. برای یاد دادن به آنها آموزش ندیدهام. گفتم: من مشتق و انتگرال بلدم ولی بلد نیستم چطوری به بچه بیگناه مردم حروف الفبا و صدا کشی یاد بدهم.
از واقعیتهای تلخی که به دلیل ایجاد پایه ششم برای معلمها و خانوادهها و بچهها پیش آمده برایش گفتم.
گفتم و گفتم تا اینکه به حرف آمد و گفت: آموزشوپرورش نیروی لیسانس میخواهد و نه بیشتر!! جملاتش مانند آواری بر سرم ویران شد. آرزو کردم کاش هیچ وقت به حرف نیامده بود و تصورات خوبی که بهخاطر کت شلوار مرتبش از او در ذهنم ایجاد شده بود را اینقدر سریع به هم نمیریخت.کارت دانشجوییام را آرام در کیفم هل دادم و بغضم را قورت دادم.»
این بخشی از درد نامه یک معلم دبیرستانی است که بهخاطر تغییر ساختاری نظام آموزشی تنها سه روز مانده به آغازسال تحصیلی در بلاتکلیفی است و چانه زنی میکند تا به اجبار به جایی نرود که نمیتواند برای کودکان سرزمینش مفید باشد. تعداد این زنها و مردهای معلم که در راهروهای ادارات و مناطق آموزشوپرورش در رفت و آمد هستند تا به ابتدایی نروند کم نیستند.
از مهر ماه قرار است بعد از 40سال دوباره کلاس ششم به دبستانها برگردد .آمار این کلاسها نزدیک به شصت هزار کلاس درس اعلام شده است و همه این کلاسها ناچارا باید از معلم برخودار باشند. تربیت معلم، آموزش و آماده کردن او برای رفتن به کلاس درس امری نیست که در یک شب یا چند هفته محقق شود. راهکار آموزشوپرورش برای پر کردن کلاسهای ششم در نوع خود جالب بوده است. دعوت از معلمان بازنشسته، معلمان مازاد راهنمایی، سهمیه تربیت معلم و نیروهای نهضت سواد آموزی بخشی از راهکارهای اعلام شده بوده است . ضرب الاجلی بودن ایجاد کلاس ششم و تامین معلما نش بر کسی پوشیده نیست.
اصرار به حضور معلمان متوسطه و الزام آنها جهت تدریس درابتدایی، شاید بتواند کلاسها را به ظاهر معلم دار کند، اما بدون تردید، این معلمان با سالها دوری از ابتدایی، صلاحیت و تجربه تدریس دراین مقطع مهم را ندارند و حضور آنان در مدارس ابتدایی، موجب پایین آمدن کیفیت آموزش وتدریس و متضرر شدن دانشآموزان میشود و اصطکاک بین اولیا و معلمان را در طول سال تحصیلی به همراه خواهد داشت و برگزاری یک دوره چند ساعته به زعم برنامه ریزان از آثار سوء آن کم نمیکندواز آنان معلمان خوبی برای دانشآموزان ابتدایی نخواهد ساخت.
اکنون که معاون ابتدایی وزیر از صدور ابلاغ تمامی معلمان ابتدایی سخن گفته و سحرخیز معاون آموزش متوسطه هم، تا کید دارد که هیچ معلم متوسطهای به«زور» به ابتدایی نخواهد رفت .و نظر به اهمیت دوره ابتدایی و اساس رشد و بالندگی بودن این دوره و توجه به این که درنظام آموزشی ما تلاش میشود کودکان و روح تشنه دانستن و یادگیریشان را به دست معلمانی بدهند که به حرفه وشغل و معلمی خود عشق بورزند تا با داشتن انگیزه قوی، میل به اموختن و شوق یاد گرفتن را روح و جان بچهها بدمند. بدون شک تحویل دادن روحهای مستعد و حساس کودکان به معلمانی که به اکراه به این مقطع میآیند با اهمیتی که مسئولان آموزشوپرورش درباره مقطع ابتدایی اعلام میکنند،تضاد دارد.
بنابراین بهتر است برای حل مشکل معلمانی که بهرغم داشتن تجربه سالها تدریس در دبیرستان با مدارک لیسانس و فوق لسیانس غیرمرتبط با دوره ابتدایی هستند و مناطق آموزشوپرورش اصرار به حضورشان در ابتدایی دارند چارهای اندیشیده و وزیر محترم آموزشوپرورش به صورت فوری در اولین هفته مهر ،دغدغه این معلمان را حل کند و از مدیران مناطق بخواهد آنها را متناسب با رشته و توان تدریسشان ساماندهی کنند .