لیدا ایاز:روزنامه آرمان / پنج شنبه 13 مهر 91

 ترس از پدر و اخراج از مدرسه موجب خودکشی یک پسر 17 ساله در شهر کبودرآهنگ استان همدان شد. این اتفاق در هفته آغازین مهرماه روی داد اما خبردر 7روزگی مرگ این نوجوان در رسانه‌های کشور بازتاب یافت. نمایندگان مجلس هم درواکنش به این خبر خواستار تغییرات در آئین‌نامه آموزش مدارس شدند. به گفته نماینده مردم رزن در مجلس این اتفاق زنگ خطری برای حوزه آموزش کشور به شمار می‌رود؛ از این‌رو وزارت آموزش‌و‌پرورش باید در جهت اصلاح این آئین‌نامه برنامه‌ریزی کند. ماجرا از آنجا شروع شد که 2دانش‌آموز دبیرستانی با کارهای شیطنت‌آمیز موجب آزار‌و‌اذیت دانش‌آموزان و معلمان مدرسه راهنمایی هم‌جوار می‌شدند. مدیر مدرسه راهنمایی موضوع را به مدیر دبیرستان اطلاع می‌دهد و مسئولان دبیرستان برای حل این مشکل وارد مدرسه راهنمایی می‌شوند. «سالار» از مدرسه رفته بود و مدیر مدرسه به محض دیدن دوست «سالار» او را به اخراج از مدرسه تهدید کرد. خبر به گوش سالار می‌رسد و ترس از خانواده و اخراج او را وادار به خودکشی می‌کند. راوی این اخبار فرماندار کبودرآهنگ است. محمدعلی پورمختار، نماینده مردم کبودرآهنگ در مجلس هم خبر را تایید و همزمان اعلام می‌کند که به چند نفر ماموریت داده تا درباره این اتفاق از فرمانداری این شهر اطلاعات بگیرند و پیگیر موضوع باشند. او هم همان خبرهایی را که منتشر شده اما به روایتی دیگر شنیده، پورمختار در گفت‌وگو با آرمان می‌گوید: من هم تا همین اندازه شنیدم که مدیر مدرسه پسر دانش‌آموز را خواسته است و برای تنبیه به او گفته شده فردا به پدرت بگو بیاید کارنامه و پرونده‌ات را بگیرد، تو از مدرسه اخراجی. آنطور که اعلام شده این پسر به‌شدت از پدرش حساب می‌برده و از او می‌ترسید و از شدت همین ترس بود که بعداظهر همان‌روز هم دست به خودکشی زد. نماینده کبودرآهنگ اضافه می‌کند: از فرمانداری که مرجع گزارش بوده خواسته‌ایم به ما به عنوان نماینده این شهر اطلاعاتی بدهد و تاکید شده تا درباره علت وقوع این اتفاق تحقیق و پیگیری انجام شود.

هیچ مدیر مدرسه‌ای نمی‌تواند اخراج کند

اما گفته مسلم غلامی، فرماندار کبودرآهنگ که معتقد است «سالار» 17‌ساله از ترس اخراج از مدرسه دست به خودکشی زده است از سوی معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش‌و‌پرورش مورد انتقاد قرار گرفت؛ فرماندار کبودر آهنگ براساس کدام شاهد و ادله‌ای حرفی را که معلوم نیست مدیر مدرسه زده یا نزده، مطرح می‌کند، این موضوع باید بررسی شود. ابراهیم سحرخیز با تاکید بر اینکه مدیران مدارس به هیچ‌عنوان حق ندارند دانش‌آموزی را تهدید به اخراج از مدرسه کنند به ایلنا می‌گوید: حالا مدیر مدرسه یک حرفی از دهنش پریده همانند پدر و مادری که گاهی اوقات این اتفاق درمورد آن‌ها هم می‌افتد اما به طور حتم بدانید علت‌های دیگری همانند مشکلات و گرفتاری‌های خانوادگی در این زمینه نقش داشته‌اند و این طور نبوده که دانش‌آموز صرفا تحت تاثیر یک جمله مدیر خود را حلق آویز کند زیرا این اصلا منطقی نیست. سحرخیز با تاکید براینکه هیچ قانونی مبنی بر اخراج دانش‌آموز از مدرسه وجود ندارد، افزود: هیچ مدیر مدرسه‌ای نمی‌تواند دانش‌آموزی را از مدرسه اخراج کند حتی اگر ادله‌ای هم داشته باشد در ‌‌نهایت می‌تواند دانش‌آموز را به مدرسه دیگری جابجا کند. او با بیان اینکه تمام مدیران مدارس به قانون آشنا هستند، گفت: دانش‌آموز اگر شیطنتی هم کرده باشد در ‌‌نهایت کمیته انضباطی یا به مشاور معرفی می‌شود اما اخراج به‌هیچ عنوان نخواهد شد. به گفته او وجود تنبیه در مدارس واقعیت ندارد و دیگر این برخورد‌ها منسوخ شده است.

برای قضاوت زود است

رسول پاپایی کارشناس آموزش‌و‌پرورش معتقد است :عامل اخراج به تنهایی نمی‌تواند انگیزه کافی برای خودکشی دانش‌آموز باشد آن هم در شرایطی که قوانین تنبیه و تشویق نظام آموزش قدیمی و بسیار سست است. پاپایی در گفت‌وگو با آرمان درباره قدیمی بودن آئین‌نامه انضباطی دانش‌آموزان می‌گوید: قوانین تنبیه و تشویق در نظام آموزشی نرم و قدیمی است و امروز دیگر دانش‌آموزان ما از این قوانین هیچ بیمی ندارند و حرف‌شنوی نشان نمی‌دهند. بر اساس قوانین فعلی در مرحله اول تذکر شفاهی و در مرحله دوم تذکر شفاهی به همراه درج در پرونده و در مرحله سوم اخراج موقت و ارجاع به مشاور برای بازگشت به تحصیل انجام می‌شود.اما به گفته او قوانین تنبیه هیچگاه منقرض نمی‌شوند و نباید انتظار از بین‌رفتن آن را داشت: به نظر می‌رسد بیش از هرچیز ما باید درصدد این باشیم که قوانینمان را براساس هنجارشکنی کودکان امروزی تنظیم کنیم. برای بچه‌هایی که امروز با اینترنت و ماهواره و کامپیوتر کار می‌کنند و به‌خوبی به این ابزار مسلط هستند باید قوانینی وضع کرد که برای این افراد کارایی داشته باشد. به باور من امروز برای قضاوت درباره این حادثه زود است چراکه بعدها و پس از تحقیق و تفحص بیشتر مشخص می‌شود که آیا انگیزه ترس از اخراج دلیل اقدام به خودکشی این نوجوان 17 ساله بوده است یا خیر. پاپایی تاکید می‌کند: معلم‌های امروزی گرفتار تذکر‌دادن‌های مکرر بجای تنبیه شده‌اند چراکه اگر زمانی برای مهار دانش‌آموزی دست به تنبیه بزنند از سوی هیچکس حمایت نمی‌شوند. البته این موضوع قابل کتمان نیست که نبودن قوانین درست در این زمینه منجر به اقدامات خودسرانه از سوی معلمان شده است. اما این درست نیست که با هر اقدامی معلمان و مدیران آموزش و پرورش مورد اتهام قرار گیرند بلکه نبود قوانین و نارسایی آنها بیش از هرچیز دست‌و‌پای مسئولان آموزشی را می‌بندد.
عطاالله سلطانی‌صبور، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز معتقد است که وزارت آموزش‌و‌پرورش باید در جهت اصلاح این آئین‌نامه برنامه‌ریزی کند او می‌گوید: هم‌اکنون در این آئین‌نامه تمهیداتی برای تنبیه شدید دانش‌آموزان دیده نشده است، از این‌رو متخلفان باید بر اساس قانون مجازات شوند. متأسفانه آئین‌نامه کنونی انضباطی دانش‌آموزان وزارت آموزش‌و‌پرورش بسیار قدیمی است و همین موضوع باعث می‌شود سلایق فردی معلمان و مسئولان بر قوانین و آئین‌نامه‌ها تأثیر شدیدی داشته باشد.

فاطمه قاسم زاده، روانشناس کودک:

ترس از معلم و والدین منجر به پرخاشگری می‌شود

ترس یکی از عواطف منفی است. عواطف و احساسات به صورت طبیعی در همه ما وجود دارد که در برخی مواقع موجب شادی و امید و محبت ودر برخی مواقع به عنوان حالات ناخوشایند مانند ترس، خشم و اضطراب بروز می‌کند. باید سعی کرد که عواطف منفی و از جمله ترس را در حدی نگه داریم که منجر به ضربه‌زدن به ما نشود. ترس از خطرات و یا رفتارهای پرخطر ترس‌های مثبتی هستند اما ترس از معلم، والدین و به طور کلی انسان پدیده مثبتی نیست و این نوع از ترس مانع از رابطه درست بین دو انسان می‌شود و آرامش را از او می‌گیرد. تجربه نشان‌داده وقتی کودکان به علت ترس از حضور پدر یا معلم کاری را انجام نمی‌دهند زمانیکه عامل ترس برداشته شود رفتار خود را ادامه می‌دهند. هدف ما در نظام آموزشی و یا تربیت خانوادگی باید به سمت اصلاح رفتار باشد و پدر و معلم باید تکیه‌گاه فرزندشان باشند. ترساندن بچه‌ها بر رفتار آنها تاثیر می‌گذارد و آنها را پرخاشگر، منزوی یا افسرده بار می‌آورد. همین موضوع نشان می‌دهد که ترس عامل مناسبی در تربیت فرزندان نیست. با تمام احترامی که برای معلمان قائلم و به عنوان یک معلم با بسیاری از رفتارهای به وجود آمده در فضای آموزشی آگاه هستم معتقدم تا زمانی که افراد آگاهی لازم را درباره رفتار با بچه‌ها نداشته باشند ممکن است ضرباتی به آنها بزنند که اثرات منفی‌اش تا آخر عمر برایش باقی بمانند. این شعار یونسکو بسیار مهم و اساسی است: هیچ کشوی نمی‌تواند سطح تعلیم و تربیتش بالاتر از معلمانش باشد. این اتفاق هشداری برای پدران و مادران و معلم‌ها محسوب می‌شود که اگر نتوانسته‌ایم با رفتارمان کودکان را برای احترام گذاشتن و رفتار مناسب توجیه کنیم با عامل ترس هیچگاه نمی‌توانیم پاسخ مناسب را دریافت کنیم. بچه‌هایی که با ترس بزرگ می‌شوند در آینده افرادی خواهند شد که در روابط اجتماعی‌شان دچار مشکل‌اند و می‌خواهند ناراحتی و حس انتقام خود را از پدر یا معلمشان بر سر دوستان و دیگران خالی کنند و یا اینکه تبدیل به افراد فاقد اعتماد‌به‌نفس و بی‌دفاع شوند که این امر نشان‌دهنده عدم تعادل در رفتارشان است.