رویای سوخته
این شعر را مدیر وبلاگ از زخم نیمکت ها برای دختران پیرانشهری سروده است .
اين واژه هـــــــا چگونه نمي سوزند ...
ازهرم دختران سوخــــــته در آتش،
ازتاول هاي نشـــــسته بر گونه هاي سرخ،
لب هـــــاي گر گرفته ي خاموش ...اين واژه هاي بي رحــــم ،
اين واژه هـــــاي بي تفاوت ،
که مي خواهند، هم چنان از زلف و خـــط و خال يار بگويند....!
از باغ از بـــــــهار...افسوس دختران کوچــــــک پاييزي،
آيا آن انگشت هاي سرخِ کاشته در خــــــاک،
روزي دوباره ســـــبز خواهند شد؟
افســـــــوس ...
دخــــــــتران من ،
هــــــرگز نگفتم،
که ســــــوختن
پايان درس هاي کـــــــلاس ماست....!

+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۹/۲۵ ساعت ۱۱:۱۲ ب.ظ توسط رسول پاپایی
|