این شعر را  مدیر وبلاگ از زخم نیمکت ها  برای دختران  پیرانشهری سروده  است .

اين واژه هـــــــا چگونه نمي سوزند  ...

ازهرم دختران سوخــــــته در آتش،

ازتاول هاي نشـــــسته بر گونه هاي سرخ، 

لب هـــــاي گر گرفته ي خاموش ...

اين واژه هاي بي رحــــم ،

اين واژه هـــــاي بي تفاوت ،

که مي خواهند، هم چنان از زلف و خـــط و خال يار بگويند....! 

از باغ از بـــــــهار...

افسوس دختران کوچــــــک پاييزي،

آيا آن انگشت هاي سرخِ کاشته در خــــــاک، 

روزي دوباره ســـــبز خواهند شد؟

افســـــــوس ...

دخــــــــتران من ،

هــــــرگز نگفتم،

که ســــــوختن 

پايان درس هاي کـــــــلاس ماست....!