برای برادرم
حالا به تلنگر هر ترانه
بیادت چون سنگریزه ای به قعر دره ی نبودنت می غلتم :
تو دیونه رفتی یه شب بی نشونه
تو خواستی که قلبم پریشون بمونه
واست گریه ی من دیگه بی امونه .....
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۱/۲۹ ساعت ۱۱:۴۳ ب.ظ توسط رسول پاپایی
|