برادرانه3
والـلـه ما يسوى أعـيـش الـدنيـا دونـك
به خدا سوگند که من نمي توانم بدون تو در اين دنيا زندگي کنم
لا ولا تسـوى حيـاتي بهـالـوجودو وجود من نيز در اين دنيا بدون تو هيچ ارزشي ندارد
دامك إنت الـلي رحـلـت وكـيفو تا زمانيکه تو هجرت کرده اي من چگونه
باصبر على الـبعاد وكـيف بـنـثـر ها لـورودچگونه مي توانم اين دوري تو را تحمل کنم و چگونه اين گلها را بدون تو پرپر کنم
بس حسـافة الـبعـد كان أقـرب وأرحم
وليکن افسوس که جدايي براي تو آسان تر و دلپذيرتر بود
حسبي الله وحده ونعم الوكيلروح أنا راضي بغـيـابك يا حياتي
وجود من به اين دوري قانع مي باشد اي هستي من
هـذي قسمة لي وهـذي لي نصيباين سهم من از روزگار و تقدير من مي باشد
كنت شمعة تطـوي وتشـرق حياتيتو همچون شمعي بودي که باعث طلوع عشق در زندگيم گشتي
إنطـفـيـت ورحت في وقت المغـيـبوليکن خاموش شدي و به دوردستها سفر کردي
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۱۲/۰۱ ساعت ۱۲:۴۵ ق.ظ توسط رسول پاپایی
|