ادبیات
«گفت، تو میمیری.
میذاریم خدا در اینباره تصمیم بگیره. راه بیفت.
تو از خدا نمیترسی؟
کاری نکردهام که از خدا بترسم. تازه یک مقدار هم ازش گِله دارم.»
[همهی اسبهای زیبا. کورمک مککارتی. کاوه میرعباسی]
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۰۲ ساعت ۱:۲ ق.ظ توسط رسول پاپایی
|