توقف مسافر معلمها در «پيچ بهارستان»
رسول پاپایی / روزنامه اعتماد / شنبه 26 مرداد 92
اول: مخاطب بند اول اين نوشته شخص آقاي دكتر نجفي است: آقاي نجفي، آمدنتان شور و شوقي، در فصل تابستان به ما معلمها داد. براي نخستين بار، دلواپس و نگران، مسافر خيابان شهيد قرني شده بوديم و دلشوره داشتيم تا مسافرمان به سلامت ،از پيچ بهارستان، عبور كند.
اين اشتياق اكنون، با عبور نكردنتان از پيچ بهارستان، هميشگي شده و توقفتان در «نگاه معلمان» و «عملكرد بهارستان» تاريخي شده است. شما با علم به دشوارهاي عبور از آن «پيچ» و سختي عبور از مانع «سياست»، فداكارانه به اصرار معلمان و الحاح رييسجمهور پا به اين مسير گذاشتيد و دست رد به سينه معلمان نزديد.
اكنون كه دست رد بر اشتياق و درخواست معلمان «زده»شده است، از محبوبيت و منزلت شما چيزي كم نشده است. حالا راحت و بيدردسر بيآنكه «نفرين معلمان»پشت سرتان باشد ميتوانيد، اگر از شما خواستند به كشورتان خدمت كنيد. به هر حال ما براي آمدنت متشكريم و براي محروم شدن «وزارت آموزش و پرورش» از تخصص و تجربه شما سخت متاسف.
دوم: با آمدن نجفي موجي از شادماني و اميد، در جامعه فرهنگيان ايجاد شده بود. نمايندگان محترم مجلس، نشانههاي اين نشاط و اميد را از جنب و جوش فرهنگيان و حضورمعلماني كه براي «نخستين» بار پا به راهروهاي مجلس نهاده بودند تا آنها را به راي دادن به نجفي تشويق كنند و از نظرسنجيهايي كه سايتهاي مرتبط با معلمان انجام داده بودند به خوبي دريافته بودند و ميدانستند كه براي نخستين بار معلمان نسبت به نامي كه براي آموزش و پرورش پيشنهاد شده بيتفاوت نيستند و با قدمي يا قلمي از او حمايت كردهاند.
نجفي علاوه بر تخصص و توانايي اجرايي و مديريتي و سابقه طولاني وزارت، برنامههاي زير را براي آموزش و پرورش طراحي كرده بود: اعتلاي ترييت ديني و اخلاقي در آموزش و پرورش و ايجاد زمينه لازم جهت دين باوري آگاهانه و آزادانه در دانشآموزان و تعميق ارزشها و باورهاي ديني در آنان. استمرار گفتمان تحول وتشكيل شوراي نخبگان آموزش و پرورش، بهسازي نيروي انساني و تجهيز معلمان به دانش حرفهيي معلمي، بهينهسازي مديريتها و كاهش تمركز و تفويض اختيار متناسب با ظرفيتهاي استان منطقه و مدارس براي كاهش تصديگري دولت، برخوردار شدن معلمان از مشاركت در برنامهها و تصميمات با ايجاد سازمان نظام معلمي، توجه به اصل 25 قانون اساسي درباره گويشهاي محلي و ادبيات بومي. قضاوت درباره مفيد بودن يا نبودن اين برنامهها كه تنها بخشي از برنامه ارائه شده است به عهده خوانندگان است.
سوم: پرسش اصلي اين است: چه چيزي باعث شد آموزش و پرورش از يك مدير كه مخالفانش هم به توانايي اجرايي و علمي او اذعان داشتند محروم شود؟
پاسخ اين سوال بدون ترديد به درد گزينه بعدي پيشنهادي هم ميخورد. فعاليت دور از انصاف برخي از دوستان ديروز و برخي كميسيونهاي مرتبط، هياهوي مخالفان سياسي، ايجاد نگراني در ديگر نمايندگان كه، آمدن نجفي مساوي است با هرج و مرج و شيوع افكار مخالف در آموزش و پرورش، ضعف گفتوگو و تعامل با نمايندگان شهرستانها، حساسيت نمايندگان اصولگرا به وزارتخانههايي كه با جوانان و خانوادهها سروكار دارند، به همراه كمي بدشانسي، از اصليترين دلايل دست رد زدن مجلس به مطالبه معلمان، براي سپردن سكانداري آموزش و پرورش به نجفي بود.
ضمن اينكه ميتوان اضافه كرد: پرداختن دكتر روحاني به برنامههاي وزير پيشنهادي و بيان زواياي مختلف برنامه و توضيح دلايل نياز «آموزش و پرورش به نجفي و بينيازي او به مقام وزارت»، ميتوانست بسياري از گردوغبارهاي سياسي ايجاده شده اطراف آقاي نجفي را بخواباند و برنامه او را در معرض ديد و قضاوت نمايندگان محترم قرار دهد و رايهاي «مردد» و «بلاتكليف» و «ممتنع» را به جاي ريخته شدن در صندوق «سياست» به گلدان «اعتدال» بياورد.
چهارم: رييسجمهور و آموزش و پرورش و معلمها، اكنون ميدانند، كه اگر گزينهيي قوي، توانا و آشنا با پيچيدگيهاي آموزش و پرورش سكاندار اين وزارتخانه نشود، ديگراني كه در كوچههاي «گذشته» سير ميكنند، از بيرون براي اين وزارتخانه برنامههايي تدارك ديدهاند و حاضر نيستند به اين راحتي پاي سياست را از حياط آموزش و پرورش بيرون بكشند.
بنابراين ضروري به نظر ميرسد از ميان نامهايي كه كم هم نيستند و در ميان معلمان مقبوليت دارند و توانايي همراه كردن بدنه آموزش و پرورش را در كوتاهترين زمان با برنامهها و شعارهاي دولت دارند، چهرهيي توانا و مدير و مدبر و مقبول انتخاب كنند، شايد نگاهي به كارنامه نامهايي كه در روزهاي آينده از زبان معلمان به دكتر روحاني منتقل ميشود ايشان را در گزينش نامي مقبول و محبوب كمك شاياني بكند.