آيا فاني وزارتي مثل «دسته گل» تحويل خواهد گرفت؟
رسول پاپایی / روزنامه اعتماد / 2 شهریور92
http://etemadnewspaper.ir/Released/92-06-02/93.htm#249256

اول: معارفه سرپرست وزارت آموزش و پرورش علي اصغر فاني، بيش از آنكه جلسه معارفه او باشد به لطف برنامهريزي دوستان حاجيبابايي، به فرصتي براي استمرار و تكرار سخنان اغراقآميز وزير سابق، درباره عملكرد و خدماتش به نظام آموزشي و معلمان و مدرسهها تبديل شد. اين مراسم به گونهيي طراحي شد كه براي حاجيبابايي در حكم توديع نباشد و او منتظر خواهد ماند، خداحافظياش از ساختمان وزارت با بدرقه وزير باشد و نه سرپرست. حساسيت به اين برنامه تا جايي بوده كه مديركل روابط عمومي در نقش مجري ظاهر شد و تعجب حاضرين را چنين پاسخ داده است كه: «آقاي حاجيبابايي به بنده گفتند كه حضور مجري را كنسل كرده و تمام برنامه را خودتان اداره كنيد.» پس از پايان مراسم هم به جاي اينكه سرپرست جديد از برنامههايش براي آموزش و پرورش بگويد اين حاجيبابايي بود كه نشست خبري برگزار كرد تا از معارفه فاني به صورت كافي حظ وافي برده باشد.
دوم: حاجيبابايي در سخنان خود نه تنها بابت بسياري از آسيبهايي كه به آموزش و پرورش زده عذرخواهي نكرد، بلكه با ادبيات مشهور عوامانه و تبليغاتي خود گفته است «به گونهيي كار كردم كه وزارت آموزش و پرورش را مثل دسته گلي تقديم وزير بعدي كنم.» شنيدن اينگونه تعابير اغراقآميز از طرف مسوولان وزارت آموزش و پرورش در طول اين چند سال براي ما معلمها عادي شده و ذوق و شوقي در ما نميانگيزد اما تيتر شدن اين جمله و انعكاس وسيع در جامعه ممكن است اين پرسش را ايجاد كند كه: آيا واقعا وزير بعدي دسته گلي را تحويل ميگيرد؟ آموزش و پرورش در دوره حاجيبابايي در مقايسه با عملكرد همتايان پيشينش تفاوتي عميق و جهشي عظيم داشته است؟ نگارنده با وجود اذعان به انجام برخي كارهاي قابل تقدير توسط حاجيبابايي و ضمن خسته نباشيد به ايشان، براي اينكه خوانندگان و والدين دانشآموزان با خيالپردازانه و شاعرانه بودن اين «دسته گل» آشنا شوند به ذكر چند واقعيت ميپردازم و قضاوت نهايي را به آنها ميسپارم.
*يكي از چالشهاي هميشگي آموزش و پرورش كسري بودجه اين وزارتخانه است. بر اساس نرم جهاني 5 درصد توليد ناخالص داخلي به آموزش و پرورش بايد اختصاص داده شد. آيا حاجيبابايي در جهت رسيدن به اين استاندارد گام عملي و جدي برداشته است؟ همه ميدانيم كه بودجه به صورت مستقيم بر كيفيت آموزشي، تجهيز مدارس، بهبود شرايط معلمي و انجام طرحهاي پژوهشي، تاثير مستقيم دارد، حاجيبابايي در حالي اين «دسته گل»را به فاني تحويل ميدهد كه بر اساس گزارش معاونت برنامهريزي راهبردي رييسجمهور به دكتر نجفي در سال جاري اين وزارتخانه چهار هزار ميليارد تومان كسري بودجه دارد.
*معيشت معلمان و شرايط اقتصادي آنان در ايجاد رضايت شغلي و بالارفتن عملكرد و ارتقاي منزلت اجتماعي حرفه معلمي نقش اساسي دارد. در دوره حاجيبابايي با توجه به تورم افسار گسيخته شرايط اقتصادي معلمان رشد و جهشي حتي متناسب با تورم نداشته است، قدرت خريد معلمان بالا نرفته است و معلمها فقيرتر از قبل شدهاند. معلمان نه تنها به قلهيي كه وعده داده شد برده نشدند، بلكه متاسفانه همچنان در كوهپايه دشواريهاي اقتصادي رها ماندهاند و همچنان براي تامين حداقلهاي يك زندگي ساده مجبور به روي آوردن به مشاغل دوم و سوم هستند. واقعيت اين است فاني در حالي اين «دسته گل» را تحويل ميگيرد كه معلمانش از جهت اقتصادي تحت فشارند و موقعيت اجتماعيشان در جامعه باز هم تنزل يافته است.
*مشاركت معلمان در تصميمگيريها و نگاه از بالا به آنان در اين دوره هم تغيير خاصي پيدا نكرد، ، شوراهاي معلمان و مدارس در اين دوره بيشتر از هرزماني به حاشيه رانده شد و معلمها همچنان به عنوان آخرين حلقه زنجير ديوانسالاري باقي ماندند. اعمال فشار به مديران مدارس و معلمان براي درصد قبولي تبديل به يك رويه شد و معلمها كمترين نقشي در انتخاب مديران مدرسه ندارند. فاني در حالي اين «دسته گل» را تحويل ميگيرد كه امروزه مشاركت معلمان در مسائل آموزش و پرورش و امور مدرسه يك مطالبه جدي شده است.
*در اين دوره جايگاه سيستم كارشناسي و نظريات علمي با بياعتنايي مواجه شد و شخص وزير نظريهپرداز و مجري و سخنگو شد. پژوهشگاه به عنوان بازوي علمي و كارشناسي طرحها و برنامهها ناديده گرفته شد، رابطه تيره حاجيبابايي با كارشناسان پژوهشگاه اسباب جدايي يا انزواي آنها را فراهم ساخت. و پژوهشگاه آموزش و پرورش با معاونت پژوهشي ادغام شد تا استقلال اظهارنظرهاي علمي به برهوت سكوت، انفعال يا تاييد منويات وزير تبديل شود. فاني در حالي اين «دسته گل» را تحويل ميگيرد كه بسياري از اقدامات شتابزده مانند تعطيلي پنج شنبهها، مجتمعهاي روستايي و تغيير ساختارها، بدون نظر مراكز پژوهشي اجرا شده و بايد به تصحيح يا تعطيلي بسياري از آنها بپردازد.
*مرگ دانشآموزان بر اثر آتشسوزي، تكرار حادثه براي دانشآموزان در سفرهاي اردويي، دراين دوره بسياري از خانوادهها را عزادار كرد و يك موج ملي از انتقاد نسبت به عملكرد حاجيبابايي به و جود آورد. يادآوري حوادثي مانند برشته شدن سارينا و سيران و از بين رفتن زيبايي و طراوت صورت نازنين 26 دختر شينآبادي، مرگ حيرتآور دانشآموزان چابهاري قاسم حيرتي و قنبر قريب بر اثر آتشسوزي خوابگاه دانشآموزي وسوختگي شديد برهان و فرشيد و جمال همكلاسيهايشان، سوختن يك دانشآموز 13ساله در چاه رحمان سيستان، كشته شدن 26 دانشآموز در اردوي دانشآموزي و عزادار شدن كامل يك شهر و تكرار چند باره اينگونه حوادث، بيش از هر چيزي معلمها را از تعبير «دسته گل» براي وزارت از طرف حاجيبابايي عصباني ميكند. فاني در حالي اين «دسته گل» را تحويل ميگيرد كه تامين امنيت امانتهاي مردم و برگزاري ايمن سفرهاي اردويي به عنوان يكي از خواستهاي مسوولان ارشد نظام و مردم به يكي از دغدغههاي اصلي او بايد تبديل شود.