انتظارات جامعه و معلمان از فاني
رسول پاپایی / روزنامه اعتماد / چهارشنبه /13 شهریور
فاني كم حرف زده است، كم مصاحبه ميكند و كم از برنامههايش گفته است، اين كمگوييها گرچه از نظر حلقه نزديكانش به كاستن از تلاطم اين روزهاي آموزش و پرورش كمك كرده است، اما در آستانه سال تحصيلي بر بلاتكليفي نيروهاي ستادي و اجرايي افزوده و همزمان باعث شده، جامعه معلمان و خانوادهها و دانشآموزان و اهالي رسانه گوش به زنگ باشند تا سرپرست آموزش و پرورش، درباره آموزش و پرورشي كه حاجيبابايي گفته مثل يك «دسته گل» به او سپرده چه نظري دارد.
سرپرست آموزش و پرورش مهمترين اولويت كاري خودرا برگزاري باشكوه «پروژه مهر» اعلام كرده است، اين اولويتبندي از نظر معلمان عجيب و دور از انتظار بوده است چراكه مهر چه با وزير و چه با سرپرست به مدرسهها سرخواهد زد. مدرسهها هم به بازگشايي بدون وزير، در سالهاي اخير عادت كردهاند.
معلمها و خانوادهها در آستانه بازگشايي سال تحصيلي، از سرپرستي كه به احتمال زياد وزير پيشنهادي به مجلس هم خواهد بود، انتظار شنيدن سياستهاي كليتر و درراستاي راي معنادار انتخابات 24 خرداد را دارند. آنها ميخواهند بدانند فاني به عنوان كسي كه آموزش و پرورش را خوب ميشناسد، مهمترين چالشهاي آموزش و پرورش را چه چيزهايي ميداند، آنها منتظرند او ديدگاهش را درباره رويكردهاي تنگنظرانه و فشارها و محروم كردن نيروهاي متخصص و با تجربه از «مديريت»ها به بهانههاي جناحي و گروهي و اختلاف انديشه در سالهاي اخير بيان كند؟
آنها انتظار دارند فاني ضمن اينكه از سياست شخم زدن آموزش و پرورش از نيروهاي «قوي وكارآمد» پرهيز ميكند، تكليفش را با مديراني كه به دلايل «قومي» و «قبيلهيي» و «اتوبوسي» به آموزش و پرورش آمدهاند و با «شعبدهبازي» ميخواهند «مرداني براي تمام فصول» باقي بمانند، روشن كند و شايستهسالاري و جوانگرايي را در انتصابهايش در صورت وزير شدن نشان دهد؟
بسياري از كارشناسان ايرادات جدي به اسناد بالادستي دارند، فاني در برابر «دستنيافتني»، «رويايي» و «تخيلي بودن» برخي از اصول اين اسناد چگونه ميخواهد عمل كند و راهكارش جهت شناخت، تعطيل، تصحيح يا تعديل اين اسناد چيست؟در برابر منتقدانش كه او را مديري محافظهكار كه علاقهيي به ايجاد «تغيير» و ارادهيي براي «تحول» ندارد چه برنامه تحولي و اميدبخشي اعلام خواهد كرد؟
آنچه من از فاني در معدود جلسات ماههاي اخير از نزديك ديده و شنيدهام، نويدبخش اين خواهد بود كه او وزير شدن به «هر قيمتي» را دوست ندارد و «مديريت علمي» را فداي «مصلحت»هاي رايج رايآوري و معرفي شدن نخواهد كرد. او به عهدي كه روحاني براي بازگرداندن اعتدال و تدبير و اميد به معلمان داده، وفادار است. شايد بهزودي پيدا كردن اين قبيل اظهارنظرهاي صريح از زبان او كاري سخت نباشد:«آموزش و پرورش يك نهاد ملي است و هيچ جريان سياسي حق حاكميت بر آموزش و پرورش را ندارد.»