فهماندن !

دا نش آموزان یک مدرسه ژاپنی در حال مطالعه ی مراحل کشت وداشت و برداشت برنج .
در زاپن همه ی دانش اموزان با چگونگی مراحل رشد برنج مهم ترین محصول کشورشان آشنا می شوند .
منبع عکس : فرهنگ آموزش و فرهنگ مدرسه
تر جمه : آقا اجازه؟
آلمان
در المان نعطیلات تابستانی شش هفته کامل است . دیدگاه عمومی در خصوص این 6 هفته ازادی مطلق و 6 هفته بدون کار وتلاش و زمانی برای ارامش و آسایش است .
مهمترین برنامه المانی ها در این 6 هفته رفتن به سفر همراه با خانواده ودوستان است . اهمیت سفر کردن در این شش هفته تا ان جاست که حتی خانواده هایی که توان وامکانات سفر های چند هفته ای را ندارند به شهر های هم جوار یا موزه ها و پارک ها وشهر بازی های دورن شهری میروند .
اما این یک روی سکه ی تعطیلات تابستانی در المان است . از منظر مدیران و مسئولان اموزش و پرورش المان تعطیلات تابستان فرصت طلایی است تا دستی به سر و گوش مدارس و کلاس های درس کشیده شود و تخته هوشمند جدید ، رنگ امیزی تازه ی کلاس ها ، رسیدگی به وضعیت پرد های را انجام دهند وبه وضعییت برق و لوله کشی ها و سیستم وگرمایش وسرمایش سرو سامانی دهند . و پنجره ها دو جداره را جهت کاهش الودگی صوتی بازبینی کنند و به سایت کامپیوتری در نبود بچه ها برسند، در تعطیلات تابستانی تلاش می شود وقتی دانش اموزان به مدرسه بر می گردند مدرسه ی خودرا در زیباترین حالت ممکن ببینند .
ترجمه : آقا اجازه
کره جنوبی :
در کره برنامه های تابستانی بر اساس نظر سنجی در خصوص میل ورغبت دانش آموزان، توسط گروهی از خبرگان تعلیم وتربیت در وزارت آموزش و پرورش طراحی و در قالب پیشنهاد به مدارس اعلام می شود. .
اجرای این برنامه های اعلام شده ،هرگز برای مدیران مدارس اجباری نبوده و مدیران مدارس بر اساس رغبت سنجی و شناخت علایق و نیاز ها مدرسه ی خود می تواننداز میان برنامه های پیشنهادی انتخاب نماید .
تعطیلات تابستانی در کره 30 روز است. در ایام تابستان مدارس از ساعت 9صبح تا 3 بعد ازظهر به روی بچه ها بازاست کلیه فعایت ها وبرنامه های تابستانی با توجه به سنجش علایق دانش اموزان و به شکل منظم و هدفمند و داوطلبانه تو سط اولیا امور و شرکت های تجاری و اقتصادی برگزار می شود و داشن اموزان در برنامه های نشاط اور و مفیدی مانند طراحی ، نقاشی ، موسیقی ، سفال گری ، مسابقات ورزشی با حضور مربیان ورزیده شرکت می کنند . شور ونشاط و هیجان ورقابت زیادی در برنامه ها تنظیم شده که موجب مشارکت بالا در برنامه های تابستانی می شود .
یکی از این برنامه ها تشکیل اردو گاه های شبه نظامی است که در آن دانش اموزان اموزش هایی برای افزایش استانه تحمل در برابر سختی ها و دشواری های زندگی می بینند .
انان در این اردو گاه ها یاد می گیرند که چگونه در هنگام روبرو شدن با اثرات مخرب سلاحهای شیمیایی یا رادیو اکیتیو تعاملی سازنده با یکدیگر داشته باشند . کره ای ها تلاش می کنند در قالب این نشاط و هیجان و مشارکت بچه ها ارش وقت وزمان را به انان اموزش دهند و مهارت های لازم برای حل مشکلات را به انان بیاموزند.


اعلام نتايج نهايي آزمون اعزام فرهنگيان به مدارس خارج از كشور در سال تحصيلي 91ـ90 در مرحله گزينش قرار دارد كه پس از نهايي شدن اين موضوع، اسامي برگزيدگان اعلام خواهد شد.
یزدانی گفته :با جمعبندي كارها حداكثر ظرف يك ماه آينده نتايج نهايي آزمون اعزام فرهنگيان به مدارس ايراني خارج از كشور اعلام خواهد شد تا برگزيدگان در كلاسهاي آموزشي در شهريورماه شركت كنند.
رئيس مركز امور بينالملل وزارت آموزش و پرورش اضافه كرد: حدود 300 نفر از نيروهاي جديد نيز با توجه به نيازهاي مدارس خارج از كشور و تعداد مدارس افزايش يافته، اعزام ميشوند كه در مجموع با احتساب 170 نفر باقيمانده از گذشته، حدود 470 نفر اعزام خواهند شد.
ب
سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است."
سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"
مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."
سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"
مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."
سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
تابستان ها یکی یکی می ایند و می روند و دستگاه ها و نهاد های مختلف از برنامه ها ی ریز ودرشت خود برای پر کردن تعطیلات تابستانی می گویند .اما نیم نگاهی به روز های داغ تابستانی بچه ها ی اطرافمان، نشان می دهد که این فصل وتعطیلات طولانیش و لحظه ها وروز هایش، برای اکثریت شان همچنان به بیهودگی و بطالت و در خوشبیانه ترین حال ، به تماشای تلویزیون و بازی ها و سر گرمی های اینترنتی می گذرد .
شاید علت این نرسیدن به حداقل ها ی مطلوب علی رغم همه ی تلاش ها و کوشش هایی که صورت می گیرد این باشد که ، در برنامه ریزی برای ایام تابستان ، در نزد اولیا امور ، توجهی به شرایط کودک ، ونو جوان و جوان امروزی و در نظر گرفتن نیاز ها وعلایق و خواسته های انان دیده نمیشود.
نگاه غالب به برنامه ها و مهندسی تعطیلات تابستانی کما کان نگاه متمرکزی است که کمترین اگاهی وشناخت از نیاز ها و سلایق و علایق داشن اموزان ندارد و در تدوین و طراحی واجرای ان هم نقشی برای انان قائل نیست .
هر یک از چهل نهاد متولی پر کردن تعطیلات تابستانی از ظن خود با این مقوله اشنا شده و به ان نگاه می کنند. علاوه بر این، تعدد متولی موجب شده پاسخگویی خاص و مشخص هم برایش وجود نداشته باشد. و هنوز هم حدود 80 درصد کو دکان ونو جوانان و جوانان تحت پوشش هیچ برنامه هدفداری نباشند.
هر چند مجلس شورای اسلامی حداقل در دو دوره به موضوع تعطیلات پرداخته و در هر دودوره هم کار را نیمه تمام رها کرده اما این پرداختن نصف و نیمه هم با محوریت تعطیلات طولانی تابستان نبوده و در خصوص کمی یا زیادی تعطیلات رسمی کشور بوده است .به نظر می رسد که با توجه به جغرافیا و شرایط اب وهوایی کشور تعطیلات یکسان تابستانی برای اقلیم های اب وهوایی مختلف نیاز به تجدید نظر و مدیریت و نگاه تازه ای دارد .
در مناطق سرسیر چند ماه از آغاز سال تحصیلی نگذشته باد وباران وبرف گاه وبی گاه مدارس را به تعطیلی می کشاند و تاریکی هوا بر دشواری های مدرسه رفتن افزوده می کند . این در حالی است که در این مناطق فصل تابستان با اعتدال هوا و بلند بودن روز ها یش می تواند بهره آموزشی را بالاتر برده و زمینه صرفه جویی در منابع انرژی راهم موجب گردد . از طرفی در استان های جنوبی و اقلیم های گرمسیر کشور از اواخر و حتی نیمه فروردین به بعد نشستن در کلاس های درسی که شبیه کوره هایی داغ و تنورهای اتشین هستند بازده فعالیت های اموزشی را به حداقل می رساند، چه رسد به آن که تا نیمه اردیبهشت ماه فرایند مدرسه رفتن به طول انجامد و بعد از ان گرمای امتحانات هم به آن اضافه گردد .
از سوی دیگرتعطیلات بلند تابستانی به فاصله بسیار کوتاهی از تعطیلات چند هفته ای نوروز ،عملا مو جب گسست فرایند تحصیل شده و پیوستگی ان را اسیب پذیر کرده است . بنابراین فارغ از کم وکیف و چگونگی سپری شدن تعطیلات تابستانی به نظر می رسد با توجه به ان چه گفته شد ضرورت باز نگری در تعطیلات تابستانی نیاز آموزش و و پرورش امروز ما که قدم در مسییر تحول بنیادین نهاده است، باشد. نگارنده معتقد است ساماندهی تعطیلات تابستانی به تنهایی از اموزش وپرورش ساخته نیست و نگاه جامع و همفکری سایر ارگان ها و نهاده ها را می طلبد .
این نامه نگاری های دانشجویان به دبیرستان ها هم رسیده است .....به راستی چرا؟





با این حال و با وجود آن که تنبیه بدنی در نظام آموزشی ایران جایگاهی ندارد، آنچه مشاهده میشود خلاف این است. از موارد تنبیه و اهانتی که آثار ماندگاری بر جسم دانش آموز نداشته، گزارش داده نشده و در رسانه ها مطرح نمی شود که بگذریم، آمار تنبیهاتی که اثرات غیر قابل جبرانی بر روح و جسم دانش آموزان باقی می گذارد و منجر به شکایت والدین دانش آموزان می شود کم نیست.
انتشار ویدیویی در چند هفته گذشته که در آن معلمی، دانش آموزش را به شدت تنبیه می کند باعث شده است که دوباره این سوال در میان کارشناسان به وجود بیاید که چرا این تنبیه در مدارس وجود دارد و اقدامی برای مقابله با آن انجام نمی شود.
برای بررسی بیشتر این موضوع، میزگردی را با حضور رسول پاپایی، کارشناس آموزشی و فاطمه قاسم زاده، مدیر انجمن حمایت از حقوق کودکان و رئیس گروه کار پیش دبستانی در کافه خبر برگزار کردیم. مشروح این میزگرد را میخوانید.
تنبیه در مدارس کشور، موضوعی است که ما میدانیم وجود دارد؛ چه مسئولان وزارت آموزش و پرورش بپذیرند یا نه. ولی نکتهای که مطرح است این است که این موضوع تبدیل به یک اتفاق پنهانی در مدارس کشور شده و همراه با اینکه مسئولان آموزشی کشور قبول نمی کنند که این موضوع در مدارس کشور وجود دارد، خیلی اوقات این تنبیهها حتی گزارش هم نمیشود. مشکل از کجاست؟
فاطمه قاسم زاده: خب واقعیت این است که به نظر میرسد که تنبیه بدنی دانش آموزان در کشور از سوی مسئولان کشور انکار می شود و می دانیم که وقتی موضوعی در مرحله اول انکار شود، همین وضع به وجود میآید. یعنی اینکه هم والدین و هم معلمان و مدیران مدارس می دانند که تنبیه وجود دارد، اما نه پیگیری می شود و نه جوابگویی وجود دارد. این موضوع هم فقط در این مورد وجود ندارد؛ مثلا چند وقت پیش مرکز پژوهشهای مجلس اعلام کرد که حدود سه میلیون و 200 هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل داریم، خب این موضوع بسیار مهمی است و حتی نزدیک به فاجعه است. اما هیچ کس توضیحی در این مورد نداد و حتی مسئولان آن را انکار هم کردند. من فکر می کنم که باید بگردیم به دنبال راهی که این مسائل از سوی مسئولان جدی گرفته شود. شاید بهتر باشد که مثلا در مورد این تنبیهها کمیته ای از دانش آموزان و والدین و مسئولان مستقیم، کمیتهای تشکیل شود و این موضوع به طور دقیق بررسی شود.
حالا به فرض که این کارها هم صورت بگیرد، در حال حاضر موجی راه افتاده مبنی بر اینکه معلمی که تنبیه می کند مسئول است و همه او را سرزنش میکنند. در حالی که هستند پدر و مادرهایی که از معلمان فرزندانشان می خواهند "آنها را آدم کنند." راه آدم کردن هم گویا فیزیکی است! وقتی خشونت در برخی خانوادههای ما به این شدت وجود دارد، اساسا حرف از پیگیری و ... چقدر معنا پیدا میکند؟
رسول پاپایی: موضوع اینجاست که وقتی در آموزش و پرورش بحث تنبیه پیش میآید، بلافاصله ما معلم و مدرسه را مقصر می دانیم؛ این یک روش اشتباه است که کارشناسان آموزشی و رسانهها به کار می گیرند. واقعیت این است که درصد کمی از ریشه تنبیه در مدرسه است، بیشتر درصد تنبیه، ریشه در فرهنگ ما دارد. وقتی ما ضرب المثل داریم که "چوب معلم گله، هرکی نخوره خله"، خب تکلیف معلوم است. وقتی فرهنگ خشونت در ما وجود دارد، پدر و مادر به معلم می گویند که "گوشت بچه مال شما، استخوانش مال من". خب این یعنی چی؟ این فرهنگ تنبیه و خشونت در خانوادههای ایرانی نهادینه شده است. البته موضوعی که وجود دارد این است که در حال حاضر به موازات اینکه دانایی مردم در حال بالا رفتن است، تنبیه هم پایین آمده است. مثلا ما می دانیم که تنبیه در شهرهای بزرگ، کمتر از شهرهای کوچک است و در مناطق بالای شهرها، کمتر از پایین شهرها، در مدارس راهنمایی و مدارس پسرانه بیشتر از دخترانههاست. بنابراین ما معتقدیم که تنبیه موضوعی نیست که بشود فقط در مدارس آنها را ریشه کن کرد و یا بگوییم فقط و فقط کار آقای حاجی بابایی یا آموزش و پرورش است. حذف تنبیه یک عزم ملی می خواهد. دهها نهاد اجتماعی هستند که بودجه می گیرند و باید این بودجه را باید خرج بالابردن آگاهی های اجتماعی و دانایی ها بکنند، ولی خب این کار انجام نمی شود و ما فقط به معلمان و آموزش و پرورش انتقاد می کنیم.
خب از آموزش و پرورش و معلمان تنبیه بدنی سر می زند
پاپایی: من شخصا اعتقاد دارم که تنبیه هست، چه در بعد آشکار و چه پنهان. اینکه وزیری بیاید بگوید تنبیه ریشه کن شده، بازی با افکار عمومی است. من معتقدم که نه آقای حاجی بابایی و نه هیچ دولت اصلاح طلب و اصولگرایی نمی تواند تنبیه را منقرض کند. موضوع دیگر این است که وقتی دانش آموز از حقوق شهروندی خود باخبر باشد و بداند که معلم مجاز نیست که او را بزند، می پرسد که چرا داری من را می زنی؟ ولی وقتی باخبر نیست از حقوق خودش، میایستد و کتک هم میخورد و بعدا وقتی بزرگ شد، می گوید آن روز در چهاردیواری کلاس، معلم زور داشت، الان من زور دارم و در نتیجه کارهای خشونت آمیز می کند. از نظر من معلمها در حال حاضر کمی دارند مظلوم واقع می شوند.
قاسم زاده: از نظر من هم این یک واقعیت است که تنبیه در مدارس ما وجود دارد ولی موضوع اینجاست که بالاخره ما نهادهایی داریم که با بقیه نهادها فرق دارند. خود نهاد آموزش و پرورش، غیر از آموزش، وظایف دیگری هم بر عهده دارد. یا ما انجمنهای اولیا و مربیان را داریم که نقشش آموزش خانواده است. بله این موضوع درست است که سطح خشونت در جامعه ما بالاست و خب در مدارس هم وجود دارد ولی انتظاری که ما از آموزش و پرورش و معلم داریم این است که اگر مادری هم می گوید بچه من را تنبیه کن، معلمی که باید در حدی نقش آگاهی دهنده داشته باشد بگوید با تنبیه نمی توان بچه ای را تربیت کرد. و گرنه ما به یک سیکل معیوبی می رسیم؛ در جامعه خشونت وجود دارد، پس در مدارس هم وجود دارد. از نظر من باید از آموزش و پرورش شروع کنیم. ما 15 میلیون دانش آموز داریم، نهاد آموزش و پرورش با خیل عظیمی از خانوادهها و بچهها روبروست و اگر آگاه باشد، مطمئنا برنامهای را تنظیم خواهد کرد که ما حتی در بیرون از مدرسه هم اینقدر شاهد کودک آزاری نباشیم.
شما می گویید که تنبیه در مدارس را فقط نباید از سوی معلم دید ولی موضوعی که وجود دارد این است که ما می دانیم که همه معلمهای ما تخصص لازم را برای این کار ندارند و آموزش لازمه را ندیدهاند ولی صرفا به خاطر نیاز اقتصادیشان رو به این کار میآورند و وارد چرخه آموزش و پرورش میشوند. از طرف دیگر موضوعی که وجود دارد این است که تعداد زیادی از معلمان کشور تحت فشار اقتصادیاند و خیلیهایشان بعد از ساعات مدرسه برای درآوردن پول، حتی مسافرکشی می کنند و آن انرژی و انگیزه لازم را برای روبرو شدن با بچهها ندارند. فکر نمی کنید که وضعیت اقتصادی و معیشتی معلمان در به وجود آمدن این وضع در مدارس، تاثیرگذار است؟
قاسم زاده: طبیعتا تاثیرگذار است و علاوه بر آن وضعیت مدارس کشور هم به این موضوع کمک می کند. کلاسهایی وجود دارند که تعداد زیادی از دانش آموزان را در خود جای داده اند و معلم نمی تواند آنها را کنترل کند، بنابراین هم در کلاس معلم تحت فشار و شرایط بدی است و هم در زندگی اش زیر فشار است. حقوق معلمی آنقدر نیست که بتواند زندگیاش را تامین کند. اینکه حقوق معلمی و شرایط مدارس بهتر شود، طبیعتا به اینکه خشونت در مدارس کمتر شود کمک می کند. ولی خب نمی شود گفت چون شرایط اقتصادی معلم بد است پس تنبیه هم وجود دارد. چه کار باید کرد؟ نمی شود این دلایل را کافی دانست. وقتی دلایل پیدا می شود، باید به دنبال راه حل گشت. معلم ساخته این شرایط است و نهاد آموزش و پرورش مسئول است. ما از این نهاد برای تغییر این شرایط انتظار داریم که این شرایط را بهتر کند. ما کشور فقیری نیستیم که نتوانیم برای بهتر کردن وضع آموزش و پرورش بودجه مناسب داشته باشیم. از نظر من هم فشار روی معلم نباید باشد ولی خب نباید هم گفت فشار روی معلم باعث این تنبیهها می شود، پس کاری از ما ساخته نیست.
پاپایی: از نظر من ما نمی توانیم به معلم یک نگاه تزئینی داشته باشیم و حرفهای شیک در مورد او بزنیم و بعد او را در معضلات زمینیاش رها کنیم. اینکه ما انتظار داشته باشیم که معلم خوش تیپ و خوش اخلاق و خندان و خوش صبحت به کلاس برود، بعد همزمان سرویس بچه هم باشد، اصلا درست نیست. می توانید بروید و آمار این را دربیاورید که چند درصد از معلمان سرویس مدرسه دانش آموزان خودشان شده اند. خب معلوم است که این دانش آموزان آن طور که باید حرف معلم را گوش و قبول نمی کنند. کجای دنیا با معلمش اینطور رفتار می کند؟ بنابراین ما باید نگاه ملی مان را به معلم عوض کنیم. ربطی به شخص وزیر هم ندارد. در حوزههای فرهنگی باید نگاه به معلم شکوهمند باشد و فقط در حرف نباشد. وقتی به معیشت او می رسیم هم به همین شکل باشد. معلمان قانعترین قشر جامعهاند و اگر ما حداقل نیازها را برای آنها مهیا بکتیم، با جهش بزرگی در آموزش و پرورش روبرو می شویم. پرداختها به معلم باید در شان کسی که پنجاه سال معلم است، باشد. باید نگاه به معلم به جای تزیینی، تضمینی باشد. بچههای مردم را معلمان دوست دارند ولی نه به اندازه خودشان. چون خانواده و فرزند دارند و با این وضع به آنها آسیب می زند.
یعنی شما معتقدید که اگر وضعیت بودجه و پرداختی به معلمان بهتر از اینی که الان هست، بشود، این تنبیهها در مدارس کاهش پیدا میکند؟
پاپایی: ببینید، شما یک بررسی کوتاه هم بکنید می بینید که هیچ کاندید وزیر آموزش و پرورشی، وقتی به مجلس آمده و برنامههای خود را اعلام کرده، نگفته است که در کنار برنامههای پژوهشی و ... من، این هم برنامه اقتصادی من است. مگر ما نمی گوییم که یکی از مشکلات بیمارگونه آموزش و پرورش، اقتصاد آن است؟ پس چرا هیچ وزیری از اصلاح طلب و اصولگرا، برنامه اقتصادی نداشته است؟ بنابراین موضوع تنبیه یک چیز است، خیلی موضوعات دیگر در این میان وجود دارد.
قاسم زاده: در ظاهر اینطور به نظر می رسد که این برنامه وجود دارد ولی آن فشار بر خانوادههاست. به جای اینکه به صورت بهتری این برنامه را اجرا کنند، فشار بر خانوادههاست. حتی پول آب و برق را تحت عنوان کمکهای مختلف می گیرند. نقشی که انجمنهای اولیا و مربیان باید در بخش تربیتی و آموزشی داشته باشند، تبدیل به پول گرفتن از خانوادهها شده است.
سوالی
که در این میان مطرح است این است که به نظر شما بهتر نیست به جای همین
انجمنهای اولیا و مربیان که نقش خاصی را در آگاهی بخشی خانوادهها ایفا نمی
کند، انجمنهای خاصی با عضویت خود دانش آموزان و خانوادههایشان ایجاد شود
که به طور تخصصی، موضوع خشونت در مدارس و یا اساسا رفتارهایی که در مدارس
وجود دارد، بررسی و بعد اطلاع رسانی به آموزش و پرورش بشود؟
پاپایی: اگر بگوییم که انجمنهای موجود در مدارس، فقط در بعد مالی کار می کنند، نگاهی تک بعدی است. هستند مدیران و معلمان دلسوزی که دغدغه آموزش به والدین را هم دارند. اما اینکه انجمنها نقش کمک کننده مدیران برای پول هم هستند، واقعیتی است که نمی شود انکارش کرد. در اکثر کشورهای دنیا، خانوادهها به طور اختیاری به مدارس کمک می کنند. در دوره جدید، برنامههایی برای بهتر کردن ساختار انجمنها هم وجود دارد ولی خب مطلوب نیست و می شود همانها را تقویت کرد.
قاسم زاده: علاوه بر اینها، وقتی در سال 73، ایران، پیمان نامه حقوق کودک را امضا کرد، نظری وجود داشت مبنی بر اینکه این پیمان نامه به طور گسترده آموزش داده بشود. ما گاهی با هزینه کمی می توانیم کار تاثرگذاری بکنیم. همان موقع هم یکی از وظایف انجمنهای اولیا و مربیان، همین موضوع تعیین شد. ولی متاسفانه آموزش و پرورش زیر بار این موضوع نرفت در حالیکه می توانست در این مورد بسیار تاثیرگذار باشد.
این موضوع در مورد معلمان هم می توانست وجود داشته باشد. بسیاری از معلمان در حال حاضر با انواع تنبیه و خشونت آشنا نیستند و مثلا نمی دانند اینکه فحش بدهند یا صدایشان را بالا ببرند، مصداقی از خشونت ورزی است. فکر نمی کنید که باید در درجه اول آموزشی برای خود معلمان وجود داشته باشد که اساسا با انواع تنبیهها و مصداقهای خشونت آشنا شوند؟
پاپایی: قطعا آموزش تاثیرگذار است و افراد را از جهل می رهاند. وقتی معلمی بداند که مصداق های تنبیه چیست، به مرور آن را کم و یا حذف می کنند. چه بهتر که اساتیدی از فن حقوق را برای معلمان بیاورند که به آنها آموزش بدهند. ما کلمه تنبیه را در آیین نامه انضباطی داریم و در آن آمده است که اعمال هرگونه تنبیه، از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکالیف درسی ممنوع است و بین دانش آموزان نباید تبعیض و استثنایی قائل شد. اما گاهی وقتها فکر می کنند که مجبوریم تنبیه کنیم و اینجاست که اشتباهات به وجود میآید.
http://khabaronline.ir/news-162844.aspx
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش از قطعی شدن اجرای طرح تعطیلی پنج شنبه های مدارس از مهرماه خبر داد.مهدی
نوید ادهم در خصوص تعطیلی پنج
شنبه های مدارس گفت: اجرای این طرح، در شورای عالی آموزش و پرورش قطعی شده
است.وی ادامه داد: برنامه های آموزشی باید در 5 روز اول هفته ساماندهی شود و برنامه های پژوهشی در روزهای پنجشنبه در مدارس اجرا شود.

چهره شدن مجری های تلویزیون موجب شده تا انان جهت شرکت در برنامه ها و مراسم ها رقم های بالایی را بخواهند . به گزارش اینده نیوز نرخ اجرای جشنها و سمینارها از 2 میلیون تومان آغاز و گاه به 10 میلیون تومان میرسد.

ظاهرا اموزش و پرورش برای اجرای قانون بازنشسگی قبل از موعد دچار تردید است . در اولین تجربه اجرایی این طرح اشتیاق برای خروج از اموزش و پرورش بی سابقه بود . شرایط حرفه ای معلمی و میزان رضایت شغلی در بین معلمان و عدم تا مین حداقل های یک زندگی ارام به وسیله ی حرفه معلمی مو جب شده معلم های کار امد و برجسته از هر روزنه وفرصتی که مو جب می شود زودتر از این شرایط ناگوار جدا شوند ، استقبال کنند .اجرای طرح باز نشستگی قبل از موعدبه شرط تا مین هزینه از محل صرفه جویی ها در اختیار وزارت خانه است .سحرخيز معاون وزیردرباره لايحه بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان و معلمان گفته: درباره بازنشستگي پيش از موعد دستورالعملي هنوز ابلاغ نشده و در صورت ابلاغ و براساس شرايط خاص مشمول کساني خواهد بود که مازاد هستند و يا بر اثر بيماري و ناتواني امکان فعاليت در آموزش و پرورش ندارند.
حلاج را که می بردند پای چوبه دار
به خواهرش گفتند بیاید برای وداع
او هم آمد اما بدون سربند
مردها همه بانگش زدند که
پس حجابت کو؟
او هم گفت:من اینجا مردی جز منصور نمی بینم

وزیر اموزش وپرورش گفته :
اگر کسی مشکل اساسی و اجتنابناپذیری داشته باشد، امکان نقل و انتقال آن شخص را فراهم میکنیم. امکان انتقال از استانهای دیگر به شهرستانهای استان تهران وجود دارد و اشخاصی که مشکل نقل و انتقال دارند با توجه به سوابق و کارکرد آن ها با انتقالیشان از شهرستانهای استان تهران به صورت موقت به شهر تهران موافقت ميشود.تربیت معلمی ها قطعا استخدام می شوند
از امسال نیروهای مراکز تربیت معلم مشکل استخدامی ندارند و به طور قطع بورسیه می شوند.به گفته حاجي بابايي برای دانشجویان ورودی به مراکز تربیت معلم در سال 88، تعهد استخدامی وجود دارد و با توجه به شرایط مندرج در آزمون، 50 درصد آنها در اولویت استخدام هستند.

روزنامه آرمان / پنج شنبه 23تیر 90/رسول پاپایی



اوه، مارسیا
دلم میخواد زیبایی بلوندِ بلندت
در مدرسه تدریس بشه
تا بچهها یادبگیرن
که خدا
مثل موسیقی
توی پوست زندگی میکنه
و مثل یه هارپسیکورد درخشان
به صدا درمیاد
دلم میخواد
برگههای گزارش مدرسه
اینطوری بشه:
بازی کردن با چیزهای شیشهای ظریف: 20
جادوی کامپیوتر: 20
نامه نوشتن برای کسایی که عاشقشون هستی:20
کشف چیزهایی در مورد ماهی: 20
زیبایی بلوندِ بلندِ مارسیا: 20 !
" ریچارد براتیگان "
امروز از دوستی خدا حافظی کردم و بی ان که فرصتی برای کشیدن دستی به سر و رو باقی بماند .انداختم تو نیایش و بعدش هم افریقا به سمت جنوب و کمی بعد از جهان کودک به کوچه کمان پلاک 25 رسیدم تا از کو چکترین مدرسه جهان که به تهران رسیده دیدنی کرده باشم .
چهل دقیقه تاخیر کافی بود که در میانه ی برنامه ی افتتاح نمایشگاه عکس های کالو خود را ببینی . شعرانی که از او به عنوان مشهور ترین سرباز معلم جهان می توان نام برد به همراه تعدای از علاقمندان و یکی از مشاوران رئیس جمهور در حال تماشای فیلم هایی از کو چکترین مدرسه جهان بودند.
معلم خوب کوچکترین مدرسه جهان می گوید : اینجا سی تابلو از عکس های مدرسه را به همراه چند نفر از بچه ها به تهران اورده ام . او می گوید : این هشتمین نمایشگاه مدرسه کالو است که تا 30 تیر در تهران بر پا خواهد بود .
قصه های کو چکترین مدرسه جهان عنوان کتابی است که شعرانی می گوید در مدت کو تاهی به چاپ ششم رسیده است .
به هر حال شما هم اگر می خواهید دمی با بچه های کو چکترین مدرسه جهان باشید این روز ها فرصت خوبی است تا از این نمایشگاه دیدن کنید .
.................................................................................................................
پی نوشت :
علی رغم حضور یک نماینده از دولت در مراسم افتتاح از آموزش و پرورش و دستگاه عریض وطویل روابط عموی هیچ خبری نبود
توصیه نوشت:
اگر از شمال تهران می خواهید به نمایشگاه بروید قبل از رسیدن به جهان کودک جای پارک مناسبی پیدا کنید و بعد از جهان کودک سمت چپ کوچه کمان را ببنید .
از هر جا که خودتان را به میدان ونک برسانید به راحتی می توانید به نمایشگاه بروید
یک دوربین برای گرفتن عکس به بچه ها همراهتنا باشد بد نیست .
اگر گروهی و بخصوص با بچه ها و خانواده بروید حتما خوششان خواهد امد.
برای اولین بار عکس ها ی کو چکترین مدرسه جهان به فروش می رسد .
سه کودک از کالو در نمایشگاه میزبان شما خواهند بود . اگر از قبل کادو یا گلی برایشان تهیه کنید زیبنده تر است .
روزنامه اعتماد / بیست تیر 90/ رسول پاپایی
تابستان برای آموزش و پرورش همیشه فصل داغ و پر از برنامه ای بوده است .وسیع ترین دستگاه دولت شاید به اندازه وسعتش حاشیه هم داشته باشد . تابستان امسال هم یکی از پر حاشیه ترین مباحث و برنامه های داغ که حرارتش کمیسیون اموزش مجلس را هم به تکاپو انداخته است اجرایی شدن یا نشدن طرح تعطیلی دبستان ها در روز های پنج شنبه است . شاید یک سال قبل آموزش و پرورش و وزیرش فکر نمی کردند پیشنهادی که به شورای عالی آموزش و پرورش برای تعطیلی پنج شنبه ها داده اند این همه محل نزاع و اظهار نظر موافقان و مخالفان گردد و از جهت اجرایی هم تا این حد طراحانش را به چالش بکشاند .
موافقان اجرایی شدن این طرح می گویند : مطالعات انجام شده بر نظام اموزشی 70کشور نشان می دهد، در دنیا انان که سری در میان سرها دست و پا کرده اند بچه های دبستانی شان کمتر به مدرسه می روند . انها همچنین می گویند: همه چیز تنها در کتاب درسی نیست و بچه ها باید در اردو ها ، بازدید های علمی ، گردش های تفریحی ، و خلاصه بدون کتاب هم فوت وفن های زندگی اجتماعی و راه وروش دانایی و توانایی را یاد بگیرند و تعطیلی پنج شنبه ها این فضا را مهیا می کند تا اموزش و پرورش و معلمان و مدارس در این روز با برگزاری برنامه ها جذاب و اردوها و فوق برنامه رسیدن به این هدف شیک و قشنگ را مهیا سازند .موافقان همچنین می گویند اجرایی شدن این طرح میزان رضایت شغلی ونشاط را در میان معلمان ابتدایی بالا میبرد چرا که انان از این که تمام هفته را به مدرسه می روند و همانند دبیران راهنمایی و متوسطه ساعات موظفشان را در چهار روز به پایان نمی برند احساس تبعیض می کنند .موافقان تعطیلی پنج پنجشنبه ها پای روابط عاطفی درون خانواده را هم وسط کشیده و می گویند زندگی شهری امروزی موجب شده تا پدر ومادر ها کمتر فرزندان خودرا ببینند و اجرایی شدن این طرح به رشد عاطفی و تحکیم روابط والدین و بچه ها کمک می کند و حتی مخالفان را متهم می کنند که اینان کسانی هستند که دانش اموزان را از محیط خانه دور می کنند تا به کار های شغلی و اداری خود برسند ! .به روز شدن دانش حرفه ای معلمی از طریق باز آموزی معلمان در این روز تعطیل و متمرکز شدن کلاس های ضمن خدمت معلمان در روز های پنجشنبه و مدیریت زمان و منابع هم از دیگر دلایل موافقان است که با افکار عمومی درمیان گذاشته اند تا انان را با خود همراه نمایند .
در این میان هر چند وزیر اموزش و پرورش با اعتماد به نفس گفته بود که "78درصد خانواده ها موافق نرفتن فرزندانشان به دبستان در روز های پنج شنبه هستند " اما دامنه مخالفت با این طرح گسترش بیشتری یافته و نگرانی از اجرای این طرح به نمایندگان مجلس هم رسیده وانان با اعلام نارضایتی از این که نباید از ان چه در آموزش و پرورش اتفاق می افتد از طریق رادیو و روزنامه با خبر شوند اجرایی شدن این طرح را علی رغم تجربه اجرایی یک ماه اش در بهار منوط به اقناع کمیسیون آموزش مجلس دانسته اند . مخالفان تعطیلی پنج شنبه ها که تعدادشان هم کم نیست می گویند : تحول ناگهانی در یک نظام اموزشی و بدون در نظر گرفتن همه جوانب و اثار دراز مدت آن به نتیجه دلخواه طراحان منجر نمی شود . انان می گویند اصل تحول نو اوری در یک نظام اموزشی خو ب است اما نباید سرعت در اجرا ی تحول نگاه کار شناسی و کار مطالعاتی را قربانی خود نماید .انان می گویند طراحان طرح تعطیلی پنج شنبه ها دشواری های مادران شاغل را لحاظ نکرده و تعطیل شدن دبستان ها در روز های پنج شنبه موجب زحمت خانواده ها شده و دغدغه ای بر دغدغه های انها افزوده است .مخالفان می گویند : علی رغم ان چه که در خصوص مطالعات مختلف درباره این طرح از زبان مسولان اموزش و پرورش شنیده می شود چگونگی اجرایی شدن این طرح از پختگی و انسجام با سایر بدنه های نظام اموزشی همراه نیست . انان استدلال می کنند که :سال هاست که وزیران اموزش و پرورش به دنبال رسیدن به افتخار تک نوبتی کردن مدارس و حذف نوبت عصر از نظام اموزشی هستند و در راستای رسیدن به این افتخار با تراکم های 40 نفره مشهور در زمان علی احمدی رنج های زیادی را به معلمان وارد کرد ند اما اکنون به منظور اجرایی شدن این طرح و فضا سازی جهت فعالیت ابتدایی ها در نوبت صبح ،سخن از فعالیت مدارس راهنمایی و دبیرستان در نوبت می شود گویی که هیچگاه وزیران آموزش و پرورش از کاهش بهره روی و افت تحصیلی و دشواری درس خواندن و درس دادن در شیفت دوم سخنی نگفته اند.مخالفان می گویند این حرکت در مسیر مخالف به خوبی بی برنامگی و سردرگمی در آموزش و پرورش را نشان می دهدانان همچنین می گویند: در نظام اموزشی ما میزان تعطیلی های اشکار وپنهان زیاد است و در حالی که استاندارد ایام مفید در یک سال تحصیلی در سایر کشور ها 204روز است اجرایی شدن این طرح ایام مفید را در خوشبینانه ترین حالت به 160 روز در مدرسه های مامی رساند که نگران کننده است .مخالفان با تاکید بر این سخن وزیر که " هر دانش آموزی که در نوبت بعد از ظهر درس می خواند در حق او ظلم شده است " می گویند: اگر اجرایی شدن این طرح بخواهد به قیمت فعالیت بخش وسیعی از دبیرستان ها و مدارس راهنمایی در نوبت عصر تمام شود مشکلات زیادی را برای دانش اموزان روستایی که اغلب بصورت متمرکز در یک دبیرستان تحصیل می کنند به همراه خواهد داشت و بیم ان می رود که ترک تحصیل در میان دختران روستایی را به دلیل مشکلات رفت وامد و تاریکی هوا به همراه داشته باشد .
ان چه از استدلال های موافقان و مخالفان به نظر میرسد این است که :اول : نفس تحول خواهی و تلاش وزیر برای ایجاد تحول و نو اوری در اموزش و پرورش را باید ستود و ناپختگی و ضعف در شیوه های اجرایی را نباید بهانه ای برای حمله به اراده ی ایجاد تحول بنیادین که نیاز آموزش و پرورش بیمار ما هست قلمداد کنیم .
دوم : هر چند معاون آموزش و نو اوری وزیر و عده داده بود که "اگر بحث تعطیلی مدارس ادامه یابد، یک بحث مشروح و مفصلی را درباره اهداف، نکات یا استلزامات آن خواهیم داشت" اما هم چنان زوایای تاریک طرح تعطیلی پنج شنبه ها بیش از زوایای روشن و اشکار ان است و اهداف، نکات یا استلزامات ان همچنان مبهم باقی مانده است .ضرورت دارد متولیان نظام آموزشی اهداف خودرا از این طرح و سایر طرح ها به طور دقیق و به نحوی که قابل سنجش و ارزشیابی و محاسبه باشد مطرح کنند تا کارشناسان حوزه آموزش و پرورش در خصوص کم وکیف و میزان موفیقیت یا عدم موفقیت انها بتوانند اظهار نظر کنند . سوم : اموزش و پرورش از ساختار بیمار گونه اش در رنج است اما مشکل اصلی اموزش و پرورش امروز ما بحث 6،3،3 تغییر ساختار و کم وزیاد شدن تعطیلات نیست ان چه که نیاز به راه حل و توجه ویژه ی مسئولان و کارشناسان این حوزه است مباحثی مانند ، سطح دانایی و دانش حرفه ای معلمان ، وضعیت اقتصادی معلمان ، کیفییت مدیریت و بهره وری منابع مالی و انسانی در این وزارت خانه و محتوای دوروس است .مشغول شدن به تغییر ساختار این روز ها بد جوری موجب شده تا به این مسائل مهم پرداخته نشود .چهارم: هرچه هست وزیر با اعتماد به نفس گفته "با تعطیلی پنج شنبه ها کار ها را منظم کرده ایم " و اولویت کاری خودش را اعلام کرده که :" تکلیف من به عنوان وزیر این است که اول کلاس های ابتدایی را تشکیل دهم" و ازمدارس خواسته "تا از تمام ظرفیت های خود برای تشکیل کلاسها در نوبت صبح استفاده کنند و حتی بیمی از فرستادن پیش دبستانی ها به نوبت بعد از ظهر نداشته باشند ." می ما ند خانواده هایی که در این نظم عجیب نمی دانند مدرسه راهنمایی یا دبیرستان فرزندشان سال تحصیلی اینده نوبت صبح است یا بعد ازظهرو اعتماد عمومی که ذره ذره نسبت به اموزش وپرورش اب می شود و مادرانی که به دنبال عمه و خاله و مادر بزرگ هایی برای نگهداری روز های پنج شنبه فرزند دبستانیشان می گردند .
شیرزاد عبدالهی / خبر انلاینhttp://khabaronline.ir/news-161738.aspx
در پی انتشار فیلم "تنبیه بدنی دانشآموزان"در برخی رسانهها، وزیر آموزش و پرورش از تمام فرهنگیان در سراسر کشور به خاطر این فیلم مشکوک و ساختگی عذرخواهی کرد. حمیدرضا حاجیبابایی گفت: این فیلم برای الان نیست یعنی حداقل برای یک الی دو سال اخیر نیست؛ این فیلم دروغ و مربوط به چند سال گذشته است، از سویی بعضی از مطبوعات هم چنان ذوق کردهاند که اینجا معلوم میشود حتی قرار است ریشه نظام زده شود. وی خطاب به فرهنگیان گفت: معلمان ما در سراسر کشور متوجه این نگاههای مسموم آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و یکی از دلایل عمده این حرکت آنها، کارهایی است که امروز در وزارت آموزش و پرورش انجام میشود ... در پاسخ به آقای حاجی بابایی باید گفت که این فیلم چه ساختگی باشد و چه مشکوک و چه برای الان نباشد و چه مربوط به یکی دوسال پیش باشد، مساله ای به نام تنبیه بدنی در مدارس ایران را نمی توان انکار کرد. اگر وزیر تنبیه بدنی در مدارس را منقرض شده می داند معلوم است که از فضای مدارس و کلاس های درس خبر ندارد. تمرکز روی یک فیلم و سیاسی کردن یک موضوع تربیتی مهم، فقط به درد فرار از پاسخگویی می خورد. اصلا در این قضیه، عذرخواهی وزیر چه مفهومی دارد؟ مگر وزیر فیلم را منتشر کرده که حالا عذرخواهی می کند؟ اگر معلمان از دیدن این فیلم ناراحت شده ند یا باید از دست همکار خودشان عصبانی باشند و یا خشم خود را بر سر جاعلان فیلم خالی کنند! به راستی چرا آقای وزیر از خانواده سعید دانش آموز 15 ساله نیک شهری که سال گذشته بر اثر تنبیه بدنی توسط معلمش جان باخت عذرخواهی نکرد؟ چرا وزیر از خانواده دانش آموز شش ساله یاسوجی که با ضربه خط کش معلم از چشم راست نابینا شد دلجویی نکرد؟ چرا وزیر به دیدار خانواده معلم شیروانی که قربانی خشونت شد و با چاقو در حیاط مدرسه به قتل رسید، نشتافت؟ چرا وزیر از خانواده دانش آموز شبانه روزی یکی از روستاهای زاهدان که در دود ناشی از آتش سوزی ناشی از غیر ایمن بودن سیستم برق مدرسه، خفه شد دلجویی نکرد؟ عذرخواهی امروز وزیر کاملا سیاسی به نظر می رسد. آیا بهتر نبود که وزیر با متانت یک معلم به پرسش خبرنگاران جواب می داد؟ آیا بهتر نبود به محض انتشار فیلم، هیاتی را مامور بررسی موضوع می کرد و واقعیت ماجرا را به افکار عمومی گزارش می داد؟ حتی اگر آن فیلم واقعی هم باشد، وجود یک بیمار روانی دگرآزار نشسته بر جای معلم خدشه ای به منزلت معلمان واقعی وارد نمی کند. تبدیل کردن یک فیلم به محور بحث درباره یک موضوع مهم تربیتی یعنی تنبیه بدنی دانش آموزان راهی برای به انحراف کشاندن مساله است. سیاسی کردن مسایل آموزش و پرورش و تصور عصبانیت آمریکا و صهیونیست ها از کارهایی که امروز در آموزش و پرورش انجام می شود، هدفی جز مرعوب کردن منتقدان ندارد. حالا دیگر منتقدان آموزش و پرورش باید مواظب باشند که انتقادشان از سیستم 6-3-3 و تعطیلی پنجشنبه ها و تنبیه بدنی در مدارس و ... به حساب همسویی با آمریکا و صهیونیستها نوشته نشود! نگاه وزیر به معلمان، رمانتیک و شاعرانه و غیر واقعی است. معلمان نیاز به این همه تبلیغات ندارند. معلمان انتظار داشتند آقای حاجی بابایی به وعده هایی که در دوره نمایندگی به معلمان داده بود جامه عمل می پوشاند. به عنوان مثال مشکلات معیشتی معلمان را حل می کرد و تبعیض بین حقوق فرهنگیان و دیگر اقشار کارمندی را کاهش می داد. برای معلمان نیز مانند سایر کارمندان حق مسکن لحاظ می کرد. اوضاع نابسامان صندوق ذخیره فرهنگیان را سر و سامان می داد. به وضع تعاونی های مصرف و مسکن می رسید. کلاس های چهل نفره را سی نفری می کرد. حق انتخاب مدیر مدرسه را از معلمان نمی گرفت و... به جای این کارها آقای وزیر از مرجعیت معلمان می گوید. معلمان را گاهی نشسته بر قله می بیند و گاهی دست آنها را می گیرد تا به قله برساند. البته معنای این تبلیغات بر معلمان و هر انسان آگاهی روشن است. ای کاش وزیر یک بار انتقادهای خود از وزرای پیشین و اظهارات خود در اجتماعات معلمان در آن دوره را مرور می کرد و همان کارهایی را که از وزرای سلف انتظار داشت خود انجام می داد.

چگونگی معلم شدن و احراز شرایط حرفه ای این شغل در ایران داستان بلندی دارد . در سال های اخیر معلم رسمی معلم حق التدریس معلم شرکتی تنها بخشی از مدل های معلمی در کشورمان بوده است . ازمون استخدامی سال قبل هم مو جب شد تا دروازه های کلاس ومدرسه گشادتر از همیشه به روی رشته های گوناگون باز شود و نگارنده خود شاهد بوده است که یک ماما بعد از چند سال اشتغال به این کار یا یک مهندس شهرسازی در دبستان به معلمی مشغول شوند . مدارس غیر انتفاعی هم و چگونگی جذب نیرو و معلم تو سط انها که هم هر سال دست مایه طرح و برنامه ها بوده است .فرشته حشمتیان رئیس سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی و خانواده گفته :
"نیروهای مدارس غیردولتی موظف شده اند تا نیرو هایی را که جذب می کنند ابتدا به اموزش و پرورش معرفی کنند تابعد از بررسی صلاحیت گزینشی و اعلام نظر گزینش اجازه جذب و اشتغال بکار به انها داده شود ."
ان چه مشخص است و خروجی سال های گذشته این فرایند بررسی صلاحیت هاست بیشتر بررسی ویژگی عقیدتی و اخلاقی است و در خصوص شرایط حرفه ای معلمی مانند روش تدریس ، روانشناسی کودک وسایر شرایط تخصصی جهت معلم بودن التفاوت خاصی نمی شود .
نمایشگاه عکس مدرسه کالو "کوچک ترین مدرسه دنیا " از تاریخ بیستم تا سی تیرماه در نگارخانه ایوان برپاخواهدبود.
در اين نمايشگاه30 عكس
از فعاليتها و نحوه تاسيس اين مدرسه كه در منطقه بردخون شهرستان دير استان
بوشهر واقع گرديده در ابعاد 70*50 در معرض ديد عموم قرار مي گيرد.
نمايش فيلم از انعكاس هاي جهاني و بين المللي فعاليت هاي اين مدرسه ، نمايش و فروش كتاب قصه ی كوچكترين مدرسه دنيا به نويسندگي عبدالمحمد شعراني معلم مدرسه و نمایش نامه هایی که از نقاط مختلف دنیا به مدرسه کالو ارسال شده است از جمله بخش هاي جنبي نمايشگاه عكس مذكور مي باشد.
این نمایشگاه قبلا در شیراز ، کرمان ،اصفهان و سه سال پیاپی در ایام نوروز در روستای کالو برگزار شده، ساعت بازدید از این نمایشگاه 9 الی 12 صبح و 15 الی 19 خواهد بود . نگارخانه ایوان در خیابان آفریقا_نرسیده به چهار راه جهان کودک – کوچه کمان _ پلاک 25 – انتشارات علمی فرهنگی طبقه همکف واقع شده است . افتتاحیه نمایشگاه دوشنبه بیستم تیرماه ساعت 17 برگزار خواهد شد.
شعرانی در بخشی ازگزارش خود از بر پایی نمایشگاه بچه های کالو در شیراز نوشته بود :

علم میگوید: ماهی بیرون از آب از «بیآبی» به طورِ طبیعی میمیرد،
ولی در اصل ماهی به خاطرِ آب خودش را میکُشد!
علم این را درک نمیکند،
علم «تنهایی» را درک نمیکند...
گاهی ماهی در آب هم نفس ش تنگ میشود،
جان میدهد!علم این را هم درک نمیکند....!

ضريب حقوق در سال 1390 براي مشمولان قانون مديريت خدمات كشوري 700 ريال و اعضاي هيات علمي نه هزار و 965 ريال تعيين شده است. براساس بند 81 قانون بودجه سال 1390 كل كشور، افزايش ضريب ريالي از تفاوت تطبيق درج شده در احكام حقوق كارمندان كسر نخواهد شد و تفاوت مذكور در حكم حقوق ثابت باقي خواهد ماند. رقم حداقل و حداكثر حقوق مستخدمان شاغل و بازنشسته به ترتيب 3 ميليون و 410 هزار و 23 ميليون و 870 هزار ريال تعيين شده است و براساس مقررات مربوط قابل پرداخت ميباشد.

انتشار فیلم تنبیه دو دانش اموز واکنش هایی را در رسانه ها به همراه داشت . رسانه ها با چشم بستن به واقعیت های جاری در نظام اموزش و پرورش تنها معلم هاراسیبل انتقادات خود قرار دادند . اموزش و پرورش می گوید بررسی کرده و فیلم کذب محض است . فرماندار جیرفت هم می گوید روستایی به نام تاشکی در جغرافیای کرمان نیست .و انتشار این فیلم را به سایت های خارجی و بیگانه منتسب نمودند .
اکنون این سوال مطرح است چرا همیشه به هنگام انتشار این گونه فیلم ها رسانه ها فقط وفقط از معلم ها انتقاد می کنند و القاب سخیف و تو هین آمیز برای انان بکار می برند و دیواری کوتاه تر از معلم برای مبارزه و برچیدن بساط تنبیه نمی شناسند ؟؟
-
در روزهای اخیر ویدئوهایی در فضای مجازی منتشر شده که در آنها دو معلم روستایی به صورت جداگانه، با حالتی سادیستی دانش آموزان را تنبیه بدنی می کنند. در یکی از این فیلم ها، معلم دوکودک را مجبور می کند که نوبتی به صورت همدیگر سیلی بزنند که بی شباهت به جنگ گلادیاتورها نیست.
براساس تحقیق آقای شهابی خبرنگار مقیم کرمان که به شدت پیگیر موضوع است، این مدرسه در روستای انگهران در منطقه محروم بشاگرد از توابع استان هرمزگان واقع شده است. کودکان بشاگردی از انواع محرومیت ها رنج می برند و اکنون شکنجه هم به دردهای دیگر آنها افزوده شده است.
به گزارش ایسنا حاجی بابایی درحاشیه دیدار با وزیر معارف افغانستان به طور تلویحی به این فیلم ها که انتشار آنها افکار عمومی را جریحه دار کرده واکنش نشان داد و گفت: «تنبیه بدنی در کشور ما منقرض شده اما این به این معنا نیست که در برخی از بخشها چنین اتفاقی رخ نداده است». اگر منظور از تنبیه بدنی، شکنجه دانش آموزان به شیوه عصر حجر و با رفتارهای سادیستی است، این سخن درست است. مواردی مانند آنچه در این فیلم ها اتفاق افتاده کمیاب است. اما تنبیه بدنی و خشونت رفتاری در مدارس از روی دلسوزی و به عنوان یک روش تربیتی رایج است.
در این رابطه پرسشهای متعددی مطرح است: آیا اعمال خشونت در مدارس، بازتابی از وجود خشونت در روابط اجتماعی است؟ آیا معلمان به دلیل شرایط غیراستاندارد مدرسه و کلاس و مشکلات رفاهی مجاز به اعمال خشونت هستند؟ آیا تنبیه بدنی دانش آموزان در مدارس به خاطر نقص در قوانین و آییننامه ها اتفاق می افتد؟ و ... آنچه قطعی و انکارنشدنی است، تداوم خشونت در محیط های آموزشی است.
سال گذشته یک دانش آموز مدرسه راهنمایی در نیکشهر بلوچستان بر اثر ضربه معلم به ناحیه سر جان باخت و یک دانش آموز کلاس اول دبستان در یاسوج با ضربه خط کش معلم از یک چشم نابینا شد. معلمی در منطقه 5 آموزش و پرورش تهران دهان دانش آموز پرگو را در کلاس چسب زد... در یک مجتمع آموزشی در شیروان، مدیر مجتمع با ضربات چاقوی برادر یک دانش آموز به قتل رسید.
اخبار تنبیه بدنی در مدارس معمولا هنگامی رسانه ای می شود که منجر به فوت یا نقص عضو دانش آموز شود و کار به مراجع قانونی بکشد. آنچه از خشونت علیه دانش آموزان در مدرسه و علیه کودکان در خانواده در سطح عمومی مطرح می شود، تنها نوک قله کوه یخی است که ابعاد واقعی آن پنهان است. سیلی زدن، پیچاندن گوش، گذاشتن مداد لای انگشتان، روی یک پا نگه داشتن، لگد زدن، با کتاب و دفتر بر سر دانش آموز کوبیدن، پرتاب کردن گچ و پاک کن به سمت دانش آموز و... از جمله اشکال گوناگون تنبیه بدنی است که مطابق آیین نامه اجرایی مدارس ممنوع است.
فریاد زدن، تحقیر کردن دانش آموز، تهدید کردن، استفاده از الفاظ زننده، روبه دیوار نگهداشتن دانش آموز و... نیز انواعی از اعمال خشونت غیرفیزیکی است که البته در مدارس ممنوع نیست و بسیار رایج است.
عده ای می گویند معلم مقصر نیست زیرا حضور در کلاس های 40 نفری و وجود دانش آموزانی که جز زبان خشونت زبان دیگری نمی فهمند، به طور طبیعی معلمان و معاونان و مدیران را به سمت اعمال خشونت سوق می دهد پس نمی توان بر معلمان خرده گرفت. بالاخره معلم هم انسان است و تحت فشارهای روانی و از روی دلسوزی عصبانی می شود و دست به تنبیه می زند.
در یک کنفرانس علمی که به بررسی ریشه های خشونت در مدارس می پردازد این حرفها خریدار دارد، اما این استدلال ها را قانون و وجدان عمومی جامعه نمی پذیرد. معلمی که دست به تنبیه بدنی بزند با شکایت اولیا باید در دادگاه حاضر شود و وزارتخانه هم نه تنها از او پشتیبانی نمی کند بلکه پرونده اش را به هیات رسیدگی به تخلفات اداری می فرستد. معلمان باید این سخن را آویزه گوش کنند که تنبیه بدنی کار بد و خطرناکی است و "کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم".
این استدلال که خشونت در مدارس بازتابی از خشونت در اجتماع است و استدلال های مشابه، اعمال خشونت در مدرسه را توجیه نمی کند زیرا مدرسه مکانی است که برای تعلیم و تربیت ساخته شده و فرض بر این است که کودکان نیاز به تربیت و اصلاح دارند و سرزدن اشتباه و خطا از آنها طبیعی است و معلم برای تصحیح خطاها و اشتباه بچهها و اصلاح رفتار آنها استخدام شده و حقوق می گیرد.
اگر قرار بود بچه ها آدم های کامل و بی اشتباهی باشند دیگر تشکیل مدرسه و استخدام معلم ضرورتی نداشت. معلمی که در کلاس درس حاضر می شود به طور اتفاقی از میان رهگذران کوچه انتخاب نمیشود. این معلم برای قرار گرفتن در این جایگاه در آزمون کتبی و مصاحبه شفاهی شرکت کرده، صلاحیت عقیدتی و سیاسی او توسط گزینش تایید شده و منظما در دوره های ضمن خدمت شرکت می کند و ... بسیاری از معلمان مناطق روستایی فارغ التحصیل مراکز تربیت معلم هستند که به صورت شبانه روزی به مدت دوسال تحت آموزش های عملی و علمی قرار می گیرند. هر معلمی قاعدتا با عبور از این مراحل باید اصول اولیه کار معلمی را فراگیرد. اما ظاهرا این سیستم درست کار نمی کند. رواج خشونت و به خصوص تنبیه بدنی در مدارس نشان می دهد که تربیت و استخدام معلم، گزینش، آموزش های ضمن خدمت و سیستم نظارتی در آموزش و پرورش از ضعف های اساسی رنج می برند.
شاید اشکال کار اینجاست که در جذب معلم، صلاحیت های حرفه ای داوطلبان مورد سنجش قرار نمیگیرد. هسته های گزینش تنها به احراز صلاحیتهای عقیدتی و سیاسی متقاضیان شغل معلمی میپردازند. اما آنچه که مورد غفلت قرار می گیرد، تست های روانشناختی برای سنجش تعادل روانی و میزان بردباری افراد، کنترل فرد بر رفتار و گفتار خود، واکنش های فرد در شرایط بحرانی و ... است.
آنچه که در ویدئوهای منتشر شده دیده می شود فراتر از تنبیه بدنی رایج در مدارس است. این پدیده از حد عرف عقب مانده ترین اقشار جامعه هم فراتر رفته و نشان دهنده رفتاری عصرحجری است. شخصی که کودکان معصوم را مانند بردگان رومی وادار میکند که به صورت همدیگر سیلی بزنند، یک بیمار روانی در لباس معلم است که به شکنجه دانش آموزان می پردازد. این افراد مشخصات بیماری سادیسم را نشان می دهند. در تعریف سادیسم گفته شده : "علاقه به آزار رساندن دیگران به صورت جسمی، روانی و جنسی، طوری که این آزار رساندن موجب لذت و آرامش فرد آزاررسان شود".
چهره شکنجه گران در این ویدئوها قابل شناسایی است. ادارات آموزش و پرورش کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان به جای انکار و سکوت، بهتر است این بیماران روانی در لباس معلم را شناسایی کرده و برای معاینه و درمان در اختیار بیمارستانهای روانی بگذارند. در کنار این باید برای حذف خشونت در مدارس زمینههای مادی و فرهنگی بروز خشونت را از بین ببریم.
http://khabaronline.ir/news-160910.aspx